محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

من فقط تکیه میدم به ذهنیت های خودم

من یک از خود راضیم ????
خب دیگران هم باعث شدن من یک از خود راضی تر باشم و همینطور از کار هاي خود ????
به نظرم از پس کارام بر میام و هر کاری در هر جهتی که انجام ميدم با نظر خودم بوده و بهترین تصمیم در اون و همه اینا رو خودم درک میکنم  . 
و هیچ وقت خودمو سر زنش نمیکنم بابت تصمیم اون لحظه ام چون به خودم مربوطه و خودم برا خودم ارزش قائلم و خودم میدونم اون لحظه چی برای من لازمه 
ازون شب هايیه که محتاجم به خواب. منتها نه به خواب خودم. به خواب بچه ها. محتاجم که بخوابن تا کمی خودم باشم و خودم. کنار خودم دراز بکشم . موهاي خودمو نوازش کنم. واسه خودم یه موزیک پلی کنم و هندزفری رو بزارم رو گوشم و از گرمی دستای خودم که می خوره به گوشم قلقلکم بشه و چشم هام رو ببندم و باز کنم و اگر سر خورد نمی با دست خودم پاکش کنم و بگم به خودم حالت خوب میشه یه روز. یه شب. ازون شب هايیه که محتاجم به خودم.
باید تنهام بذاری. باید دست از سرم برداری و بری و دیگه پشت سرتم نگاه نکنی. اینجوری نگام نکن، من خودم بهت این حقو ميدم. بهت این حقو ميدم که خودت رو از دست منو و افکارم، من و ناامیدی هام، من و دردسرام، من و گریه هام، من و گلایه هام، من و گرفتاریهام، نجات بدی. تو حق داری که راحت باشی. بدون اینهمه فکر، بدون این ذهن آشفته، حق داری زهرا. برو، ناراحت نمیشم که تو هم بری. ناراحت نمیشم که تنها بمونم. به هر حال که من جز واگویه برای خودم کاری نمیکنم.
در طول روز، وقتایی که خیلی خسته میشم و از فکر یه سختیهاي الکی ای دلم میخواد با حال زار و بهانه گیرانه ای هاي هاي گریه کنم، به خودم میگم > و در راستای اینکه بتونم پر انرژی ادامه بدم! خودم رو به شنیدن آهنگ هاي دوپس دوپسی دعوت میکنم! الانم دارم آهنگ گوش ميدم :))))
امروز ترجیح ميدم 3تا چیز مهم رو باز بخودم یادآوری کنم. اولی این که دلم واسه هر خری نسوزه و محبت بی جا بهش نکنم چون همون محبت میشه توقع دوم اینکه همه حرفای تودلم رو ب بقیه نگم تا همون حرفام رو پتک نکنه تو سر خودمسوم این که گاهی لازمه به بقیه نه بگم و مخالف باشم باهاشونو همیشه از خودم بخاطر بقیه نگذرمامیدوارم یادم بمونه و بتونم بهشون عمل کنم.حداقل امیدوارم که یکم بتونم ب خودم فکر کنم.شاید.
گاهی دوست دارم دست ببرم در سرمهمه را بیرون کنمخودم را با خودم تنها بگذارم خودم شروع کند به دوست داشتن خودم خودم شروع کند به راه رفتن با خودم خودم، خودم را در آغوش بگیرد بعد بروم گوشه ای بنشینم سخت گریه کنمبرای خودم که سالها تنها گذاشته بودمش
آفتاب که غروب می کند از خودم می پرسم ، امروز دل کسی را نشکستم؟ رفتارم با همسرم چطور بود؟ کجا مقصر بودم و باید دلجویی کنم. همه اینها باعث ارامشم می شود. دلم خوش می شود که با خودم رو راست بودم. اگر فردا زنده نبودم چی ؟ افسوس کدام کار نکرده ام را می خورم. شاید همه این ها را می نویسم و خودم را با خودم و خدای خوبم مشغول میکنم، که از یادم برود بدی هاي دیگران را. یاد غم و تنهايی ازارم ندهد. اصلا گاهی به خودم میگویم : بس کن.
* بعد از آن سه روز مرگ‌آور که ضجه زدم که رهايم نکنید به حال خودم، خیلی از جنبههاي زندگی‌ام تحت تاثیر قرار گرفت . ظاهرم را آرام نگه داشته‌ام اما فقط خودم می‌دانم در چه تاریکی عمیقی دارم دست و پا می‌زنم .‌ بعد از آن سه روز پشت سر هم دروغ گفتم . به همه . مطلقا به همه . کار دیگری از دستم برنمی‌آمد . با خودم کنار آمدم که ته‌اش یک سگ گَرگرفته و ولم که باید رها شوم به حال خودم در تاریکی‌ای که می‌ترساندم .
دوس ندارم وقتی حالم بده بیام اینجا. ولی جز اینجا جایی نیس که خودمو خالی کنم.اصلا انگار کسی نیس حرفامو گوش کنه.خیلی خسته شدم کاش میشد برم جایی که هیشکی نباشه خودم باشم و خودم و خودم خودم و خودم و خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هیچوقت نمیخوام ناامید بشم ولی کاری میکنن اميدمو به ادامه زندگی از دست بدم خیلی دارم اذیت میشم
کاش حالا که پاییز دوباره سر و کله اش پیدا شده این دل من حالش خوش می شد.ولی شاید هیچ وقت دلم خوش نشود. روزها و شبهای عمرم با شنیدن دردناک ترین حرفها دارند می گذرند.نگاه به اطرافم میکنم و خودم را بین آدمایی می بینم که دوستشون دارم ولی اونها .بیخیال اونها میشوم .خودم ،خودم را بغل میکنم و نازش میکنم. من بلدم خودم را آرام کنم.خودم که همیشه دلش گرفته و به زور تن بی جانش را تحمل می کند .این خودی که همیشه غمگین و خسته است.
از وقتی امدم سرگیجه دارم . دیروز هم داشتم . خیلی فکرم درگیره هزار جور فکر توی سرم میچرخه دائم دارم فکر میکنم چیکار کنم هزار جور راه مختلف پیدا میکنم . به خودم دلداری ميدم نفس سخت نیست تو میتونی همین طوری که می خوایی میشه نترس . من هستم توی تمام این سال ها قسمت سخت زندگیم دلداری دادن به خودم بود یه ادم افسرده غمگین که توی وجودش یه ادم پر انرژی و شاد و سختکوش زندگی میکنه که هر لحظه باید به خودش دلداری بده . الان خوابیدم دارم استراحت میکنم . همش میت
به فدای چشات که انقد جذابه بیا بریم یه کافه هر کی جز من گفت دوست دارم بدون لافهرد نکن دعوت مارو آخه ببین هوارو میسپارمش به تو کجا بریم اون ساعت این قراروهمه جوره پایتم من بیا دل ما رو نشکن قول ميدم خوش بگذره به تو به تو بیشتر از مندلتو یه جوری میرم شده نازتو هی میخرم اون جاها که آرزوته بری خودم تورو میبرممن میدونم اگه دلت مال خودم شه زندگی زندگی میشه تازه با تو عزیزمتو بذار باشه رو من یکم حواست نذار بشم هلاکت آخه من دلی میخوامتهمه جوره پایتم من
6 روز از دومین ماه پاییز کرونایی گذشت هربار به خودم قول ميدم که دیگه از کرونا ننویسم اما گویا شدنینیست این ناممکن:) اصلا مگه میشه فراموشش کرد؟ روزا داره میگذره یه سرنوشت نا معلوم در پیش داریم هیچ حدس خوشایندی از اینده خودم و اطرافیانم نمیتونم بزنم این زندگی شده تکرار مکررات توی این همه دردسر و سردرگمی و کار وکار و کار. باید یه گوشمونم به حرف نتراشیده نخراشیده ی همون مردمی باشه که برامون تره هم خورد نمیکنن
راستش خیلی دوست داشتم می تونستم بدرد خیلی ها بخورم ولی انقدر ها ادم بدرد بخوری از اب درنیامدم . ادم بدرد نخوری هم نیستم ولی در محموع قسمت بدرد نخوری ام می چربه . همین طوری برای خودم ولم . معتقدم زندگی یک نوع ولنگاری است . خیلی وقتا باید نسبت بهش بی تفاوت باشی . قبلا دست به سرزنش خودم خوب بود ولی حالا دیگه به کار خودم کاری ندارم حتی بیشتر خودم را می پرستم . معتقد شده ام لذتها توسط بدن باید احساس شوند لذا سعی می کنم خودم را در مسیر لذت ها قرار بدم .
سلام گلای تو خونه???? شما آدم افراطی هستید؟ البته تو عشق و عاشقی و احساس رو امروز مورد بحث قرار میدیم روز هاي دیگه به جنبه هاي دیگه اش میپردازیم???????? من خودم اینجوری ام که عشق ميدم عشق ميدم عشق ميدم بعد حالا یا طرفم با شعوره و جبران می‌کنه که هیچی یا باز با شعوره که حتی جبران هم نکنه باز بی تفاوت هم نیست یا طرفم مثل یک چهارپای زیبا جفتک میندازه اونموقع اس که دیگه اون آدم برام بی اهمیت ترین میشه
* جهانِ‌ هستی کسی را به من بدهکار است که بگوید: هی! من این‌جایم، حالا تا هر وقت که خواستی گریه کن . *خودم را از همه چیز جدا کرده‌ام و روحم را حبس کرده‌ام در قلبِ ماهیِ کوچکی زیرِ آبها . * مذبوحانه به دنبال نقطه‌ی اشتراکی بین خودم و جهانِ بیرون از خودم می‌گردم و هربار سرخورده‌تر از قبل به قلبِ تاریکِ خودم بازمی‌گردم . * قلبم، هزار و یک شب است .
ظرف ها رو شستم و مسواک زدم به خودم حق ميدم. امروز صورتمو بند انداختم و حمام رفتم و نتونستم کتاب بخونم تو فکرمه به طور خود آموز زبان بخونم اما نمیدونم میتونم یا نه دلم برا طراحیم تنگه اما بازم نمیدونم میتونم یا نه ???? افسردگی خر است امروز با سالی در مورد شکمم حرف زدیم بزرگگگگگگ شده هر کار میکنم حس پیاده روی ندارم بازم باید با خودم مدارا کنم
دانلود آهنگ رضا یزدانی بنام تو خودم میسوزم (تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم) Download Music Reza Yazdani - to khodam misoozam (♛) With Text And Direct Links In tibamusic دانلود آهنگ جدید تو خودم میسوزم (تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم) با صدای رضا یزدانی با لینک مستقیم و رایگان از سایت تیبا موزیک دانلود آهنگ دیس لاو جدید با صدای زیبای رضا یزدانی تو خودم میسوزم با دو کیفیت mp3 128 و mp3 320 برای شما دوستاران دیس لاو موزیک آماده دانلود می باشد که با مراجعه به ادامه مطلب آهنگ تو خودم میسوزم از
در پس معرکه ای نشسته ام از جهاد خودم با خودم. خودم شکست خوردم. و خودم پیروز شدم. کدام خود را دوست تر میداشتم نمیدانم. اما مهم هم نیست. گذر کرد و نیست. باید ادامه داد و با جنگاور ترین ظاهر و باطن ممکن زیست. باید بیرزد. اما فقط احتمال است. که میداند که چه پیش میآید. اما چیزی در سرم، چیزی در دلم. میگوید که من آنم که می ایستم در انتها. و نظاره میکنم. نمیدانم. این چیست. این چیست.
خوب یادمه که چهارسال پیش همینجا نوشتم "باز میشه این در. صبح میشه این شب. صبر داشته باش" اون موقع خوشحال بودم. الان هم خوشحالم. همیشه سعی میکنم از انتخاب هام، هرچند خیلی سخت، راضی باشم. شعار ميدم؟ بذارین بدم! دیگه بسسمه فرشته نبودن. دیگه بسسمه. دلم میخواد برم شهربازی سوار ترن هوایی بشم و فقط داد بزنم. اینقدر داد بزنم که اشکم دربیاد. که بفهمم زنده م و زندگی میکنم. خسته م. خیلی له و لورده م. کابوس شده همه چیز. همه فکرا. همه خیابونا. همه شهر. همه کشور.
دیشب چه شبی بودچقدر فشار و اعصاب خوردی داشتم و دارمچرا اجازه دادم که تو این شرایط قرار بگیرم که نتونم خودم واسه خودم تصمیم بگیرم و زندگی کنمدوم اسفند نود و هفت ! من یک نفر رو کشتم؟این رو باید با خودم همیشه تکرار کنخودم رو هم کشتمدیگه چیزی نیست که بخوام در موردش فکر کنمرهايش مطلق؟با این مشکلات؟واقعا من دنبال این آرامش بودم؟یعنی تنهايی اینقدر تاوان داره؟و جالب اینجاست که تبعاتش هنوز هست و حالا حالا باید درگیرش باشمدرگیر مشکلی که خودم درستش ک
بنظر خودم هم حیف این موهاي سیاه خودم که رنگشون کنم!یه بار رنگ کردم با اینکه میومد بهم اما در کل هیچی موی مشکی پرکلاغی خودم نمیشه.در نتیجه تنها تغییری که مبتونم برای عید امسال داشته باشم مرتب کردن ابروهام و یکم کوتاه کردن موهامه.
نمیدونم وبلاگم تا کی بمونه اگه بود که همین جا ادامه ميدم اگه نه تو ادرس دیگهاما تصمیم دارم خیلی از واقعیت هارو راجب خودم و ادمای داغ بنویسمهمین که نظر یه نفر هم راجب امثال خودم عوض بشه خیلی خوبهاز بعضی خاطراتم هم میخوام بنویسم اگه مایل باشیناز خصلت هاي مردای داغ از عقایدشوناز طرز نگاهشون به زن ها حتی.ولی یادتون نره ادم داغ با ادم هوس باز خیلیفرقشونه. هیچوقت فکر نکنین ادم داغ ادم هوس بازیهواسه تشخیصش یه خاطره رو براتون میگم
یکی از سرگرمی هاي مفیدم اینه که الان هرماهی که هست میرم تو آرشیو وبلاگم و پست هاي اون ماه در سال هاي مختلف رو میخونم. موقع خوندن پست ها میخندم، گریه میکنم، خوشحال میشم برای خودم، دلم برای خودم میسوزه. این داستان هر ماه ادامه داره و عالمی دارم برای خودم
سلام. حالم خوب نیست. خسته ام و ناامید.از عالم و آدم. و بیشتر از همه از خودم. از خودم که نمیدونم چی میگم و چرا میگم حتی. از خودم که نمیدونم تو زندگیم چه غلطی باید بکنم دیگر حوصله ی بازی دادن و به بازی گرفته شدن هم نداریم جانی در این بدن نیست. لطفا اگر من را میشناسید دیگر از من سراغی نگیرید. من را به حال خودم رها کنید که نه دیگر جایی برای خون دل خوردن دارم و نه دیگر این دل از این خون تر می شود.
عینک روی چشام الکیه و هی یادم میندازه که حتی از پشت شیشه با 4 نمره قوی تر از چشمای خودمم دنیا بازم تیره و تاره.مبهم مه آلود سرد دست و پا زدن صدها موجود ناپیدا توی من که دلم میخواد همشونو قتل عام کنماحساس گناه تکراری.حس عذاب وجدان ناتموم.تصویرای چندش آور از آدمای متوقع اطرافم. و فکر کردن به اینکه چطور انقدر بی رحمانه پرتاب شدم به این مسیر توی زندگی جایی که هربار به پشت سرم نگاه میکنم دنباله ی اتفاقات خراب داره به سمت روزهام سرازیر میشه. و
از خودم خیلی بدم اومد زمانی که دوباره اون کار رو کردم واقعا یه روز جهنمی و تخمی بود از خودم بدم اومد اون روز واقعا حس نفرت از خودم داشتم من دیگه نمیخووام این کار رو تکرار کنم من جلوی این کار رو میگیرم برای این کار دیگه نمیذارم منو وسوسه کنه واسه ی هر چیزی
از هر اتفاقی که بیفته ناراحت نمیشم و فقط و فقط از خودم بیشتر بدم میاد. فقط با خودم بیشتر قهر میشم.ناراحت نمیشم و غصه نمیخورم.ارغوان گوش ميدم؛آییی.ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آیدارغوااان ارغوااانتو بر افراشته باش؛ تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من.تو بخوان.این دفعه هم قدرت مبارزه ندارم.ساکت میشینم گوشه ای تا پرتم کنن بیرون و بدون حرفی اضافه میرم‌ سراغ ادامه ش.که متاسفم برای این مریم!
داشتم با خودم فکر میکردم؛ اگه اینجا رو بخونه از دیدنِ این من، چه احساسی بهش دست میده؟! یه من که تغییر کرده، دچار نوسان هست، ولی سعی میکنه بهتر باشه! احتمالاً برای خیلی‌ها قابل تحمل نیست! یک منِ دیوانه که گاهی انتخاب ‌‌‌هاي درستی هم نداشته! البته در لحظه تصمیمی که گرفته رو دوست داشته! به خودم برای داشتن اینجا حق ميدم و اگه اینجا رو بخونه برام مهم نیست . :/ +زمستونِ مسخره‌ای شده . +دلم استراحت میخواد .
* تنهايی دارد در قلبم بال بال می‌زد . * به تنهايی‌ام که فکر می‌کنم، به اندوهم که تمام تنم را فراگرفته که نگاه می‌کنم دلم می‌خواهد اندازه‌ی تمام رودخانه‌ها بگریم . * هیچ‌کس نیست که با او از خودم حرف بزنم . از خودم که دارم سقوط می‌کنم . * امیدی به هیچ‌چیز و هیچ‌کس ندارم . می‌خواهم این‌قدر در این تاریکی بمانم تا خودم شبیه تاریکی شوم .
حالا اگه من دلم یکی رو بخواد ولی اون یکی، دلش یکی دیگرو، تکلیف چیه؟من با خودم عهد کردم دیگه وارد هیچ رابطه ای نشم ولی خب تو ذهنم که میتونم برای خودم زندگی کنم، ولی مشکل اینه من حتی تو این حالتم حس میکنم غرورم داره جریحه دار میشه، بخاطر کراش داشتن رو کسی که فکرش جای دیگه است! اصن من یه قانون دارم یا مرگ یا غرورم! حالا مثلا من پاشم برم بگم فلانی ساعت چنده، دوساعت میشینم خودمو عذاب ميدم که چرا خودتو کوچیک کردی! مسخره است؟ نه اصلا! چون من میدونم ساع
هر طور فکر کنی همون طور جذب میکنی، این خیلی دقیق و نامحسوس عمل میکنه لامصب که نگو.​​​​​​کلبه میسازی که تنها باشی، دیوار برای محاصره ی خوده، بعدش شاکی نشو که چرا فلان و چرا بهمان، به هیچ رهگذری قلاب ننداز، هر عابری برای رفتنه، حتی وقتی میاد، که مدتی اتراق کنه. کلبه ای چوبی و کوچیک، یه سوئیت تر و تمیز و یه اتاقک زیر شیرونیش، با پنجره هاي دوجداره ای که صدای جنگل و دریا، گوشامو کر نکنه. دور کلبه یه ایوون و چندتا ستون. شب سرد نمناک اسفند ماه و آس
دلم به اندازه ی یک پاییز تنگ ِ خودم شده. گرچه بودم! اما آنقدر شدید که خودم را حس نمی کردم. مثل ِ یک تصویر زوم شده آن قدر زوم کرده بودم روی خودم که نمی فهميدم منم و فقط آن نقطه، آن نقطه ی مبهم از خودم را می دیدم و نمی فهميدم کجای من است. باید دورتر می شدم تا جای آن نقطه و من پیدا می شدیم. اما از آن جهت که پیش از آن، خیلی خیلی خیلی زیااااد دور از خودم بودم و من فقط یک نقطه، یک نقطه ی مبهم بود در آن همه دورها! برای جبران ِ آن دوری، نزدیکی ام را از اندازه گذ
پس از مدت ها، به جرات بعد از حدود دو سه ماه، آخر این هفته دغدغه ی خاصی ندارم. دیگه از فرط پشت سر هم بودن کار ها داشتم بالا می اووردم. گاهی هم آدم کاری نمیکنه ها، ولی دغدغه هاش بیشتر از خود کار انرژی میگیره میشه. به خودم گاهی حق ميدم احساس پر کاری کنم. خودم رو درگیر سه چهار تا کار کردم و توقع دارم همش هم ایده آل بشه. ولی اون نیمچه کلاسه داره تموم میشه انگار. بورس هم که خداروشکر کله کرده و نیازی به چک کردن نداره! کار نقشه هم که این هفته نداریم! به جز ای
دست از کار میکشم. یه کم الکل روی دستمال میریزم و به دستام و خودکارم و میزجلوم و حتی موس و صفحه کیبورد می کشم. از صبح هر چی ارباب رجوع داشتیم درسته که ماسک داشتن چون بدون ماسک راهشون نمیدن داخل ولی فاصله اجتماعی رو پرپر کردن و هر چی ما میریم عقب تر اونا میان جلوتر خب، تکيه ميدم به صندلی و برای خودم به آواز زمزمه میکنم که: جوانه زیر باران، پرنده در بهاران، نفس در سینه ی این خاکیان سبز، چراغ روشن افلاکیان سبز، زمین سبز آسمان سبز، کران تا بی کران
آمده ام خسته به مهمانیتاز همه کندم که همه فانی اندتشنه خودم روی خودم آب بستبر سر این سفره مرا آب هستلب به غذا می نزدم قاضیمهرچه تو نانم بدهی راضیمقصه میان من و تو فرق داشتبا آنکه برا خیرالعمل شرط داشتبنده ای خانه خرابم تو مرا دریابمدیده بودم که تو پس می نزنی در خوابمتکيه بر هر که زدم خالی و چون دیوار ریختتو ولی اما اگر شاید نداری جنس تو دیوار نیستمتن آهنگ | نواتکست
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
دانلود فایل مطب ایمپلنت تهران|دکتر وحید دهقان فروش فالور پیشگیری از اعتیاد شاهکار معماری ایران فرهنـــــــــــــــــگ موزیک زمین بازی دنیای از خوشمزه ها پایش فرصت های تجارت آنلاین