محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

عزیزشدن نزدجمیع خلایق

حکم آخر از اوست
قاضی اوست
ما چرا قاضی رفتار خلايق شده ایم؟
ما چرا قاضی خود نشدیم؟
به خود آییم و نصیحت شنویم
که اگر حکم دهد راه فراری از آن نیست
قاضی خود بشویم
که اگر نوبت حکم آخر برسد
رحمی نیست
بخشش نیست 
به خود آییم و نگوییم که نیست
شاعر الهه فاخته 
سوره نملسایت رسمی الهه فاخته
تنها تو و لاغیر آیت کبرای من عشق است و لاغیر بین خلايق چو به ناچار کنم سیر در قفس سینه به امید نشسته است مرغک افسرده‌ی دل منتظر طیر کنج خرابات گزینم من از این پس چون بت عاشق کش من هست در آن دیر گرچه مرا طرد نمودی ز کنارت هست ولی بر دگران پاسخ من خیر من ز توام ای همه‌ی بود و نبودم می‌طلبم از همه تنها تو و لاغیر
انگـار بـه سـردی قـدیـمـش باقــی ستبدخلقــی و حـالـت وخیـمــش باقـی ست در عشــق بـه او نمــانده چیـزی از مـنپیوسته ولی دو قورت و نیمش باقیست *** هرچند که شهره ی خلايق شـده ایپیــش رخ مـن آینــه ی دق شــده ای کـافیســت بــرای کشتن مـن اینــکهبا او که مخالفــم موافــق شــده ای
ans=prompt("در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؟
در حضرت عزّت صحو و غفلت جایز نیست و جزای نیكی بدی و پاداش عبادت، عقوبت صورت نبندد و در احكام آفریدگار از قضیت »
معدلت گذر نباش د. و كارهای خلايق به خلاف آن بر فنون متفاوت رود؛ گاه مجرمان را ثواب كردار مخلصان ارزانی
«. میدارند و گاه ناصحان را به عذاب ذَلّت جانیان مؤاخذت مینمایند؛ هوا بر احوال ایشان غالب و خطا در افعال ایشان، ظاهر
1) یك 2) دو 3) سه 4) چهار
-؟","")
if (ans) {
alert("«2» گزینهی
در متن صورت سؤال نا
کار همه راست، آن چنان که ببایدحال شادیست، شاد باشی، شایدانده و اندیشه را دراز چه داری؟دولت خود همان کند که ببایدرای وزیران ترا به کار نیابدهر چه صوابست بخت خود فرمایدچرخ نیارد بدیل تو ز خلايقو آن که ترا زاد نیز چون تو نزایدایزد هرگز دری نبندد بر توتا صد دگر به بهتری نگشایدگاتاهای | بزرگترین مرجع شعر
این روزها لابد شهردرای محترم است که مشغول جدذول گذاری در آخر روستای هی هی است. کاش می توانستند این جدول گذاری را تا آخر دامداری ها ادامه دهند و خیابان فقیر را با جدا کردن از روان آب های کنار گذر که به جاده می زنند و آسفالت را در درای زمان به هم می ریزند، سامانی بخشند و خلايق برای یکبار هم شده آسفالتی روان و راحت ببینند!
علی(ع) در خم ولایت را بقا کرد پیمبر(ص) این به دستور خدا کرد پیمبـــر(ص) بود و دریای خلايق که دستش با علی(ع) را بر هوا کرد رسول(ص) آنجا عیان گفتا علی(ع) را خدا هم جانشینم مرتضی(ع) کرد یکایک شاهد و در خاطر آرید سپس بر مردمان ابلاغ ها کرد که اینک حیدر(ع) و حیدر(ع( امامی امامت را علی (ع) هم افتتاح کرد محمد(ص) پیشه ای، هر دم علی(ع) گو خدا تکمیل دین مصطفی(ص) کرد ولی الله همه گویند علی(ع) است کنون کامل تمام آیـــه ها کرد مــــــران ما را ز دامان ولایت علی (ع) تا
مدارا و تسامح با مردم، به جای خشونت و نفرت، یک اصل انسانی و فرامذهبی است؛ مدارا کردن با اقشار مختلف جامعه، می تواند خشونت ها، نفرت ها و اصطکاک ها را مهار نماید. شاعران مسلمان، نیز با طبع شعری که داشتند، از مدارا و توصیه به آن پرداختند؛ شعر مشهوری از حافظ که در افواه و السنه خلايق است، مدارا را به بهترین وجه آن به شعر در آورده است: «آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است: با دوستان مروت با دشمنان مدارا».
میخوانمت به هر شعر در فصل برگ ریزان گشته هماره حالم چون موی تو پریشان کن جلوه در خیابان تا دیده خلايق بیند رخ چو ماهت در ابر و باد و باران سخت است زندگانی در بزم غم بمانی شاید که روی زردم رنگین شود به خون جان از سنگ و شیشه گویند همواره شعر دیگر باور ندارد این غم هر کس شود گریزان شبهای بی عبادت بگذشت در ره عمر چون گویم از تو یارب، می بر لبم بنوشان صبح سحر چو خیزد بانگ موذن عشق باید وضو بسازیم از اشکهای خوبان دست من و دعای شب زنده داری تو کی میرسد ب
میم حجری ۵۸۱ سنگ سخنگو چجوری روتون میشه عکس میذارید اینستا زیرش قربون صدقه ی خودتون برید؟ من اونیم که دنیا بهم پشت کنه خودمو دارم چه گه خوریا سگ سخن جو در عصر یأجوج و مأجوج خودپرستی فضیلتی است. برای اینکه خودستیزی مد مدرن روز شده است. خلايق بمب بر کمر خود می بندند و میان مردم می روند تا هم خود تکه تکه شوند و هم مردم. قمه قداره می کشند کورکورانه آدم می کشند تا خودشان هم به ضرب گلوله کشته شوند و به جنت بروند.
خیلیها تو زندگی مشترکشون ازکنارهم بودن لذت میبرن ولی انگار ما باید ازکنارهم نبودن خوشحال باشیمتوی این یکی دوهفته که همسرم نبود اینو کشف کردم.ازحرف زدن پشت تلفنش از رفتار بعدازاومدنش.وقتی خونه ست به یک ساعت نمیکشه که شروع میکنه به بهانه گیری های الکی.ولی اینبار وقتی اومد خونه همون خونه بود اینقدر ازدر ودیوار و کارهای نکرده من تعریف وتمجیدکرد که داشتم شاخ در می آوردماتفاقهایی افتادکه اگه اون روزها بود تا اشکمو درنمی اورد ول ول کن نبود ام
میم حجری ۹۶۱ سنگ سخنگو یه افسانه هست که میگه خال هایی که رو بدنمون داریم تو زندگی قبلیمون بیشترین جایی بوده که عشقمون میبوسیدتش. با این که افسانست ولی قشنگه به نظرم. سگ سخن جو این خرافه زندگی قبلی را اجامر جماران به خورد خلايق داده اند؟ خال دال بر احتمال ابتلا به سرطان است. کسی که خال دارد باید به پزشک پوست مراجعه کند. ۹۶۲ سنگ سخنگو «لاتَخَفْ وَ لاتَحْزَنْ إِنّا مُنَجُّوک» نترس؛ غمگین مباش ما نجاتت می‌دهیم عنکبوت (۳۳) سگ سخن جو آره.
پس از این ورطه نجاتم ده و از معصیتت دور بدار و پس از آن عیب بپوشان نکنم با بدنم کز گنهم او بشود تابلویی تا کندم نزد خلايق علنی مذنب و رسوا که تو ستار عیوبی ز تو حیثیّت و توفیق عبادت وَ نجات از چَهِ معصیّت و آزار حسودان و توان، بهر رسیدن به سعادت طلبم پس بده در عالم دنیا و به عقبی نعماتت رحماتت برکاتت بده از درگه لطفت به منی کز تو فقط اسم مسلمانی و آن هم ز مسلمانی مادر وَ پدر دارم و از خود نه سوادی وَ نه حالی بوَدَم تا که بخوانم وَ بگویم که ز قلبم وَ
الا ای نی به صحرا خانه داری به بزم عاشقی کاشانه داری بسوزان دل بشوران این قلم را بیا برپا کن این دست و علم را بیاور در کنار عقمه دست نما هر عاشقی را از رخش مست بیاور نام آب و مشک و عباس به یاد آور به هر جا یک گل یاس همان گل که میان جسر و دیوار شده زخمی ز کین قوم غدّار شبی کز نور مهتاب شبانه نبود اندر دل صحرا نشانه بگفتا ای خلايق راه پویید ز میدان عمل دوری بجویید در ا ین صحرا به فدا غم کمین است دل زینب ز هجرم غم نشین است هر آنکس حال زارش را ببیند رهای
اولیا الهی شور دینداری را درنمی آوردند. حرم و مزار ایشان بعدها توسط مردم عادی مورد احترام بود. سعدی علیه الرحمه در گلستان حکمت نبشته:یکی را از بزرگان ائمه پسری وفات یافت پرسیدند که بر صندوق گورش چه نویسیم گفت آیات کتاب مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باشد بر چنین جای‌ها نوشتن که به روزگار سوده گردد و خلايق برو گذرند و سگان برو شاشند، اگر به ضرورت چیزی همی‌نویسند این بیت کفایتست:بگذر ای دوست تا به وقت بهارسبزه بینی دمیده بر گل من
میم حجری ۲۶۶ سنگ سخنگو کاش یکی بیاد قبل از بوسیدنِ لبامون روحِ خسته و زخمیمون رو ببوسه سگ سخن جو مطمئنی که روح سکنه جماران با روح الله کفن و دفن نشده است؟ ضمنا مگر در جماران کرونا وجود ندارد که خلايق خطر کنند و از ماهرویان لب بگیرند؟ ۲۶۷ سنگ سخنگو میگویند: بخند زندگی دو روز بیشتر نیست. زندگی زیباست! عزیز من. انتظار داری به ریش پدرت بخندم؟ کجای این فلاکت زیبا ست؟ سگ سخن جو آری آری زندگی زیبا ست زندگی آتشگهی دیرینه پا برجا ست.
میم حجری ۱۰۱۱ سنگ سخنگو فکرررررر کن تو شرکت خصوصی که خودت تاسیس کردی عکس ای و خمینی بزنی. شت بابا شرکت دولتی نه ها شرکت تاسیسی خودت وای من سرم به کدوم دیوار بزنم که این به من میگفت رانتی سگ سخن جو خوب. باید هم عکس ای را می زد. ای مثل ترامپ و می و ماکرون و مرکل نماینده مالکیت خصوصی است. خلايق خیال می کنند که ای نماینده خدا ست و نمی دانند که خدا هم انعکاس آسمانی ـ انتزاعی ای ها و ترامپ ها و نعلین ها و پوتین ها و چارق ها و
میم حجری ۳۲۶ سنگ سخنگو چند شبه خواب میبینم دارم نماز میخونم سگ سخن جو معمولا آدمیان در عالم خواب کاری می کنند و یا جایی می روند و یا چیزی می خورند که در عالم بیداری نمی کنند و یا مجاز به انجامش نیستند. اندام آدمی بدین طریق میان ایدئالیته و رئالیته میان آرزو و واقعیت پیوند برقرار می کند تا به تعادل دست یابد. اندام ها شعورمندند. ۳۲۷ سنگ سخنگو سواد که نباشه جان در عذابه سگ سخن جو وقتی فکر و ذکر خلايق لایک و لاس و لیس و باشد سواد به چه دردشان می خ
آرامش این گوشه‌ها رو خیلی دوست دارم ، سکوت و صدای طبیعت رو هم. وقتی میرم کنار سپیدرود و یا توی طبیعت انگار تو یه سیاره دیگه هستم، سیاره ای تمیز تر کم هیاهو تر ، زیبا تر. پی نوشت ۱: گفتند داروی دل چیست؟ گفت : از مردمان دور بودن #فیه_مافیه پی‌نوشت ۲: گفتند بندگی چیست؟ - گفت: خدایت آزاد آفرید، آزاد باش. #ابوسعید_ابوالخیر ‎#تذکرةالاولیاء پی‌نوشت۳: ‏گفت: خواب بدی دیدم. دیدم که خلايق به هیئت گاوان و گوسپندان جملگی سر در آخوری فرو برده به چریدن مشغول
عاشقت بودم و در هجر تو عمر سر کردمناله ها در بر این مسجد و منبر کردمروزها آمد و رفت و نه نشانی ز وصالهمه جا عکس تو را نقش به دل بر کردمصد هزاران سخن تلخ شنیدم ز رقیبدامن رنگ و ریا در ره تو تر کردمزلف افشان خلايق که بدیدم به گذریاد و نام تو به زندان دل از بر کردمهر چه خواندم همه از یاد برفت ای صنماتا گلی از در باغ تو مقدّر کردمچشمه ها خشک شد از بارش ابر چمنیلیک من دیده به دیدار تو بس تر کردمقصه ها گفته شد از هجر من از یار ولیراز ناگوی تو در کنج دل اخ
میم حجری ۲۷۶ سنگ سخنگو میشه تو این اوضاع هم امیدوار بود اصلا؟! امیدوار به اینکه تو این وضع، خودت وضع زندگیت رو بهتر کنی سگ سخن جو امید به چه معنی است؟ خلايق از دیرباز انتظار الکی به قوای ماورای طبیعی را امید می نامند. امید اما باید علمی و قانونمند باشد تا امید به معنی حقیقی کلمه باشد. همین تصور تو که به بهبود زندگی فردی ات امیدوار باشی، خود غیرعلمی و غیرعملی است. بهبود کیفی زندگی فردی اولا تعیین کننده نیست ثانیا به ازای بی خانمان سازی دیگری می
بشارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر                       فزون شد بر خلايق لطف وجود خالق اکبر


زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد                         زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر
عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی                           که جبرئیل امین شد خادمدر بار آن سرور
زلطف قادر قدرت نما  از گلبن عفت                             دوگل گردیده ظاهر  ازبرای حیدر صفدر
یکی در سوم شعبان ، یکی در چارم شعبان                 
بشارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر                       فزون شد بر خلايق لطف وجود خالق اکبر


زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد                         زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر
عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی                           که جبرئیل امین شد خادمدر بار آن سرور
زلطف قادر قدرت نما  از گلبن عفت                             دوگل گردیده ظاهر  ازبرای حیدر صفدر
یکی در سوم شعبان ، یکی در چارم شعبان                 
تو کی روشن کنی جان جهان را
فـــــزونی می دهی روح زمان را
عدالت گستــــــــــــر دنیای پر درد
کجا باید ببینیــــــــــــم جان جان را
صدایت کــــــی رسد گوش خلايق
درخشان کی کنی کـون و مکان را
بیا ای حجت کبــــــــــــــــرای عالم
عیان گــــرد و بده خود را نشان را
تو گـــــــــــر آیی جهانی زنده گردد
تو چون آیی شعف، پیر و جـوان را
زمیـــــــن در زیر گامت آسمان هم
زمین فخر و همــــی هم آسمان را
به قرآن محمــــد(ص) کن تو تعجیل
به زهرای علـــی(ع
 
حرف زدن و ادعا کردن ازاین که میشود یا میتوان به شخصیت امام حسین علیه السلام علم پیدا کرد. از هر کس بجز حضرات معصومین علیهم السلام گفته شود حرفی گزاف و ادعایی جاهلانه است.
چگونه میشود در رابطه با مردی حرف از شخصیتش زد .که وقتی از او و انتخاب او از سخنان پیامبر اسلام میپرسی ؟ او به این حدیث شریف بسنده میکند:
حسین علیه السلام گفت آنچه که من از پیغمبر شنیده ام این است: «ان الله تعالی یحب معالی الامور و اشرافها و یکره سفسافها»
واقعا فکر و
ای نور حقیقت ز جمال تو هویداای مظهر حق بوده رخت همچو مسیحاای جان جهان تشنه لب دشت حوادثای لعل لبت آب بقا، رهبر و مولاای حسن رخت آئینه ذات الهیای سرو قدت شاخه طوبی دل ماای عشق تو افکنده شرر در همه عالمای لطف تو باشد به سر خلق به هر جاای برتر از اندیشه و افکار خلايقای متصل غیب توئی اصل تولاای دین خدا از تو بسی یافته رونقای نور ولا گشته ز روی تو هویداهم شاهد و مشهود و شهید ابن شهیدیسرور به شهیدان جهان والی و والاجوشان به جهان خون تو تا روز قیامتای
بشارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر                       فزون شد بر خلايق لطف وجود خالق اکبر







زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد                         زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر



عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی     &
ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابتوی جام بلورین که خورد باده نابتخواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیراز خواب برآرم که نبینند به خوابتای شمع که با شعله دل غرقه به اشگییارب توچه آتش که بشویند به آبتای کاخ همایون که در اقلیم عقابییارب نفتد ولوله وای غرابتدر پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا راای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابتعکسی به خلايق فکن ای نقش حقایقتا چند بخوانیم به اوراق کتابتای پیر خرابات چه افتاده که دیریستدر کنج خرابات نبینند خرابتدیدی که چه
دانلود مدح محمود کریمی عشق تو توو خونمونه جونمون نثاره
شب میلاد حضرت محمد و امام صادق 1398هیأت رایة العباس (ع)
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیعشق تو توو خونمونه جونمون نثارهاسمت و تو دونه دونه دل ها موندگارهدین تو ذاتِ صراطِ آیتِ نجاتهدینی که مدیونِ پهلوون ذوالفقارهمیرسه به گوش همه با سرود و شور و شعفمژده ی ولادت تو از مِناره های نجفشد روزیِ اهل زمین کمال عشق مثال محمدأَللهُمَ صَلِی عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدرسیده جان عشق و
بگذشت عمر و زندگیم در هوای عشقباشم همیشه غمزده و مبتلای عشقدر شرق و غرب سیر نمودم به چشم دلجائی نبود چون وطن دلگشای عشقآوای دلنواز طبیعت رسد به گوشدارد بشارتی ز نوای خدای عشقآواز عشق در همه عالم بود بلندجاوید و زنده هر که شود جان فدای عشقمرغ سحر که نغمه مستانه می زنددارد به سر هوای گل دلربای عشقشاهان و شاعران و حکیمان و عارفانباشند خاکسار و فقیر و گدای عشقبنهاده است حضرت جبرئیل از ازلسر را بر آستانه دولتسرای عشقختم پیمبران و رسل مظهر خدایب
تاج گذاری کند آمده کاری کندبت شکند شاه ما بنده نوازی کندما بنوازیم نیست ناز بت بت شکنبت بنوازد هر آن چنگ به سازی کندآمده با قصد خود هرچه بتِ قادر استبا تبرش یک نفس دست درازی کندخویِ علی خویِ او رویِ علی رویِ اودست به زانو زنَد فتح اراضی کنخوی علی خوی او رویِ علی رویِ اودست به زانو زند فتح اراضی کنتیغ کَشاند به هر کس که به ناحق گرفتعدل کشاند به هر قصد به قاضی کندسر بزند آنکه را خونِ خلايق مکیدآب رخِ مردمان ریخت بازی کندباز بگیرد خود آن آه دل مر
بشارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر                       فزون شد بر خلايق لطف وجود خالق اکبر



 



زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد                         زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر



عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی    &
متن آهنگ محسن چاوشی به نام او
تاج گذاری کند آمده کاری کندبت شکند شاه ما بنده نوازی کندما بنوازیم نیست ناز بت بت شکنبت بنوازد هر آن چنگ به سازی کندآمده با قصد خود هرچه بتِ قادر استبا تبرش یک نفس دست درازی کندخویِ علی خویِ او رویِ علی رویِ اودست به زانو زنَد فتح اراضی کنخوی علی خوی او رویِ علی رویِ اودست به زانو زند فتح اراضی کنتیغ کَشاند به هر کس که به ناحق گرفتعدل کشاند به هر قصد به قاضی کندسر بزند آنکه را خونِ خلايق مکیدآب رخِ مردمان ریخت باز
کسی که وقتِ هجومِ غمِ تو عایق نیستاگرچه عاشقِ اویی، به عشق لایق نیستبه ظاهر آدمی‌ای کو از عشق بوی نبردیقین بدان که از او پست‌تر خلايق نیستبه بوستان گذری کردم و نه جز خار استدگر اثر زِ گلِ نرگس و شقایق نیستحدیثِ عارفِ مستِ میِ معانی خوشکه هرچه را به لب آرَد بجز حقایق نیستزِ خوابِ غفلت و بیهودگی درآ کیهانکه عمرِ مانده بجز کسری از دقایق نیستمحمد امین خسروی دهدزی (کیهان) - 1398.01.27
دانلود مداحی حسین سیب سرخی یا اباالفضل ز یک جلوه مردانه تو
شب تاسوعا ۱۳۹۷هیئت روضة العباسنوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحییا اباالفضل ز یک جلوه مردانه توحبس در گرد وجودم شده پروانه توهر که را می نگرم عاشق و شیدا تو هستای خوشا آن عاشق شیدا دل دیوانه توقدسیان از صف مژگان به درت رفتگرندعرشیان کفش کن پا به ملوکانه توستپادشاهان جهان هستن همه از دل و جانتا که حلق به گوش در شاهانه توستهر که زبار تو باشدچه غمش از دوزخرستگار ا
بسمۀ تعالی**********داستان کشتی نوح (ع) 2- 11**********************به    فرمان    خداوند    تعالی               شد  آن   نوح  نبی  در  دم  مهیّابه  ارشاد  خلايق گشته  مأمور               که باشد یک خدا، ز آن بیش را لا************************************************************
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
540pageso دانلود آهنگ جدید ...Around... خدمات طراحی رابط کاربری برترفایل تگ کن - آرشیو مطالب gianarxixyqsk24 tapak بازرگانی باریزان mehrann