محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

دایه لر خورم دورت

دانلود آهنگ شوشتری شاددانلود آهنگ شاد شوشتری مخصوص عروسی
دانلود اهنگ شوشتری ای حمومی
دانلود آهنگ بندری شوشتری
دانلود اهنگ شوشتری دايه لر خورم دورت
دانلود آهنگ دشتی شوشتری
دانلود اهنگ شوشتری لم لوه
دانلود اهنگ میی شوشتری
دانلود آهنگ شاد دزفولیدانلود آهنگ جدید
وبلاگ جنگ نرم : رفتند رفیقان و چه تنها ماندیم،افسوس که در زمانه دلتنگی،مجروح شدیم اسیر دنیا ماندیم.عاشق اگر نباشی شهادت نصیبت نمی شود بی پرده بگویمت گردل به دل دلدار ندهی دلت دل نمی شود، بر عاشقان حرم یار غبطه می خورم بر این نگاه پر از عشقشان غبطه می خورم، من خسته ام این همه دنیای بی نشان بر خون پاک ریخته شان غبطه می خورم دل را اسیر عشق معبود کردند این پاک دلان بر دل های پاک اسیرشان غبطه می خورم در مکتب حسینی نشان خونین زدند بر مکتب و ایمانشان
مصاحبه تلویزیونی رو می دیدم که از فردی پرسید شما کتاب می خونید؟ گفت نه،من به جاش فیلم می بینم.این مثل اینه که کسی بگه من آب نمی خورم به جاش قرمه سبزی می خورم!!مگه میشه جای کتاب،فیلم رو قرار داد؟!این سوال از خواننده ای پرسیده شد، ایشون جواب داد : نه من از فضای مجازی اطلاعاتم رو می گیرمخواستم بگم مثل اینه که بگی من آب نمی خورم به جاش ****می خورم گفت نگم چون دور از ادبه!!!! پ.ن: _وقتی فقط فیلم می بیند و کتاب نمی خونید در واقع شما فیلم رو هم ندیدین و
,    دانلود اهنگ سنتی شوشتری,    دانلود آهنگ دشتی شوشتری,    دانلود اهنگ شوشتری دايه لر خورم دورت,    اهنگ های شوشتری شاد,    دانلود اهنگ شوشتری ای حمومی,    دانلود آهنگ شاد شوشتری مخصوص عروسی,    دانلود آهنگ شوشتری بیو بریمش,    آهنگ شوشتری دايه لر خوروم دورت,    دانلود آهنگ بندری شوشتری,   دانلود اهنگ و تکست آهنگ
دو شبه، دو تا آدم متفاوت بهم میگن تو نسبت به هیکلت خوب می خوری! یه طوری هم چشاشونو درمیارن انگار موجود عجیبی چیزی دیدن! می خورم، لاغرم می مونم. همینه که هست. حسودین؟ چرا یه چیزی میگین آدم حس گودزیلا بودن بهش دست بده. چارتا لقمه غذا دارم می خورم دیگه. ای بابا.
غم زمانه خورم یا فراق یار کشمبه طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه قوتی که توانم کناره جستن از اونه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برمنه پای عقل که در دامن قرار کشم
ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیستجفای دوست زنم گر نه مردوار کشم
چو می‌توان به صبوری کشید جور عدوچرا صبور نباشم که جور یار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصلضرورتست که درد سر خمار کشم
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آیدکمینه دیده سعدیش پیش خار کشم
 
شیخ اجل
۩۩۩ ☫ مما اهل(طریقت)رت خواب وُ خورم سوری ☫ ۩۩۩ اِمــروز زِ دل تنـگـی جــایـی دِگــرم سوری هرلحظه ز بی صبری شوریده سرم سوری از آتـش آن دلبـر جـان بـر لـب وُ لـب بـرهم گَـه نعـره‌زنم شوری گه جامــه‌ دَرَم سوری چون دایــرهٔ ی گــردون گر در نگری در من در، دایرهء گرداب هم خیـس وُ تَـرم سوری چندان که در این دریا می‌جویم و می‌پویم از آتش دل هــر دم لب‌خشــک‌تَـرم سوری از بسکه به سرگشتم با چـرخ فلک گشتم چـون چــرخ فـلک دایم زیـر وُ زِبَـرم سوری
۩۩۩ ☫ ما اهل(طریقت)را تا خواب وُ خورم سوری ☫ ۩۩۩ اِمــروز زِ دل تنـگـی جــایـی دِگــرم سوری هرلحظه ز بی صبری شوریده سرم سوری از آتـش آن دلبـر جـان بـر لـب وُ لـب بـرهم گَـه نعـره‌زنم شوری گه جامــه‌ دَرَم سوری چون دایــرهٔ ی گــردون گر در نگری در من در، دایرهء گرداب هم خیـس وُ تَـرم سوری چندان که در این دریا می‌جویم و می‌پویم از آتش دل هــر دم لب‌خشــک‌تَـرم سوری از بسکه به سرگشتم با چـرخ فلک گشتم چـون چــرخ فـلک دایم زیـر وُ زِبَـرم سور
شعر خوانی بر شاخه شکوفه خوش چشم باز کرده، گنجشک در کنارش آواز ساز کرده: فصل بهار این است او دايه‌ی زمین است خورشید رنگ و بویی دیگر به باغ داده،‌ از گل به دست شاخه صد چلچراغ داده: فصل بهار این است، او دايه‌ی زمین است. تا آن هوای وحشی آرام و نرم گشته، قلب زمین دوباره پر شور و گرم گشته: فصل بهار این است، او دايه‌ی زمین است. آورده از سر کوه باد ابر و ابر باران، داده عجب صفایی باران به کشتزاران فصل بهار این است، او دايه‌ی زمین است.
حالم از دیروز بدتر است. بدنم درد می‌کند، مختصری تب دارم. داروها را می‌خورم، حال سرماخوردگی دارم نه بیش از آن. نفسم چاق است و مشکلی از این نظر ندارم. اداره نصفه نیمه باز است. یک روز هم که شنبه بود استعلاجی داشتم و نرفتم. کاش زود خوب شوم.
​​​​​​دیگه مسخره بازی بسه فاطمه. نه ماه تو قرنطینه خوردی و خوابیدی. به خپل ترین شکل ممکن دراومدی و به قول یه دوستی جای راه رفتن باید قل بخوری :))) از فردا دوباره رژیم سفت و سختی رو شروع می کنم☺️ به امید سوزاندن کالری های فراوان????
          
                             
                   همیشه باهاتم قسم می خورم
                   توی لحظه هاتم قسم میخورم
                              عشقه ماه و ستاره
خوابم می‌آید. ساعت را نگاه می‌کنم. ده‌ونیم هنوز خیلی زود است برای خوابیدن. پس به بالکن می‌روم. زیراندازی پهن می‌کنم و در نوری کم‌رمق، نان و پنیر و انگورم را می‌خورم. همه‌ی اینها در لفافی از هیجان و شور و جیغ و فریاد مردم در پارک ارم، تمنای خواب را به سخره می‌گیرند.
مدتهاست کم غذا خوردن عادتم شده. شبها برنج نمی‌خورم، چاییم را با قند شیرین میکنم که حدش دستم باشد. ولی دو سه شب پیش دو بشقاب پر قرمه‌سبزی خوردم. کاملا بدون عذاب وجدان. خیلی هم بهم چسبید. از دائم گرسنه بودن خسته شده بودم و دلم برای سیری تنگ شده بود. البته شب کمی دلدرد داشتم.
یکی پیش سلطان عارفان بایزید بسطامی رفت و گفت یا شیخ همه عمر در جستجوی حق بسر بردم و اند بار حج پیاده بگذاردم و چند دشمنان دین را در غزا سر از تن برداشتم، و چند مجاهده ها کشیدم، و چند خون جگرها خوردم، هیچ مقصودی حاصل نمی شود. هرچند بیشتر می جویم کمتر می یابیم. هیچ توانی گفت که کی به مقصود برسیم؟ شیخ گفت جوانمردا، اینجا دو قدم گاه است: اول قدم خلق است و دوم قدم حق. قدمی برگیر از خلق که به حق رسیدی، مادام که تو در بند آن باشی که چه خورم که حلقم را خوش
هر از گاهی میفتم به جان خانه؛ جای میز و صندلی ناهارخوری را عوض می‌کنم. پرده‌ها را یکی در میان بالا و پایین می‌دهم. میوه‌ها را در هم می‌چینم؛ با نور اتاق کلنجار می‌روم. کنج‌ها را از نو وارسی می‌کنم. روی صندلی تابی سفید رنگ رها می‌شوم و مثل بچه‌ها تاب می‌خورم و به ترک‌های ریز سقف خیره می‌مانم. بلند می‌شوم و تند قدم برمی‌دارم. می‌ایستم و محو گذر لطیف تکه ابرهای پاییزی می‌شوم؛ به چکاوک شاد و فرز لبه‌ی پنجره سلام می‌کنم، انگار دوستی قدیم
یه چرت و پرت دیگه هم براتون بنویسم. سعی کنید یه جاهاییتون اونقدر خل نشه که مثل گاو بخورید بعد بگید چرا لاغر نمیشم. من الان روزانه یه پرس برنج و یه لیوان شیر و دوتا کف دست نون و دوتا میوه می‌خورم توقع ندارم وزن اضافه کنم. بعد یه نفر دیگه که بیچاره گاو -_- هرروز میگه چرا لاغر نمیشم بعد بیا خوردنشو ببین :/
قلب را با حال شیدا پس فرستادی چرا؟تا بسوزم بی تو تنها؟ پس فرستادی چرا؟قلب خود را پیش کِش کردم بدانی مال توستهدیه ای کهِ داده ام را پس فرستادی چرا؟قلب سالم کرده بودم پیش کِش در محضرتزخمی و سر خورده با پا پس فرستادی چرا؟می فرستادی از اول عاشقی کارت نبودتا که کردی بال و پر وا پس فرستادی چرا؟من برایِ غصه دندانی ندارم تا خورمپیرم و افسرده،حالا پس فرستادی چرا؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده 
قلب را با حال شیدا پس فرستادی چرا؟تا بسوزم بی تو تنها؟ پس فرستادی چرا؟قلب خود را پیش کِش کردم بدانی مال توستهدیه ای کهِ داده ام را پس فرستادی چرا؟قلب سالم کرده بودم پیش کِش در محضرتزخمی و سر خورده با پا پس فرستادی چرا؟می فرستادی از اول عاشقی کارت نبودتا که کردی بال و پر وا پس فرستادی چرا؟من برایِ غصه دندانی ندارم تا خورمپیرم و افسرده،حالا پس فرستادی چرا؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده 
دانلود رمان سرمین
 
 
 
 
نام رمان: سرمین
 
نویسنده:ف.د
 
موضوع: عاشقانه
 
تعداد صفحات:۳۶۰
 
خلاصه:
دانلود رمان سرمین بدجور هم دلم گرفته. طوری که هیچ جوره باز نمیشه. دل خورم….دل خورم از این دنیا، زندگی، آدماش.عشقکلمه ای ک قداست خودش رو از دست داده.شده بازیچه….بازیچه حیوان های انسان نما که از آن سوءاستفاده میکنند.پاکی اش را گرفتنه اند .عشق کلمه مقدسی است.لیاقت میخواهد داشتنش.ولی حال وسیله بازی انسان نماها شده.که دل
دانلود رمان سرمین
 
 
 
 
نام رمان: سرمین
 
نویسنده:ف.د
 
موضوع: عاشقانه
 
تعداد صفحات:۳۶۰
 
خلاصه:
دانلود رمان سرمین بدجور هم دلم گرفته. طوری که هیچ جوره باز نمیشه. دل خورم….دل خورم از این دنیا، زندگی، آدماش.عشقکلمه ای ک قداست خودش رو از دست داده.شده بازیچه….بازیچه حیوان های انسان نما که از آن سوءاستفاده میکنند.پاکی اش را گرفتنه اند .عشق کلمه مقدسی است.لیاقت میخواهد داشتنش.ولی حال وسیله بازی انسان نماها شده.که دل
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم نه قوتی که توانم کناره جستن از او نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم نه دست صبر که در آستین عقل برم نه پای عقل که در دامن قرار کشم ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو چرا صبور نباشم که جور یار کشم شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل ضرورت است که درد سر خمار کشم گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم پ.ن: به هنگا
۩ ۩☫ برآستان جانان / حافظ ☫ ۩۩ ۩ من که از آتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم خرقه پوشی من از غایت
#طنز #خروس بی غیرت مرغ و خروسی که به خیر و خوشی عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن روی نمودند به اطراف ده کارگزاری ز ادارات شهر از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ چشم وی از دیدن او خیره گشت گفت که : ای مرغ تپل ، خوشگلم کشته مرا هیکل رعنای تو جمله کوپن های من کارمند باد فدای قد و بالای تو گر برسد بر بدنت دست من جان کنم ای مرغ به قربان تو گاه خورم سینه ی چاق تو را گاه به دندان بکشم ران تو چون که شنید این متلک ها از او زد به سر شوهر
امید شعبانی دورت بگردم دانلود آهنگ جدید امید شعبانی به نام دورت بگردم Omid Shabani – Doret Begardam
نوشته دانلود آهنگ امید شعبانی به نام دورت بگردم اولین بار در نکس وان موزیک پدیدار شد.
ارزانسرای ایرانی مرکز فروش عمده انواع لباس ایرانی نه و دخترانه
آه از این ‌همه هجرتِ بی ‌رفتن، آه از این همه ظلمتِ بی ‌چراغ، آه از این‌ همه عَزا، عَزا، عَزا.! هذا. همه‌ی ما هلاک شدگانِ همین همهمه ‌ایم. فقط حرف. حرف. حرف.! نترس پنجره را نبند پرده را کنار بزن نگاه کن همه‌ی آن‌ ها همه‌ی ما هستیم بی‌ شباهت به یک واژه به یک عبارت به یک اتفاق. عاشقانه‌تر این است که به یاد آورم: وقتی تو نیستی من به چه دردِ این چشمْ به راهْ ماندگان می‌ خورم!؟ | سرودهء سیدعلی صالحی |
خیلی جالبه که حرف اکهارت انجیل و . درست بود و از همه مهمتر دعای من . چند هفته قبل خیلی بی تاب بودم خواستم که . و چقدر زیباست . اکهارت و کیم می گن که اگر تورو دیزایر باشه روت اد می شه. خیلی زیباست . من همین کارو کردم و دعا کردم اروم شم. ضمنا روزی یه بار فقط غذا می خورم و کلا میوه خوردنم رو که شکر داره عوض کردم و هر شب و صبح مقداری یوگا می کنم . چند روز قبل رفتم مرلی برای مدل. عجب کاری بود .
‌ ♦️چمدونش را بسته بودیم، با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود، کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک، کمی نون روغنی، آبنات، کشمش؛ چیزهایی شیرین ، برای شروع آشنایی. گفت: «مادر جون، من که چیز زیادی نمی‌خورم، یک گوشه هم که نشستم، نمیشه بمونم، دلم واسه نوه‌هام تنگ میشه!» گفتم: «مادر من، دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن.» گفت: «کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن! آخه اون جا مادرجون، آدم دق می‌کنه‌ها، من که اینجا به کسی کار ندارم.
سال های دور فکر می کردم اگر به آرزوهایی که در آن مقطع دارم نرسم، زندگی ام را خواهم باخت و بی نتیجه و بی فرجام و بی معنی به پایان خواهم رساند. حالا به همان آرزوهایی که نرسیده ام فکر می کنم می بینم که اصلا ناراحت نیستم و ابدا افسوس نمی خورم؛ اما خوشحالم که آنچنان رویاهایی را ساختم و پرداختم و مدتی از عمرم را در آن ها غوطه خوردم و با آن ها زندگی کردم .
وقتی می یام خونه بدنم گرسنه م. می خورم. بعد می شینم رو تخت با مک. درد خستگی . امروز یعنی چند روز قبل یه برنامه داشتم برای یونی- پنل. وینس. امروز باهاش حرف زدم. گفت فیور نه جاب. ناراحت شدم. یاد ل افتادم اینکه . تو توییتر می بینم که . تمام دوستاش بچه های کوچک بایو ان. یاد فرنسس می افتم وقتی تو دفتر وکیلش سرش سوت کشید فهمید شوهرش مدرسه پسرونه کنارخونه شون نمی دونم به چی زندگی م فکر می کنم با این خستگی.
رضا جانم. چرا انقدر زود از پیش ما رفتی چرا برخلاف اون روحیه حمایتگرت به این فکر نکردی که ما بی تو چطور می‌تونیم زندگی کنیم مگه قرار نبود دوست هم باشیم مگه قرار نبود "ابله محله" رو به من هدبه بدی دلم برات تنگ شده لعنتی هم برای تو هم آتبین من هفده ساله دارم غصه می‌خورم رضا بی حد محتاجم به محبت بی پایانت، به لبخندهای شیرینت به تو آتبین. به جنونت، به چشم‌هایی که هیچ وقت جرات نگاه کردن بهشون رو نداشتم .
روزگاری به تو پابنده ، دلم ؛نی غمگین، نی هفت بنده، دلم ؛دریا دریا اشکه توی دامنم ؛سوزد از آتش ِعشق تو، تنم ؛مگه من چیم، ز سنگم، آهنم ؛بذا حرفمو بزنم ؛تو همش امروز و فردا می‌کنی ؛منو می‌بینی و حاشا می‌کنی ؛من ز دست تو ندونم چه کنم ؛چه کنم گر گله ای هم نکنم ؛تا کی خون دل خورم، دم نزنم ؛بذا حرفمو بزنم ؛متن آهنگ قدیمی
گیر کردم بین مامانم و خواهرم! بدجور. هرروز دارم غر زدن ها و گله کردنای مامانمو می شنوم و حرص می خورم از دست خواهرم که داره از مهربونی بیش از حد مامان و تعارفی بودنش سواستفاده می کنه و تمام زحمت بچه داری و خونه زندگیشو کلا گذاشته رو دوش مامان و طبق عادت همیشگیش فقط فکر راحتی و خوشی خودشه! این طفلی هم حسابی خسته شده و تو این سن و سال واقعا دیگه توان اینهمه کارو نداره، حتی وقت نمی کنه یه چکاپ دکتر بره از دست خانوم! فکر کنم همین روزا از کوره در برم و
آفتاب که غروب می کند از خودم می پرسم ، امروز دل کسی را نشکستم؟ رفتارم با همسرم چطور بود؟ کجا مقصر بودم و باید دلجویی کنم. همه اینها باعث ارامشم می شود. دلم خوش می شود که با خودم رو راست بودم. اگر فردا زنده نبودم چی ؟ افسوس کدام کار نکرده ام را می خورم. شاید همه این ها را می نویسم و خودم را با خودم و خدای خوبم مشغول میکنم، که از یادم برود بدی های دیگران را. یاد غم و تنهایی ازارم ندهد. اصلا گاهی به خودم میگویم : بس کن.
به ممد میگم 16 تومن پول میخوام میگه اوووووووو چه خبره مگه میخوای چکار کنی؟ امروز رفتم حساب کردم اگه سخت نگیرم با قیمت های امسال حداقل 8 تومن لازم دارم. با این روند وحشیانه ی تغییر قیمتا حساب کن تا 4 یا 5 سال دیگه برای همون کارم چقدر نیاز دارم. بعد با این وضعم نشستم تو خونه می‌خورم و می‌خوابم و انیمه می‌بینم و میگم ماتحت کارگری ندارم چه کاری می‌تونم بکنم پول گیر بیارم -_-
من از حمله به مغز تو لذت می برمگوش مردمو به هیپ هاپ پیوند می زنممن نه آلت پریشم نه افسرمخوب ولی تو موتور مغزم دست بردممن فازم با تو فرق دارهنه بچه خورم نه ضعف دارم نه می ذارم هر شب پا تو سیارهنه ادعا داریم الکی رستم دستانیمزندگیمون یه فیلمه کس خندس داییآ با تیریپم حال نمی کنیمیگی عاقلی میوه رو کال نمی خورینه هیچ کدوم از میوه های زندگیم نرسیدبه زندگی را نداره دل بدیم بعد اینآروم زیر نور مهتابزندگی مرده ؟ به تخم مرغ توی یخچال98music04
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
ایده عکاسی آلمانی استور آموزشی هر چی که بخوای Namehibe be... ARAME JAN کاپیتان کار سرمایه گزاری فن کویل - قیمت فن کویل ایران متن