محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

دلم میخواد جار بزنم که ازت بدم میاد

وقتی نت وصل میشه نمیدونم به اینستام سر بزنم به تلگرام سر بزنم به واتس اپ سر بزنم به لاین سر بزنم به پینترست سر بزنم به توییتر سر بزنم به ایمیلم سر بزنم به والی سر بزنم به وبلاگم سر بزنم اصن نمیدونم از کجا شروع کنم????شمام اینجورین ؟
دلم اونى‌ رو ميخواد كه وقتى میگم میخوام جیغ بزنم نگه هیس زشته؛ بگه یک دو سه اونى كه وقتى باهاش میرم دریا نشینیم یه گوشه و فقط حرف بزنیم و دریا رو نگاه كنیم آب بپاشیم تو صورت هم نترسیم از حرف مردم زندگى خودمه دلم ميخواد دیوونه باشم كسى كه وقتى بارون میزنه باهاش بدون چتر زیر بارون قدم بزنم وقتى بارون شدید شد بگه واى چه بارونى بعد هم كاپشنشو بگیره بالاى سرمون و بدووییم و بگه یكى از یكى دیوونه‌تر بعدش بزنیم زیر خنده و منم عشق كنم از خندیدنش.
حرف ها دارم اما. بزنم یا نزنم؟ با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟ همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست.» چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟ عهدکردم دگر از قول و غزل دم نزنم زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟ گفته بودم که به دریا نزنم دل اما کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟ از ازل تا به ابد پرسش آدم این است: دست بر میوه ی حوّا بزنم یا نزنم؟ به گناهی که تماشای گل روی تو بود خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟ دست بر دست همه عمر در این تردیدم: بزنم یا نزنم؟ ها؟
هربار گوشیمو برمیدارم منتظرم یه دوست پیدا بشه باهاش حرف بزنم هركی فرق نمیكنه كی و چی دلم خیلی گرفته خیلی تنهام خیییییلی تنهام خدایا دلم ميخواد با یكی حرف بزنم نمیشه خودت بغلم كنی؟ بهم گوش بدی؟ میخوام حرف بزنم ولی نمیدونم چی بگم از كجا بگم دلم خیلی شكسته، روحم زخمیه، آخه من انقدر بی ارزشم؟ من اگه ساعت ها اشك بریزم هیشكی نیست بگه چرا؟ چته؟ بغل نمیخوام، دست محبت نمیخوام فقط بگه چرا گریه میكنی. بی كسی سخته خدا چرا من انقد تنهام ????
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها نمیكنه شب كه از راه میرسه غربتم باهاش مياد توی كوچه های شب باز صدای پاش مياد من غمای كهنمو بر میدارم كه توی می خونه ها جا بزارم میبینم یكی مياد از می خونه زیر لب مستونه آواز میخونه مستی هم درد منو دیگه دوا نمیكنه غم با من زاده شده منو رها نمیكنه گرمی مستی مياد توی رگهای تنم میبینم دل ميخواد با یكی حرف بزنم كی مياد به حرفای من گوش بده آخه من غریبه هستم با همه یكی آشنا مياد به چشم من ولی از ب
دانلود آهنگ دلم ميخواد امیر تتلو
amir tataloo - delam mikhad
من دلم ميخواد دیگه بکشم ازت بیرون
بیا وسایلتم بردار بیا فقط بی اون
من دلم ميخواد دیگه دل من تنها باشه
نه با اون که یاد گرفته صبحشو هرجا پاشه
دلم ميخواد جار بزنم که ازت بدم مياد
دلم ميخواد عکساتو جلو همه دار بزنم
دلم ميخواد داد بزنم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
وااااااای دلم ميخواد عر بزنم جیغ بزنم کل کوچه رو شله زرد بدم بچه ها میدونم توی این مدت هر کاری میکردین میگف وبلاگ داره بروز میشه ولی ب جز اون توی خود بلاگفا مشکل بوجود اومده بود الان میتونید کامنت بزارید و وای خدایا نمیدونید چ حس خوبیه بعد از چند روزی ک نتونستم وارد شم اووووومدم عااااااااااشقتووووووونم پارت بعدی هم ب زودی ????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️
 چشمم به گوشهء صفحهء گوشی ام می افته و می بینم که هجدهم اسفنده پس چرا من فکر کردم شانزدهم هست؟ مثل همیشه حواسم به روزها نمیشه و او اگه بشنوه باز تعجب می کنه.پر از حرفم و پر از اتفاق. و پر از نوشتن؛ اما از یک سو خسته ام مهمون داشتم از سویی دیگر گوشیم شارژ باطری ندارهدلم ميخواد براش حرف بزنم اما می دونم وقت نداره امشب دلم ميخواد براش یه عالمه حرف بزنم ولی وقتش نیست حتی خودمم خستهء خوابم پلک هام داره میره.
یکم خستم.یکم حس مسکنم از هدفام عقب افتادم.باید بیشتر زندگی کرد.دلم ارامش ميخواد.شایدم یه سفر حالمو بهتر کنه.فردا صبح حوصله مدرسه رو ندارم.هرچقدرم بگن معلم خوبی هستی اما این کار اون چیزی نیس که دنبالشم.ما هدفای بزرگتری داریم.دلم آرامش ميخواد.دلم بچگی ميخواد.دلم ميخواد بی تفاوت تر ازین باشم به طرز فکر دیگران. دلم ميخواد جار بزنم من همینم که هستم.دلم ميخواد خونه آیندمو دقیقا جوری که دوس دارم درست کنم. جدا از کلیشه های امروزی.دلم ميخواد بر
 
یکی از مهمترین کارهایی که باید بکنم و نمی کنم، این است که مثل ریزعلی خواجوی، دار و ندارم را آتش بزنم. بایستم جلوی قطارِ زمان و عمر. دست و پا بزنم، داد بزنم، علامت بدهم و هر چه می توانم بکنم که این قطار را از این حرکت تند و پیوسته و بدون توقفش بازدارم.
سرعت این قطار، تمام محاسبات من را به هم ریخته است.
به! سلام! وب بلاگفای عزیزم!چه خبرا؟حالم خیلی خوبه خیلی خوب خیلی خوب.به همه کارام دارم میرسم انگار!فردا قراره که تا ظهر یه بخش نمایش بخونم و تست موسیقی بزنم. عصرم لغت بخونم و همه تستاشو بزنم. بعد هم طرح نقاشی رو بزنم. بعد هم برم سراغ تصویرسازی!مامااااان! یهو میدونین یعنی چی؟یهو.
چند روزی که اینجا قطع بود انگار که دوست نزدیکم رو از دست دادم دوستی که همه رنج ها و غم هارو بهش گفتم دیروز دلم میخواست از سریالی که دیدم براش حرف بزنم از تجربه ی جدیدم یعنی دیدن سریال چینی ! حتی بخاطر اینکه نشونش بدم چندتا عکس اماده کردم . ولی نداشتمش امروز دلم ميخواد از غم بی حدی که قلبمو پر کرده حرف بزنم ولی دلم نمياد هنوز از راه نرسیده درد دل کنم چند روز پیش دلم میخواست بهش بگم که بعد از مدت ها گریه کردم
دلم یه اتفاق تازه ميخواد. یه اتفاق جدید و خوبدلم ميخواد بتونم حرف ِ دلم رو بزنم! دلم ميخواد وقتی با چیزی مخالف هستم راحت بیانش کنم بدون ترس از اینکه بهم بگن: " تو هم که همش ضدحالی!!! " حتی با نوشتن این جمله هم بغض کردم!این روزا زده به سرم!با هر چیز ساده ای اشکم درمياد!!! دلم ميخواد پرواز کنم .رها باشمآزاد باشمراحت باشم . . از این بندهای احمقانه ی فکری که به دور ِ خودم کشیدم خلاص بشممن خسته شدم!
یه جا خواندم نوشته بود از احساساتتون حرف بزنین وگرنه سرطان میگیرین  حالا نه به این شدت ولی خب. دیشب رویا یه عالمه پیامک زده و خیلی شیک متوجه شدم لطف کرده رفته اینستا منو از دی اکتیوی در آورده. نمیدونستم رمزم رو داره. بعد یه عالمه اس ام اس هم زده در حالیکه قرار گذاشته بودیم حرف نزنیم. ببین واقعا تفاوت تا کجا. من نمیرم با هاشور حرف بزنم ولی اون هنوز مياد با من حرف میزنه. ای خدا. حالا به وقتش باید رمز اینستامو عوض کنم.
نیومدم اینجا نق بزنم، هر چند د
من همیشه حال و حوصله خوب بودن و مراعات ندارم. یک روزهایی دلم میخواهد بزنم به سیم آخر. روزهایی که دوربین دستم بگیرم و هندزفیری توی گوشم بگذارم و بیخیال عالم و آدم میان خیابان و بیابان قدم بزنم.و تمام آهنگ های شیش و هشت دنیا را از عربی و انگلیسی و حتی تر دسپاسیتو را بلند بلند فریاد بزنم. من همیشه ادم خوبه ی داستان نیستم. با دیوانگیم بساز.
امروز كه اومدم مثل همه روزای دیگه وبلاگو چك كنم و برای چندمین بار پیامهای تكراری تو رو بخونم یهو تموم وجودم پر شد از شور و شوق و خواستن و هیجان
امروز یهو دو تا نظر جدید رو دیدم. دو تا پیام از تو
مدتها بود منتظر یه همچین لحظه ای بودم.لحظه ای ك برام یادآور همه دوس داشتنها و مهربونیها و آغوش گرمت بود
دوباره دلم خواست بغلت كنم و بوسه بارونت كنم.
دوباره ددلم خواست كنارت باشم و اینبار تو آغوشت برات حرف بزنم.حرف بزنم حرف بزنم و بازم حرف بزنم
مرسی
احتمالن فردا برم آرایشگاه . میخوام موهامو این مدلی رنگ کنم . دیگه مهم نیست بقیه چی بگن که بهت مياد یا نه، خیلی وقته دوست دارم این مدلی رنگ بزنم ، هم محمد که بیاد دلم ميخواد یه تغییری تحولی ایجاد شده باشه ، هم خودم به یه تغییر نیاز دارم . البته ازین رنگ یکم تیره تر میخوام .
من دلم ميخواد همینقد خودم باشم.همینقد وقتی ناراحتم گریه کنم ، وقتی عصبانیم غر بزنمو هوار بزنم ، وقتی خوشحالم قهقهه بزنم ، وقتی با دوستامم نیشمو وا کنمو غیبت کنم ، دوس دارم خودِ خودم بمونم. من نمیتونم ادای آدمای دیگه باشم.از روز اول میدونستم که با همه آدما فرق دارم.خوب فهمیده بودم.
یه خستگی دائمی و بی حالی!یه ضعف که همش همراهمه و تازگی ها بیشتر حسش میکنم.بی حوصلگی و بی انگیزگی.تنها موندن تو خونه رو به رفتن دانشگاه و دیدن خیلی های دیگه ترجیح میدم و میترسم از خودم!حوصله نداشتن برای حرف زدن.ولی علاقه برای شنیدن و مورد توجه و محبت قرار گرفتن.فاصله گرفتن از علایقم و آروم بودنم.کم ظرفیت شدنم و ناراحت شدنم از شوخی دوستام!خستم!ذهنی جسمی فیزیکی روحیاز همه چیز و همه کس خستمدلم ميخواد چشم هامو ببیندم و چند سال برم‌جلو!نمیدونم که
یک حس عجیب و غریبیه این روزا صبح ها دلم ميخواد جواب کاراشو ببینه شبها میگم چرا و بین همه ی اینها دلم ميخواد کسی بیاد تو زندگیم و اونقدر ایده آل و خوب تا اونو یادم بره و جوری خوشبختی رو حس کنم که دلم ميخواد  من بخوام یا نخوام تن دادن به زندگیه چون اون دیگه در کار نیست زن گرفتنش تمام آمال و رویاها رو نابود کرد دلم نميخواد به مرد مردم فکر کنم . نه اخلاقی درسته و نه رفتاری ولی حق من این نبود که به خاطر داشتن کسی دست و پا بزنم .نمیدونم کجای کارم
دلم ميخواد بنویسم، انگار نیاز دارم مغزم رو خالی کنم.در یک لحظه هزاران کلمه به ذهنم هجوم میارن و در چشم بر هم زدنی توی پستوهای ذهنم پنهان میشن.چند روزیه ساکت شدم کمتر با اطرافیانم حرف میزنم، این حالت گاهی به سراغم مياد نه دلم ميخواد با کسی حرف بزنم و نه دلم ميخواد حرفی بشنوم،دلم یه جای خلوت و خالی ميخواد گاهی شدیدا نیاز به این دارم که تنها باشم دور از همه،مثلا یه کلبه توی یه خونه روستایی با یه کتابخونه بزرگ پر از کتاب های، مارکز، داستایوسفگی
آلرژیم شدید شده ، سرم داره میترکه از درد ، نمیدونم علتش آلرژیه ،بیخوابی یا عصبی .قرصها هم مثل دعاهام بی اثر شدن . ساعت شد شیش صب و من هنوز نتونستم بخوابم ، هر شب همینجوریه .خیلی خستم خیلی زیاد ، از همه چی . از خودم بیشتر . از خودم بدم مياد ، از زندگی بیزارم ، دلم ميخواد برم یه جای دور خیلی خیلی دور . چه زندگی بی ریختی دارم من دوست دارم همینجوری زار بزنم .
پارکر ميخواد حرف بزنیم ولی من زیاد حوصله اش رو ندارم. بهش گفته بودم تا 5 بیشتر نیستم امروز. با اینکه از نظر جسمی اصلا انرژی ندارم میخوام هرجور شده برم باغ کتاب امروز. حتی کتاب هم نمیخوام. فقط بزنم بیرون. مغزم تعطیله. هیچ کاری نمیتونم بکنم. واقعا لازم دارم بزنم بیرون و چشمم به صفحه مانیتور نیوفته تا فردا صبح. احتمالا به خاطر خستگی بیش از حده. دیشب بهش میگم چرا اینقدر سوال می پرسی؟ چرا برات مهمه؟ از تایمی که شروع میکنه سوال میپرسه.
امروز دفاع یکی از بچه ها بود. میخواستم برم عزیزدلم ببینم. نه تنها بخاطر این برف آشغال، نشد؛ بلکه الان که از خواب بیدار شدم دیدم به قولش «برف منتظر بود ما قرارمونو کنسل کنیم و قطع شه» و خواهرک با دوستش رفته بیرون و مامان هم رفته خونه مامان جون و الان جفتشون برگشتن! براش پودینگ درست کرده بودم. خداااا. دلم ميخواد یه چیزی رو ریز ریز کنم یا جیغ بزنم. وای وای وااای -_- چقد فحشمم مياد -_-
حالم روحیم بهتره. امروز خیلی بهترم. خداروشکر. نمیدونم آخرش چی میشه ولی هرچی ام بشه، حتما خوبه رفته بودم دفتر رییس، حرف زدیم. برگشتم با یه خانم دکتر نازنین گپ زدم و کمی راهنماییش کردم. کمی به همکارا کار رو توضیح دادم و الان یه کلمه مینویسم و ارباب رجوع جواب میدم. کف دستم راستمم میخاره! پول مياد! :)) امروز یادم رفته به فاطمه زنگ بزنم قرار بود بهش زنگ بزنم و یادآوری کنم که یه کار مهم رو برام انجام بده اما اینقد ذهنم درگیر بودم فراموش کردم.
هربار شک و تردیدم آخرش دیدم حق با من بود
رفتی خودت بگو دیدی بگو کی عاشقت غیر من بود
می خوام چی کار دنیا رو بدون تو نمیتونم پیدا کنم عین تو
ازم نخواه بزنم قیدتو
کی تورو ميخواد اینجوری مثل من وقت کردی به قدیما یه سر بزن
اون موقع اسمم بود عشق من
میخوام چیکار  دنیا رو بدون تو نمیتونم پیدا کنم عین تو
ازم نخواه بزنم قیدتو
کی تورو ميخواد اخه این جوری مثل من وقت کردی به قدیما یه سر بزن
اون موقع اسمم بود عشق من
(بازم منو شبای سرد دوریش منو دیوونه ک
چند وقته نبودمحس هیچی نیس نه درسنه زندگینه حتی خیاطیحتی حس فکر خیالم نیساینقدر سرشارم از غر:))ک حتی دلم نميخواد حرف بزنمو اینکه دلم نميخواد اینقدر براتون غر بزنمروزای من از همیشه راکدترهاهان فقط بگم ساناز منم از لینکات حذف نکنیا بیام دق میکنم:))
دلم ميخواد کتاب بخرم ولی فکر نکنم دیگه کتابی زیر ۳۰ هزار تومن پیدا بشه پی دی اف و این چیزا هم هست اما من از اون آدمایی ام که دلم ميخواد ورق بزنم کتاب رو با پی دی اف ووشی چشمام اذیت میشه و حوصله نمیکنم بخونم اما این روزا شدیدا احساس میکنم لازمه با یه کتاب سرگرم بشم تا یکم از تنشی که با خودم دارم فاصله بگیرم نمیدونم چه کتابی بخونم اما بیشتر دلم ميخواد کتابایی که ناشناخته هستن رو بخونم تا یه سری چیزا مثل ملت عشق یا من پیش از تو که همه خوندن باید بگر
آلا زل میزنه ب جارو برقی و چشاش ذوووق میکنه???????????? لباش میخنده و من لبام کج میشه ک اخه جوجه چیش ذوق داره. . . مامان میگه من بچه ک بودم از صدای جارو برقی میترسیدم. گریم میگرفت با صداش . ‌ . . آلا رو نگاه میکنم ک هنوز ذوق داره من هنوز از این صدا بدم مياد و اگه یهویی روشن شه ، اگه ظاهر داعونی ایجاد نمیشد، با ۱۸ سال واقعا دلم ميخواد بزنم زیر گریه???? رحمه الله من اخترع جارو برقی????????????????????
تو خودِ خودِ همونی! همونی که میتونم باهاش یه روزایی بیخیالِ دنیا بشم و بدونِ برنامه باهاش بزنم به دلِ جاده، همونی که باهاش چه لبِ پنجره باشم، چه لبِ ساحل به یه اندازه احساسِ خوشبختی می کنم، همونی که میتونم وسطِ ظهرهای داغِ تابستون هم باهاش قدم بزنم و باهم از خاطراتمون حرف بزنیم! همونی که میتونم تا صبح براش هزار و یک شب بخونم و حرفای قشنگ بزنم، یا وقتایی که نیست واسه چشماش شعر بگم. همونی که میدونه من عاشق کتاب خوندنم و یه وقتایی سرمو میزارم ر
دلم ميخواد باهات حرف بزنم الان.همین الان.ولی نمیدونم چی بگم و یه جورایی حس میکنم حوصله نداری.یه جورایی که نه. واضح و م! :))فقط دلم ميخواد به صدات گوش کنم تو این لحظه.میرم ویسای قبلیتو گوش میکنم.و همش میخوام تایپ کنم "بیداری؟"و این سومین پستیه که اینجا میذارم امروز. دوباره مثل اون روزا تو پائیز شدم که همش اینجا پرحرفی میکردم تا یه وقت مزاحمت نشم.
با انگشت همه نشون میدن منو ماه پیشونی قلبمو خوب زدی بردی پاک این دل شده مست و خرابت این دل نابو تو گول زدی بردی ♪♪♫♫♪♪♯ وقتشه دیوونه بشم به سیم آخر بزنم وقتشه که شمارتو بگیرمو زنگ بزنم♪♪♫♫♪♪♯ نمیتونه سد کنه رامو کسی جلودارم نیست مث تو یکی یه دونه آخه تو این عالم نیست
با زهرا سر ترکیب پرسپولیس تو فینال آسیا شرط بستم و الان بوی باختم مياد :((( اگه یادتون باشه ، یکبار دیگه هم سر گلزن دربی شرط بستیم که من سر هردوتا گلزن باختمD: بعد من خیلی با فکر و با در نظر گرفتن همه ی احتمالات و با تفت دادن کسشرای فنی، پیش بینی می کنمD: یهو یکی از اون ته مياد گل می زنه و میرینه تو تمام قواعد و قانون منD: بخدا من باید برم بت بزنم D: اینجا دارم تباه میشم.
نرفت خدای من! رفتم بیمه. الان اینجا بشدت خوابم مياد. نجمه زحمت خبر ارشد قبول شدن منو به پیتزاخور دادن، کشید. اونم گفت ول کن درس خوندن رو! با پیتزاخور حرف زدم درمورد فیچرهای جدید. گفت باید بیای تا بازرس بیاد. ای بابا! بازرس کجا بود. دلم ميخواد میتونستم با سرعت تایپ اینجا کد بزنم. خسته ام. چرا نرفتی پارکر؟ الان من باهات چیکار کنم؟ شنبه میرم دانشگاه هم کارهای فارغ التحصیلی ام رو بکنم هم برم مشاور. گرچه میدونم شروع کنم میگه ولش کن.
اوممممیدونی دلم چی ميخواد؟اینکه یه مدت نرم سر کار و مهمونی و با خودم باشمیه دلجویی کنم از خودمبرم تو دخمه امگوشیمو خاموش کنمتا میتونم فیلمایی ک میخوامو ببینمکتابامو بخونمبلند بزنم زیر آوازتمیزکاری نکنمخانم خونه نباشمپوست تخمه هامو بریزم دورمشب نشینی کنم با کتابا و فیلمام و ترانه هامدر دخمه ام رو ب دنیا ببندمپامو بندازم رو پام و سوتمو بزنمرژ قرمز و لاک مو بزنمگل بازی کنمب هیچی فک نکنمب هیچی فک نکنمب هیچی فک نکنم 
چشمهام پر اشکه، بغض گلومو فشار میده، قلبم تو هم مچاله میشه!دوست دارم سر خیلی ها داد بزنم، این دردهایی که عقده شدنو بریزم بیرون!دلم می خواد یه چک بزنم تو گوش بعضی ها که به خودشون بیان!اما زورم به هیچکی نمی رسه، فقط می ریزم تو این دل بی صاحب که روی هم جمع بشه!نمیدونم با این حجم از فشار چطوری سکته نمی کنم؟!کاش میشد صورت مسئله ای به اسم زندگیو پاک کرد! پاکِ پاک!
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
موزیک سیتی دنیای مدرن دانلود فیلم های الان دانلود معرفی کالا فروشگاهی BLOG انجمن انیمه دابرز وبلاگ آرکو فایل ارائه پروژه ، مقاله و تحقیقات دانشجویی فولاد صنعت سنگ شکن فکی ، سنگ شکن مخروطی و سنگ شکن کوبیت