محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

وقتی عاقبتم اینه انتظار نداشته باش بشم یک ادم دیگه

دانلود آهنگ وقتي عاقبتم اينه انتظار نداشته باش که باشم یه آدم ديگه
پارسالیپ
 
خودکشی تو تنهایی دور از چشم این مردم
بازم حس بهتریو میده تا باشی پشت یه میله
میخوام ناامید نشم ولی سرم سیاهی میره
من فقط تکیه میدم به ذهنیت های خودم
تا بفهمم این دنیا وصله به یه خدای ديگه
به اینا میگن انسان بهترینه انگار
میره میاد هی ولی روحش میره يک بار
مثل من نباش بمون تو زندگیت تو نرو
یا مثل من باشو بریز بهم همه شهرو
 
 
برای دانلود به ادامه مطلب بر
این کلید در برو هرچی ام دلت می‌خواد ببر
وقتي‌ عشق میمیره بین دو نفر
باید رفت اما بی‌ خبر
همه چی‌ تموم تا اینجاشم زیادی آوردی دووم
آرامشم مهمتره از آبروم
میگذرم این بارم از آرزوم .
فقط قول بده ديگه به این رابطه
اصراری نداشته باشی‌
اگه منو دیدی یه جا باهام
کاری نداشته باشی‌
فقط قول بده یادت نره که این جدا شدن خواسته خودته
دلمو جا نذار کادوی تولدته
این خط و نشون میوفته هواش از سر هر دومون سر قولی که به خودت دادی بمون
نسوزه ديگه دلت به
هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ???? این چند روز كه بلاگفا بسته بود باید جاى ديگه مینوشتم ولى واقعا دلم تنگ شده بود براى اینجا هرچند كه مدت زیادى بود مى خواستم از اینجا كوچ كنم حالا خونه ى ديگه هم دارم كه اگر اینجا اذیت شدم ديگه كوچ میكنم اون طرف امشب خیلى زود خوابیدم ساعت ٩ بود فكر كنم هیچوقت به این زودى نمى خوابیدم ولى انگار هرچى میگذره بیشتر دلم مى خواد بخوابم ! افسرده شدم ديگه ولى خب بدى زود خوابیدن هم اينه كه وسطش از خواب بیدار میشم ديگه خوابم نم
یادم نیست ولی يک روز بعد از مدتها هی از دیگران انتظار داشتن با خودم گفتم ديگه قبل از هر کاری چشمامو ببندم به خودم بگم که اگر مثلا من فلان کار برای فلان ايکس کردم انتظار نداشته باشم جبرانی کنه که اگر نکرد ناراحت نشم . و فک ميکنم کمی موفق بودم چون سطح انتظارم متعادل شد و خیلی کارا رو شاید برای دل خودم کردم بدون هیچ چشمداشتی . البته شاید مواردی بود که انتظار بر انگیز بود ولی مثل دفعات قبل خودمو برای لطف یا محبتی که براش جوابی باشه سرزنش نکردم و غمگ
قضیه اينه که به مرور دارم خیلی چیزها رو از دست میدم و اینطوری نیست که این از دست دادن ناگهانی باشه، هیچ چیز یهویی اتفاق نمیفته. این چیزها شاید چیزهای کوچيکی باشن مثل شوق و ذوق یه تجربه جدید یا خوندن یه کتاب یا وقت گذروندن با دوستان ( خوشبختانه فیلم دیدن هنوز به این چیزها اضافه نشده ولی میتونم تو دوردست اون رو هم ببینم، هر چیزی قابلیت داره که به این لیست اضافه بشه). شاید از دست دادن عبارت درستی نباشه، چون خودم می‌ذارم که برن، رهاشون ميکنم به تد
در انتظار آمدنت نشسته بودم، سالیان دراز. انتظار آنقدر طولانی شده بود که با هر نگاهم درامیخته بود، پشت هر لبخندم پنهان شده بود و با هر قطره ی اشک از چشمهایم می تراوید، انتظار آنقدر طولانی شده بود که خوابهایم از آن انباشته بود و روزهایم از آن لبریز و زندگی ام انتظار در دستهایم پنهان بود وقتي بی صبرانه قلم در دست می گرفتم که از تو بگویم، انتظار به وقت دلتنگی از گلوی نی لبک احساسم آوای حزن انگیزی میشد و فضا را از هجوم نبودنت می انباشت.
یادم باشد دلتنگی یا نباید بوجود بیاد یا اگه اومد ديگه نباید ازش انتظار دلگشادگی داشت دلتنگی حسیه ابدی که گاهی تو را تا مرز خفگی پیش میبرد ! یادم باشد هیچ وقت ، هیچ گاه از کسی انتظار نداشته باشم در هر حال هوای دلتنگی مرا داشته باشد یادم باشد زور و جور و جبر این دنیا خیلی قویتر از حال و هوای دل بیچاره ی من است یادم باشد تنهایی تنها سرنوشت از پیش نوشته من است ، یادم باشد
.
امروز ديگه تصمیم گرفتم که نه انتظار تبريک در مناسبت ها رو از کسی داشته باشم و نه ديگه به کسی یاد آوری کنم. خیلی غم انگیزه که نوشته های قبلی ت رو نگاه کنی و ببینی با چه حماقتی برای کسانی که اصلا ارزشی نداشت براشون وقت میذاشتی و بهشون یادآور میشدی،لحظه هایی از زندگیشون رو . ایندفعه تصمیم گرفتم روی دستم داغ بذارم  مث خیلی وقت پیش ها اگه یه بار ديگه این اشتباه رو مرتکب بشم
یه وقتایی درد ینی همون آرزویی ک اینقدر دوره ک ديگه امیدی ب اون نداری یه وقتایی درد ینی کسی رو بخوای و نداشته باشی یه وقتایی درد ینی حرفی ک ب هیچ کس نمی تونی بزنی یه وقتایی درد ینی هستی و نمی خوای باشی یه وقتایی درد ینی حرف اما وقتي کسی و داری و میدونی باید آماده بشی ک ديگه نداشته باشی ديگه درد نیست میشه زخم میشه مرگ میشه نابودی میشه پوچی با زخم چی کار میشه کرد دستمال بهش بست مسکن خورد تحملش نحملش کرد اگر کسی نباشه درد و زخمت رو بفهمه چی کار می کن
‌ ‌آهو ندیده‌ای که بدانی فرار چیست صحرا نبوده‌ای که بفهمی شکار چیست باید سقوط کرد و همین طور ادامه داد دریا نرفته ای بچشی آبشار چیست پیش من از مزاحمت بادها نگو طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد يک بار هم سوال نکردی بهار چیست در خلوتت به عاقبتم فکر کرده‌ای؟ خُب.کیفر صنوبرِ بی برگ و بار چیست؟ روزی قرار شد برسیم آخرش به هم حالا بگو پس از نرسیدن قرار چیست؟ مهدی فرجی
فوری: اگر رابطه عاشقانه تان سرد شده، این ویدیو آخرین راه حل شماست/ احساستان را برایش برملا کنید/ انتظار نداشته باشید همیشه عاشق بمانید/ دکتر پوریا پاکرو در ب.تی تی دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
11. از خودتان انتظار نداشته باشید که همواره و در همه حال، انگیزه در شما وجود داشته باشد ممکن است عجیب به نظر برسد، ولی يکی از روش‌هایی که می‌توان انگیزه را در خود حفظ کرد، این است که از خود انتظار نداشته باشیم همیشه و در همه حال، انگیزه قوی در ما وجود داشته باشد. واقعیت این است که هیچ کسی نیست که همیشه و در همه حال، در خود احساس انگیزه را داشته باشد؛ پس همواره منتظر نباشید که احساس قوی انگیزه در شما زنده شود تا کارتان را آغاز کنید.
انتظار نداشتنامیدوار نبودنمنتظر نموندنخیلی قدرت می خوادحالا چرا، نمی دونمدوست داشتم از خیلی سال پیش، بی تفاوت باشم، سرد عین سنگ، سنگ عین یخاما همیشه یه شعله ی سوزنده ای کنجی از وجود آدمیزاد روشنه تا وقتي زنده س، انتظار زندگی داره. 
ديگه باید دكمه احساسم رو خاموش كنم،اینجوری نباشه هر روز پا میشم موهامو صاف كنم،شونم پر میشه از موهایی كه تاب موندن نداشتن،اونا هم تنهام میزارن،تو اينه نگاه میكنم و موی جدیدی كه لباس عروس پوشیده رو میبینم با خودم میگم بیخیال اینا یعنی بزرگ شدم،كی رو گول میزنم؟ اینا یعنی دارم زجر میكشم،ارزوم اينه كه از این زجر و بدبختیام درس بگیرم ،یادم میاد چند روز پیش یه زوج جوون خوشحال رو دیدم،بهم نگاه میكردن با عشق بود،پسره اومده بود با خودش گل اورده بو
شاعر میفرماد: مرگ را هم سنگ با هجران مدان ای دل که من بارها سنجیده ام مُردن يکی، هجران صد است. + جواب نتایج براساس سوابق تحصیلی اومد، کاش فردا سنجش تموم کنه این بازی کثیفو و نتایج رو اعلام کنه. +ديگه سالای قبل این موقعا یا دانشجو بودم یا پشت کنکوری! الان فقط یه روحم که بین آشپزخونه و اتاق و دستشویی در گردشه! +خدایا. ????❤️
از سه تا کلمه بیزارم عشق -انتظار و . هیچ اعتقادی به عشق ،کلمه ی کلیشه ای که فقط بازی هرمون ها ست ندارم (منظور عشق به آدمیزاد هست) انتظار ،که تلخ ترین لحظه و حال است و . کلید خونه دستمه ،خونه ای که سالهاست منتظرش بودم (انتظار) خونه ای که بنا به اوضاع اقتصادی دوباره مجبور به اجاره دادن يک ساله اش شدم (تصمیم لحظه ای اما عاقلانه ) تمدید دوباره انتظار آدم زندگیم رو کسی که عاشقش بودم ( عشق ،کلمه ای .) از دست دادم با هر اسم یا هر کلمه ی مناسبی که فعلا در
جملاتی هست, ازشون متنفرررررم. يکیش اينه , بخواب ديگه سمیرا ,بچه بیدار بشه تو هم باید بیدار بشی! !!  میدونم بچه منه. اما فقط بچه من نبست که ! دوست دارم وقتي خوابم, کسی برای بچه بیدارم نکنه. نه تا وقتي میشه باهاش بازی کرد و گذاشت تا من کپه مرگم رو بذارم .اعصاب ندارم ها! يکی ديگه از جملات اينه : برای چی میخواهی ؟ خوب عزیز من, من از حرف زدن زیاد خوشم نمیاد ,توضیح دادن که جای خود. بده ديگه اون لامصب رو آخ که امروز اعصابم سگیه و رو کسی هم خالیش نکردم جز امی
این کلید در برو هرچی ام دلت می‌خواد ببر وقتي‌ عشق میمیره بین دو نفرباید رفت اما بی‌ خبرهمه چی‌ تموم تا اینجاشم زیادی آوردی دووم آرامشم مهمتره از آبروممیگذرم این بارم از آرزوم .فقط قول بده ديگه به این رابطه اصراری نداشته باشی‌اگه منو دیدی یه جا باهام کاری نداشته باشی‌فقط قول بده یادت نره که این جدا شدن خواسته خودتهدلمو جا نذار کادوی تولدته این خط و نشون میوفته هواش از سر هر دومون سر قولی که به خودت دادی بموننسوزه ديگه دلت به حا
این کلید در برو هرچی ام دلت می‌خواد ببر وقتي‌ عشق میمیره بین دو نفرباید رفت اما بی‌ خبرهمه چی‌ تموم تا اینجاشم زیادی آوردی دووم آرامشم مهمتره از آبروممیگذرم این بارم از آرزوم .فقط قول بده ديگه به این رابطه اصراری نداشته باشی‌اگه منو دیدی یه جا باهام کاری نداشته باشی‌فقط قول بده یادت نره که این جدا شدن خواسته خودتهدلمو جا نذار کادوی تولدته این خط و نشون میوفته هواش از سر هر دومون سر قولی که به خودت دادی بموننسوزه ديگه دلت به حا
چقدر دلم میخواست در این لحظه ؛ کسی به نام " عشق " صدایم ميکرد در جوابش جانم جانان میگفتم ؛ چقدر دلم میخواست جناب عشق محکم در آغوشم میگرفت و حال نداشته ام را به سرودی نجواگونه در گوشم سرحال ميکرد ؛ چقدر دلم میخواست بودی تا بخوانیَم تا بدانیَم! چقدر دلم میخواست حالم خوب می شد به نوازشت ؛ به لبخندت به نگاهت که تنگ و تنگ در چشمانم زل میزد و من از درونش خود را میدیدم که انتظار در انتظار به چشم انتظاری محبوب نشسته ام تا زبان بگشاید و حرف عشق براند تا گ
يکی از دوستام امروز دوتا سوال پرسید که باعث شد یه ساعتی فکرم مشغول باشه:)سوال اولش این بود که تعریف عشق چیه؟ سوال دومش این بود که چه چیزی باعث میشه یه رابطه عاشقانه به آخرش برسه؟ یا چی باعث میشه که ديگه عشق و علاقه‌ی اولیه باقی نمونه؟سوال بعدی اینکه نشونه‌ی اینکه ديگه رابطه عاشقانه نیست چیه؟اولین چیزی که توی تعریف عشق به ذهن خیلیها میرسه اينه که حس دوست داشتن خیلی زیاد نسبت به یه نفر. و من یه چیز ديگه بهش اضافه ميکنم اینکه انقدر عاشق باشی ک
آخ ک هر بار ب خودم می گویم دیگر از نوشتن دست برمی دارم. و هر بار از مبارزه با وسوسه ی نوشتن، شکست خورده باز می گردم. امان از این استرس و انتظار. این چند روز مگر می گذرد؟ خودم را سپرده ام ب فیلم های دوست داشتنی و زبان لعنتی. بیشتر از تمام عمرم فیلم دیده ام و ذهنم پر است از حادثه و خیال و عشق. و هی می آیم از فیلم ها بنویسم و حوصله اش را ندارم. هیچ وقت نظم دادن ب ذهنم را یاد نگرفتم و نوشتن از فیلم ها، نظمی می خواهد ک من هرگز نداشته ام.حالم خوب است
دیشب تا ۳ پای لپ تاپ بودم صبحم به زور ۹:۳۰ بیدار شدمالانم منتظرم همچنان و از ناهار خبری نیستدلم می‌خواد فیلم ببینمیا حداقل یه روز هییییییچ کاری نداشته باشمو با خیال راحت بخوابم و فیلم ببینم !با این روندِ پیش روتعطیلات عید سرم از چیزی که فکر می‌کردم هم شلوغ تر خواهد بودو واقعا نمی‌دونم باید چی کار کنممن و این همه کار؟!+ کاش اینم حل بشه بره پی کارشواقعا ديگه هیچ وقتي برای همکاری با فلان شرکتو کارهای ديگه نمی‌مونه !+ دریغ از ذره ای خرید برای ع
ورس 1: قصه یه حلزونه بدون خونه  // قصه یه مرغه رو آسفالت پی دونهقصه یه ماره كه هیچی نداره // یه مورچه اس كه رو كشتی سوارهقصه یه باز ِ كه بال باز میكنه و فقط فكر پروازهولی خب ، پاهاشو بستن // پراش شكستس ، تو دست صیادههمینطور روزا میگذره اون پیرتر // نبود ارتفاع بیشتر حس میشهاونو از درون میشكنه // وقتي میبینه كلاغا اون بیرون میپرهنفرت ، خشم ، غفلت ، آ // به خواب ببینه یك شب اوج میگیره از این قفس میره // صدا زنجیر پاش میگه كه پات گیرهكروس:قصه ی منه ، ق
خونه ای که چندین سال در حسرتش بودم بدست آوردم بالاخره بعد این همه انتظار امروز کلید در رو خودم انداختم هر چند !چند روزی نیاز به رنگ داره و تعدادی از وسایل من هنوز آمده نیست همه چیز تا قبل دست یابی هیجان انگیز به نظر میرسه ، و ای کاش هر آنچه آرزوست همان دم نصیبمان میشد گذر زمان همه چیز رو تغییر میده ،حتی خواسته ها و علاقه ها رو پ ن ۱: در انتظار دیدنش هستم و منتظر تکمیل شدن خانه و شرایط پ ن ۲: از خودم متنفر میشم وقتي مثل احمق ها بهش فکر ميکنم
زیادی هم دلت با كسی باشه فكرای ناجور میكنه پیش خودش. سعی كن "كم" باشی اما همیشه باشی.تو هر رابطه ای زیادی باشی خوب نیست!میدونم حقیقت ِ دلت اينه،دلت تنگ میشهاما تو كه بلدی دلتو سركوب كنی .آره .میخوام بگم این بارم دورش كن.تو نازك تر از اونی هستی كه فكرشو میكنی.اما محكمی!! تا میخوری زمین می ایستی!!این بار بیا زمین نخورده ،محكم تر بایست!!باید سفارش می دادم یه دل ِ تشكیل شده از حداقل ٢٠٪؜ مواد سنگی واست می ساختن،كه هی روز و شب نیای اینجا سیاهه
گمشده ای که هیچ وقت نتونستم پیداش کنم!شاید درست دنبالش نگشتم و شاید داشتمش و چشمهام رو درست باز نکرده بودم! هر چی که بود و هر چی که هست همه این مدت آزار دیدم و آرامش نداشتم! دور خودم گشتم و توی خلوت خودم ، خود واقعیم رو نتونستم راضی کنم!بعضی وقتها ديگه درمونده میشم و از تلاش و فکر کردن دست ميکشم، مثل دونده ای که میدونه هیچ شانسی برای پیروزی نداره و میمونه که تلاش کنه به آخر خط برسه یا نه!!! از اینجا به بعدش تلاش کردنش فقط و فقط برای خودشه ، برای ای
همه چیز تمام شدیه روزی فكر نمیكردم غصه حمید ارومم بزاره و مدام دنبال عشقش میرمولی نمیرم وقتي پنهانی عاشق كس دیگس ديگه واسم جذاب و دوست داشتنی نیستوقتي شب یلدا پروفایل گذاشت كه از همیشه یه دقیقه بیشتر دوست دارم و من از همه جا بلاك بودم پس من مخاطب خاصش نیستم.از اول هم حمید خط قرمزهایی واسه خودش داشت اما من تقریبا چیزی مد نظرم نبود به جز یك چیزبه خودش هم گفته بودم اگه پای كس ديگه تو زندگیمون بیاد بیصدا میرمء،قبلا وقتي باهم قهر بودیم باكسی حرف
همه چیز تمام شدیه روزی فكر نمیكردم غصه حمید ارومم بزاره و مدام دنبال عشقش میرمولی نمیرم وقتي پنهانی عاشق كس دیگس ديگه واسم جذاب و دوست داشتنی نیستوقتي شب یلدا پروفایل گذاشت كه از همیشه یه دقیقه بیشتر دوست دارم و من از همه جا بلاك بودم پس من مخاطب خاصش نیستم.از اول هم حمید خط قرمزهایی واسه خودش داشت اما من تقریبا چیزی مد نظرم نبود به جز یك چیزبه خودش هم گفته بودم اگه پای كس ديگه تو زندگیمون بیاد بیصدا میرمء،قبلا وقتي باهم قهر بودیم باكسی حرف
همیشه منتظریم یه تحول تومون شکل بگیره تا شروع کنیم,فیلم,متن,موسیقی انگیزشی و غیره می‌بینیم بلکه تلنگری هم بخوریم ولی يکی دو روز بد همه چی مثل اوله.یه سری‌های دیگم هستند مثل من خودشون رو می‌برند تو قعر ذلت و تباهی و ناامیدی بلکه اون تحول شکل بگیره و همه چی رو درست کنند,ولی نمیشه .خیلی زود رفت/خیلی تنهام/خدا چیو ازم گرفتی/د از چی از دست بکشم/مادرم زیر خاک خواب /بخدا قسم بلند نشی خودمو ميکشممتن و اهنگ نابودت ميکنند,ولی کسی که قراره کاری ر
يکی می گفت اگه روزی آدم ديگه آرزویی برای خودش نداشته باشه یعنی مرده. من ديگه آرزوی دور و درازی برای خودم ندارم اما هیچ احساس مردگی هم نمی کنم. آرزوهام کوچکه. اينه که مثلن فردا تعداد مریض هام کم باشه. بین شون پدر و مادر بدقلق نباشه. همه شون رعایت کنند و ماسک بزنند. بچه شون روی سر و صورتم تف نکنه و جیغ نزنه. فردا موقع رفتن سر کار و برگشتن به ترافيک بر نخورم. هوا زیاد گرم نباشه و نسیم خنکی بوزه. چشمم نیفته به صحنه های فجیع.
کامی یوسفی–چشم انتظار
هنوز چشم انتظارم بیای با ذوق بگی من اومدم
دلم تنگ شده بمونه جای لبات رو صورتم
عطرتو بو کنم چه زود ازت دور شدم
نه خندهامو نبین من از تو نابود شدم
هنوز چشم انتظارم بیای یه دل سیر نگات کنم
برگرد ديگه خستم از این که هی بی هوا صدات کنم
بعد یهو یادم بیاد که چند روزه نیستیو
بری ديگه تنهام بذاری نمیخوام ديگه جز اون هیچکیو
مشاهدهآهنگ ایرانی
اینکه حس کنی ديگه کسیو دوست نداری حس خوبیه؟ یعنی به کسی حس نداشته باشی با دیدنش ذوق نکنی پیگیرش نباشی ديگه سراغشو نگیری دلت براش به تاپ تاپ نیوفته ديگه بهت حس خوب منتقل نکنه حتی دیگع تو فکرتم نباشه اینا یعنی فراموشی ؟ حتی نداشتن حرف مشترک حوصله سر بر شدن چت وقتي سرد میشی که حس سرما کنی از طرفت یا مثلا چیزی ببینی ازش که تخریب کنه هرچی ازش ساخته بودی تو ذهنت چقدر حس ميکنم تو قلبم خالیه خیلی خالیه و درش روی کسی باز نمیشه؟ چون ديگه بلد نیستم دوست ب
هوای سرد پاییز شاعرانه س همیشه . بعضی وقتها رو مغز هست درد . دستم رو می ذارم پشتم رو شونه هام و شاید ماه ديگه رفتم برود حتی نتونست یه چیز معمولی . من لازم دارم ایگوم رو از بین ببرم تا حد ممکن . اکثر آدم‌ها پر از ایگو آن و من هم کم نیستم . وقتي به رفتارت دقت کنی می بینی که چقدر خودخواهی توت زیاده . اون رو از بین ببر تو خودت . نتیجه ش آرامت و خوشبختت می کنه ‌اما دیشب جلوی اينه قبل خواب رو به روی تخت فکر کردم ديگه وقتي نیست
همه ی خدایان به انتظار ما هستند همه ی خدایان به انتظار ما هستند همه ی خدایان به انتظار ما هستند آیدای خوب من! روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس می کنم که شعر، دوباره در من جوانه می زند. به بهار می مانی که چون می آید، درخت خشکیده شکوفه می کند. برای فردای مان چه رویاها در سر دارم! آن رنگین کمان دوردستی که خانه ی ماست، و در آن، شعر و موسیقی لبان يکدیگر را می بوسند و در وجود يکدیگر آب می شوند از لذت این فردایی که انتظارش قلب مرا چ
 خوبی حموم به اينه ك راحت میتونی زیر آب گریه کنی بدون این ك كسی متوجه بشه حتی خودت نیم ساعت زیر دوش گریه کردم و فقط فکر کردم یهو یاد این افتادم ك اون بی معرفت منو فقط به خاطر ی چیز ترك كرد این ك نتونستم برم پیشش دلم خواست ی بار ديگه بجنگم برم اون طرفا دلم میخواد ی روزی برسه منو تو بهترین وضعیت ببینه اون لحظه حسرت اینو بخوره ك كاش این كارو نمیكردم باهاش من نتونستم اونی ك تو میخواستی بشم اما تلاش میكنم بهتر از اون بشم ك فقط آرزو كنی ك ای كاش مال ت
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
گنجیشکه معرفی کالا فروشگاهی ارزان کده مقالات فارسی کامپیوتر و برق و ... میهن استور | متنوع ترین فروشگاه ایرانیان آموزش برای همه آزمون علمی جسنا