محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

کدام گیاه است ک اگر نصفش کنیم نصفش لنگ نصف دیگرش قصه است؟

حقوقامون واریز شد. همسری نصفش رو برداشت و نصفش رو گذاشت که من برای خودش و بچه ها و خودم لباس بخرم! میگم آخه با این چندرغاز؟ میگه حالا من لباس نمیخوام! میگم اتفاقا تو از همه لباس واجب تری دیشبیا خوابم نمیبرد. همه خوابیده بودن و من بیدار زل زده بودم به سقف. آخرش حوصله م سر رفت. نق زدم که علیییی من خوابم نمیبره! برگشت سمتم و گیج خواب دستی به موهام کشید که بخواب خانوم جان! برات لالایی بخونم؟ خنده م گرفت.
About 4,230 results(0.43 seconds) 






Search Results

Web results


جام نیوز :: JamNews - یازده چیستان جالب به همراه جواب
www.jamnews.com/detail/News/491053







 

Translate this page
Jun 12, 2015 - 1 – آن چیست که چه پر باشد و چه خالی وزنش یکی است؟ . 11- آن کدام گياه است که اگر نصفش کنی نیم آن لنگ و نیم ديگرش غصه باشد؟ *** *** *** ***




ان کدام گياه است که اگر نصفش کنی نیم ان لنگ ونیم ديگرش غصه باشد
https://hammihan.com/answer/28552


 

Translate this page
ان کدام گياه است که اگر نصفش کنی نیم ان لنگ ونیم ديگرش غصه باشد. 1 پاسخ توسط : ز
ریگی را در آسمان می گیرند، گوسفند را در آسمان از رومانی می آرند، تازه نصفش رو هم گم می کنند،موشک، موتور موشک را می سازند، خودرو را نمی توانند بسازند،جیب خودشان را می توانند پر کنند، جیب ملت را خالی می کنند،هر وقت هم که کم بیاورند، می گویند که خودتان به ما رای دادید پس باید تحمل کنید.!
دم می‌زنم زِ عشق و ولای تو یاعلی سر می‌نهم زِ صدق، به پای تو یاعلی بر لوح دل به‌غیر جمالِ تو نقش نیست واصل شدم به فیضِ لقای تو یاعلی دارد بس افتخار به شاهانِ تاجدار هر بنده‌ی فقیر و گدایِ تو یاعلی نامت علی و یکصد و ده هست در عدد نصفش مجیب و ذکر و دعای تو یاعلی خمسش حبیب و عُشر بود اسم ذات هو برپا بود جهان ز بقایِ تو یاعلی کون و مکان و لوح و سموات و عرش و فرش خلقت شدند جمله زِ رأی تو یاعلی عرش خدا که قلبِ محبان باصفاست بود از نخست منزل و جای تو یاع
دم می‌زنم زِ عشق و ولای تو یاعلی سر می‌نهم زِ صدق، به پای تو یاعلی بر لوح دل به‌غیر جمالِ تو نقش نیست واصل شدم به فیضِ لقای تو یاعلی دارد بس افتخار به شاهانِ تاجدار هر بنده‌ی فقیر و گدایِ تو یاعلی نامت علی و یکصد و ده هست در عدد نصفش مجیب و ذکر و دعای تو یاعلی خمسش حبیب و عُشر بود اسم ذات هو برپا بود جهان ز بقایِ تو یاعلی کون و مکان و لوح و سموات و عرش و فرش خلقت شدند جمله زِ رأی تو یاعلی عرش خدا که قلبِ محبان باصفاست بود از نخست منزل و جای تو یاع
فکر کردم دارم می می رم. ولی هنوز زنده ام. نوار مغز گرفتم . سی تی اسکن یه روز قبلش یک هفته شد که سر دردم ممنون بعضی شرایطم که ادما رو می شناسونن به کل یادم رفته بود که باید انتخاب واحد کنم چند بار رفتم بیمارستان و دکتر. باید شهریه امو اماده کنم نصفش قبلا ریختم مونده ده م جالبه تو این وضعیت که بیمه هم هستم اصلا بیمه هیچ عکس و دارویی رو ساپورت نکرد.یا در حد ناچیز! هم ادمای بدی داریم که به نفع انسانیت نیستن به نفع خودشونن.
امشب به مصطفی گفتم لطفا اومدنی قهوه و تروبیکا سوسو برایم بخر. مصطفی هم خرید و اومد. کیسه خرید را دم در ازش گرفتم و موقعی که داشتم وسایل را از کیسه درمی‌آوردم تصادفاً چشمم خورد به تگ خرید قیمت‌ها!!! یعنی قیمت قهوه اونقدر بالا رفته که دیگه نمی‌ارزد نصفش را برای فال گرفتن هدر بدی، بنظرم از این به بعد یک قاشق قهوه باید دم کنم و همه‌اش را بخورم. فالم را هم تو دلم بگیرم!
چند روز پیش صحبت میکردیم راجع به لبنان. من خیلی این کشور رو دوست دارم. قشنگه اما فقط اون نیست که نمیدونم چیه البته یه دلیلش هم شاید دوست داشتن مقاومت باشه. اما باعث شده من خیلی دوستش داشته باشم. واقعیتش دیشب بدجوری حالم گرفته شد. مثل اون روزی که سرپل زلزله اومد، شدم. پایتخت یه کشور اگه نصفش از کار بیفته جمع و جور کردنش سخت میشه اونم با وضعیت ملتهب لبنان تو چند وقت اخیر فقط دعا میکنم دوباره سرپا شه.
توی زندگی واقعیم مثل لحظات آخر امانگ آس شدم که سه نفر موندن و یکی این وسط آدم بده ست و داره دروغ میگه،تو نمیدونی به کدوم یکی میتونی اعتماد کنی و اگه به آدم اشتباهی اعتماد کنی میبازی یه طرف ماجرا همکارمه که همیشه نصف حرفاش راست و نصفش دروغه و طرف دیگه کسیه که قراره یه همکاری مشترک با هم داشته باشیم،اگه همکارم راست بگه کارمون اتلاف وقته و ایده مون به جایی نمیرسه ولی اگه صاحب شرکت راست بگه بهترین شرایط مالی و علمی رو بدست میارم واقعا نمیتونم تصم
اومدیم شیراز. با هم. رامین اومد دزفول دو هفته ای موندیم و بعد از یه سفر سه چهار روزه به آبادان و اهواز اومدیم شیراز. خبری از بازگشایی راه ها و بازگشت نیست. مهمون همین روزمزگی ها هستیم تا زمان نا معلوم. . یه دفتر پیدا کردیم از سال 85، سالی که نامزد کردیم. نصفش دفتر عربی دبیرستان منه و نصف دیگه ش خاطره نویسی که اینجوری شروع میشه: "از خواستگاری تا .". عاشق عاشقانه هام شدم که هنوز ذره ای عوض نشده چند صفحه ش و خوندم و با حال عجیب این روزهام تاثیرش
راه میره میگه دنیا یعنی محاسن پاییز . میگم خوب مثلا چهار تا مثال بزن از این محاسن ، میگه دلبر لباس قشنگارو از تو گنجه در میاره پایین کمی ، بالا کت و کلفت ،‌آدم حض میکنه. میگم اولا چشمت‌و در میارما دومن این که نصفش معایبه ، حیفه تابستون نبود که همش ؟ یه چای میریزه میزاره جلومون میگه : حالا دلبر هیچی. شبا رو چی میگی ؟ مگه تو خودت عاشق شبا نیستی ؟ پاییز همش شبه دیگه ، نصفه روز غروبه. دانلود کامل صوت این اپیزود
نمیخواستم از «من» بنویسم. راستش خیلی وقت است دیگر خودم را برای کسی توضیح نمیدهم. دردِ نفهمیده شدن، برایم لذت بخش تر از دردِ کج فهمیده شدن است. راستش را بخواهی دیگر منتظر نمیمانم کسی کوچه کوچه ی مرا بلد باشد. بلد بود؛ دمش گرم و دلش خوش باد :) بلد نبود؛ بالاخره از این کوچه پس کوچه های پیچیده خسته میشود.بالاخره خودش به بن بست میرسد.آخر هم مسیرش را تغییر میدهد و از این شهر بیرون میرود. آدمی مگر چقدر عمر دارد که نصفش را برای فهماندن خودش به دی
از کوچه صدایی آمد.صدایی شبیه دویدن هراسان کسی. ،از نور چراغ کوچه که از پنجره اتاق من دیده می شد مِه متراکمی معلوم بود.بلند شدم.با دقت از پنجره به انتهای کوچه نگاه کردم اما چیزی معلوم نبود.لحظه ای انگار کسی با کفش پاره ای که نصفش از کف پا آویزان شده بود و روی زمین کشیده میشد فرار میکرد.صدای شلخ شلخ دویدنش را شنیده بودم،اما کسی بیرون نبود.یا اگر بود در آن مه و تاریکی دیده نشد. مدتی به آخر کوچه خیره شدم بعد به جای خودم برگشتم و دوباره زیر پتوی گوشه
انهایی كه مرا می شناسند میدانند . من عاشق كفش و ساعتمً. از مدتها پیش دلم یك ساعت رادو مدل قدیمی می خواست. اما هر كدام را كه می دیدم. باب میلم نبود رنگ قاب تیره می خواستم بادصفحه ی روشن تر از قاب اما نبود . و مشكل دوم قیمتش كه خب گران بود برای من.كلی بخودم زحمت دادم و برنامه ریزی كردم تا پولش را پس اندار كردمو كلی گشتم تا ساعت مورد نظرم  را توی فروش اینترنتی یكی از گالری های شیراز یافتم . می خواستم برای تولد خودم به خودم هدیه بدهم كه ماجرای بیم
سلام آقای نجفی 
امیدوارم حالتون خوب باشه
من بنا بر قولی که به بعضی کاربرها دادم تصمیم داشتم پستی از تجربیات ازدواجم بذارم
تو این مدت بعضیا بهم ایمیل زدن یا تو وبلاگم جویای تجربه ازدواج مجازی من بودن
فقط دوتا موضوع رو میخواستم ازتون بپرسم
١- چون متن من طولانی میشه باید نصفش کنم و تو دو تا پست جداگانه منتشر بشه یا هر چقدر هم طولانی باشه تو یک پست میشه جا داد؟
٢- میخوام بخش نظراتش بسته شه و فقط بتونن تجربه من رو بخونن و نظری ننویسن
 وبلاگ
رئیس جمهور وزرا نمایندگان29 سال درس خوندناستخدامی میاد به دروغ 10 هزار نفر میری دانلود میکنی 200 صفحه اس 50 صفحه اش الکیه باقیش تو هر صفحه 10 نفر الی 15 نفر بیاییم ضرب کنیم میشه به زوور 2000 به کل کشور هیچی نمیرسه و بدبختی اینجاست از این تعداد نصفش فقط مال بچه های سهمیه داره فقط نصف میمونه واسه داوطلب آزاداونم با پارتی رفتن داخلمن نمیدونم چیکار کنم خدا هم جواب نمیدهدمیری واسه هر کار پارتی میخواد یا پول باید بدی که نداریمبه هزارتا کارگری ساختمان
+ دیشب خونه عمه خانومـ شامـ دعوت بودیمـدورهمی خواهر برادرا+ سریال جدید قلعه آسمان رو شروع کردمـقسمت سومـ رسیدمـدارمـ به آرومی پیش میرمـولی انگار قسمت سه شروع داستانه و میفته رو غلتک+ نمیدونمـ گفتمـ یا نهولی رمانی که دارمـ میخونمـ «جین ایر»حدودا نصفش مونده.میخواستمـ صبحی بردارمـ بخونمش خوابمـ میومد+ شاید بشینمـ یه نقاشی کیوت بکشمـ+ چالش اصطلاحات زبان گذاشتمـ واسه خودمـچند تا در روز یاد بگیرمـ. حالا شاید اینجا همـ گذاشتمـ !!+ پروژه جدید ب
داستان از آنجا شروع شد که قرار شد صبح جمعه برویم سد ذوات …شلنگ آسمان جوری باز شده بود که رفتیم اما آنقدر خلوت بود و همه جا پر از آب که راه رفته را برگشتیم …آمدیم خانه و تخم مرغ را خوردیم و خوابیدیم تا ساعت سه بعد از ظهر ….ساعت سه بیدار شدیم و سوئی شرت بچه ها را پوشیدم و ذغال را برداشتم و رفتم که آتیش را به پا کنم . فکرم مشغول بود . مشغول زندگیم . مشغول انتخابم . مشغول روزهایی که دارد میگذرد …ذغال ها را توی منقل گذاشتم و الکل را ریختم و کبریت کشیدم
تو را چه گویم.!؟ تو را با کدام احساسم تعبیرت کنم!؟ تو را با کدام واژه های نا گفته ام تعبیرت کنم!؟ تو را با کدام مهربانی ها تعبیرت کنم!؟ تو را با کدام خواب های خوشم تعبیرت کنم!؟ تو را با کدام جاده های عشق تعبیرت کنم!؟ تو را با کدام لبخند ها تعبیرت کنم!؟ تو را چه گویم.!؟
اسمم پینوکیوس میخوام آدم بشم، کاش میشد اینو یادم بدن
بابام پدر ژپتویِ نجار، کلی کار کرد ، حدودِ شصت سال
ولی هنو درگیره برای پول خونه، در حالی که پسرش هر روز تو خیابونه
برای بابام زندگی سخت، برای من فقط زنده موندن آسونه
با جینا دادیم مدرسه رو پیچ، یاد گرفتیم یاد میدن توش هیچ
شاید بپرسی تو کله ام چیست، یکم دقت کن خودت میبینی چوبی است
کلاه کج قرمز نیو اراست، تیشرت سفید به تن ، کفشا آدیداس
با گربه نره ریختیم طرحی خاص، بپیچونیم از روباهه چند ت
دیشب از بامبینو زنگ زدند که تخت و ویترین نی نی جمعه میرسه اصفهان و بریم واسه تکمیل وجه . حالا فردا صبح میریم هم تکمیل وجه کنیم و هم چند تا عروسک خوشگل واسه فسقلیم بخرم. آخه اون بار که رفتیم عروسک های خیلی ناز و نرم و خوشگلی داشت که دلم را برده بود نمی خوام زیاد واسش عروسک بخرم فقط چند تا ولی جنس خوب میخرم. همکارهای همسر بهش گفتند اصلا از این عروسکهای بزرگ که چشم دارند واسه اتاق بچه نخرید چون بعدا بچه ارشون میترسه و شبها نمیره توی اتاقش بخوابه. و
پس از گذر از مراحل خواستگاری و نامزدی، وقتی صحبت از ازدواج رسمی به میان می‌آید، از مهم‌ترین سوالات زوجین این هست که کدام شروط ضمن عقد ازدواج را استفاده کنیم؟ از آنجاکه ازدواج هم یک قرارداد است و بر اساس این قرارداد، حقوق و تکالیفی برای طرفین ایجاد می‌شود، هر کدام از طرفین می‌توانند شروطی را به نفع خود در این قرارداد درج کنند. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد شروط ضمن عقد و شروط از پیش ذکر شده ازدواج به شما ارائه می‌شود.
در سکوت شهر کسل
هزاران مرده متحرک
                        سر می روند از حوصله ی هم
کدام تابستان، پاییز تر از این می شد؟
با این همه میل به ریزش
و گل های داوودی بی فریاد
که از حنجره داوود
تنها به حزن آراسته اند
کدام صور
کدام صور
می دمد در خود
شور جنبشی دوباره را؟
تحقیق کدام یک  از وسیله های فلزّی خانه ی شما جذب آهن ربا می شود و کدام یک جذب نمی شود؟ دانلود تحقیق درس 7 علوم تجربی چهارم دبستان: عنوان تحقیق: در گروه خود،.
The post تحقیق کدام یک  از وسیله های فلزّی خانه ی شما جذب آهن ربا می شود و کدام یک جذب نمی شود؟ appeared first on خرید ملودی.دانلودها
1اسفند 97 به مناسبت 21 فوریه و روز زبان مادری برای دانش آموزان ششم ابتدایی مدرسه شهید بایرامی و چهارم ابتدایی مدرسه شهید محمدی قصه گویی به زبان مادری صورت گرفت قصه از کتاب آذربایجان ناغیلاری انتخاب گشت خلاصه قصه : قصه محمداین قصه درباره پسری به نام محمد بود که پدرش که پادشاه روم بود نابینا بود و وزیرش بهش گفته بود که یک پرنده هست اگر اون بیاد و برات بخونه چشمت باز میشه پادشاه هم سه تا پسراش رو فرستاد تا این پرنده رو پیدا کنند پسرها هرکدوم از یک
معما سخت ؟ کدام درب را انتخاب می‌کنید تا زنده بمانید ؟
جواب معما کدام درب را باید انتخاب کنید تا زنده بمانید
تست ورودی دانشگاه برلین همراه با جواب معمای کدام درب را انتخاب کنیم تا زنده بمانیم در نوشتار پیش رو تقدیم شما خواهد شد. حل این تست هوش بالای 110 میخواد.
کدام درب را انتخاب کنیم تا زنده بمانیممجله خبری 24 خبر
نشسته بودم پشت میز ، یکهو خیلی دلم برای یکی تنگ شد ، نمیدونم کی بود  ، بلند شدم رفتم پیش ضحی و خواستم براش این حس عجیب را توصیف کنم که گوشه دلم ذوق رفتن به کافه قانون  - پاتوق غروب های هیفده سالگیم - نگذاشت آنطور که باید بتوانم حسم را  .
بگذریم ،
چند روز گذشته بود و خیلی دلم میخواست برم توی فضای چوبی و دنج کافه بنشینم ، 
توی آیینه ی اسانسور خودم را مرتب کردم و رفتم تو . همه چیز سرجایش بود . درخت کریسمس ، قاب عکس های کم و بیش نفرت انگیز ، خانوم مو بل
https://medium.com/@ghassimi/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%BE%D9%88%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-20170adb57ed
 
 
https://medium.com/@ghassimi/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%BE%D9%88%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-20170adb57ed
 
 
 
 
 
 
 
 , پودر ماریانا , پودر ماریانا چیست , پودر ماریانا داخل واژن بگذاریم , پودر ماریانا تارگت , پودر ماریانا چه رنگی است
می ‌خواستم چشم ‌های تو را ببوسم تو نبودی، باران بود رو به آسمان بلند پر گفت ‌و گو گفتم:  ـ تو ندیدیش.؟! و چیزی، صدایی.  صدایی شبیه صدای آدمی آمد،  گفت: نامش را بگو تا جست‌ و جو کنیم! نفهمیدم چه شد که باز  یک هو و بی ‌هوا،هوای تو کردم،  دیدم دارد ترانه ‌ای به یادم می ‌آید. گفتم: شوخی کردم به خدا!  می‌ خواستمصورتم از لمس لذیذ باران  فقط خیسگریه شود،  ورنه کدام چشم  کدام بوسه کدام گفت ‌و گو.؟!  من هرگز هیچ میلی به پنهان کردن کلمات بی ‌رویا
ای سرزمین! کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمانِ باور خود خواهند دید؟ ای مادرِ ما، ایران! جانِ زخمیِ تو، در کدام روزِ هفته التیام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راهِ عافیت تو سفید شد؛ ای ما نثار عافیتِ تو از کتاب نون_نوشتن :محمود_دولت‌_ آبادی
امروز از صبح دارم به مغزم فشار میارم تا درباره سوژه روز ولنتاین هم بنویسم ولی نمیاد که نمیاد که نمیاد؛ کلمات رو می گم، چیزی به ذهنم نمیاد بنویسم!برای اینکه از این ‌وضعیت خلاص شم اول چُمباتمه مثل اکیوسان نشستم و با خودم وارد مذاکره شدم تا بفهمم که بالاخره از این مراسم خوشم میاد یا نه بعد برم سراغ نوشتن؛ کاشف به عمل اومد که وضعیت افکار من بینابینی هست یعنی نه بدم میاد نه خوشم میاد کلا گیج می زنم.پس قبول کنید با این وضعیت شلم شوربا افکار، نوشتن
پاورپوینت کشاورزی با عنوان روابط آب ، خاک و گياه پاورپوینت کشاورزی با عنوان روابط آب ، خاک و گياه در 42 صفحه و شامل مطالب زیر می باشد: روابط آب و خاک و گياه روابط آب و خاک و گياه روابط آب و خاک و گياه روابط آب و خاک و گياه روابط آب و خاک و گياه پتانسیل آب آب قابل استفادهٔ خاک جذب و حرکت آب شکل A- تغیرات پتانسیل آب اتمسفرى نسبت به تغییر رطوبت نسبى در ۲۵ c تبخیر و تعرق (Evapotransopiration) تبخیر و تعرق (Evapotransopiration) عوامل محیطى مؤثر بر تبخی
#طنزسیاهنمایی.113 کدام برای ما بهترند؟ گفت: بالاخره امروز رئیس جمهور چهار سال آینده آمریکا معلوم می شود. گفتم: به نظر تو کدام موّق می شوند؟و کدام برای ما بهتر اند؟ گفت: گویند مردی دو دختر داشت ؛یکی را به کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد. چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد، به خانه دخترانت برو و احوال آن ها را جویا شو ! مرد نیز اول به خانه کشاورز رفت و جویای احوال دخترش شد ؛ دخترک گفت : زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم .اگر باران ببارد خیلی خوب
ره میخانه و مسجد کدام استکه هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند استنه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی استبجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته استنمی‌دانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروزحریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود می‌شناسدکه سرور کیست سرگردان کدام است
 
عطار  نیشابوریاشعار شاعران معاصر
در این پست در مورد فایده های گياه آلوورا صحبت می کنیمقرن ها اسـت کـه آلوئه ورا را بعنوان یک گياه شفا بخش برای انواع صدمات پوستی مثل بریدگی می شناسند. این گياه رشد پوست و سلول های بافتی جدید را بیشتر می کند و بکار احیاء بافت سرعت می بخشد. نحوۀ استفادهبرگ گياه را از درازا، با چاقو دو نیم کنید.گياه را از قسمت برش خورده، روی بریدگی پوست تان قرار دهید. درمان سوختگی
یکشنبه کلا روز خوبی نبود صبح که مامانم بهم غر زد سر اینکه چرا روغن ها رو برمیدارم می زنم به سرم بعدم هی غرغر کرد سرمموقع رفتن به مترو سریع دویدم که به قرارم با دوستم برسممامانم گفت خودم می برمت هرچی گفتم خودم می رمغر زد نهههه من می برمت تا رسیدم ایستگاه مترو از جلوی پام رفت زنگ زدم دوستم اونم گفت دوست پسر سابقم رو دیدمدویدم از مترو بیرون دیدم شوهرم دم در و زود تاکسی گرفتم دارم می رم یه ایستگاه دیگه و سوار نشدمبعد من با دوستم رفتیم جایی که ق
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
لیوان تبلیغاتی - هدایای تبلیغاتی راسا گیفت دین دین کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد. دانلود فیلم با لینک مستقیم لاوی ها | دانلود آهنگ، دانلودرمان، اس ام اس صدای آذربایجان | دانلود آهنگ آذربایجانی دپارتمان املاک کندو آپ موزیک املاک گیلان فروش ویلا ، زمین ، باغ و آپارتمان و هکتاری در استان گیلان لبخند شیرین گروههای تلگرام،واتس آپ،سوپرگروه،لاین،تانگو،وایبر