محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

افکارواحساسی که درست قبل ازخسارت زدن بهی داشتم چه بودند

رویا چند روزه خونه نیست و من به این آرامشی که این چند روز داشت واقعا احتیاج داشتم، الان فهمیدم که خیلی راحت می تونم تنها زندگی کنم :))) همیشه فکر میکردم ممکنه بترسم یا خل و چل بشم از تنهایی ولی واقعاً اینطور نیست :) روزا غذا درست میکردم، صبحا بابا آب جوش میذاشت و چایی درست میکرد و شبا هم برام طالبی قاچ می کرد ! می شستیم از بورسُ استوری های فامیلا و اینجور کلیشه ها صحبت می کردیم آخ که من چقدررررر عاااشق تنهایی ام!! # داشتم فک میکردم چطوره منم وبلاگم
دانلود آهنگ یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم بهمراه متن,دانلود آهنگ mp3 یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم ,دانلود ریمیکس یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم ,تکست آهنگ یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم ,کد آهنگ پیشواز یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم ایرانسل,دانلود ترانه یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم,دانلود آهنگ کمیاب,شعر آهنگ یه روزی بود تواین شهر منم یه یاری داشتم ,دانلود آهنگ زیبای یه روزی بود تواین شهر
گزارش خودکشی‌ خورده است و اعزام می‌شویم. وقتی به آدرس میرسیم، همه بودند، آتش نشانی، پلیس، اورژانس، و. همه آماده و منتظر بودند. فردی مدعی بود که حکم دادگاه برای دختری دارد که مهجور است. دختری ۲۷ ساله و فرزند خوانده یک خانواده که چند ماه پیش پدر و مادری که او را به فرزندی گرفته بودند، مرده اند و اکنون باید خانه پلمپ بشود. وکیلی رند بود، نشانه ها و تا حدودی شهودم، اجازه نمی‌داد به دلم بنشیند. تمایل داشتم از او فاصله بگیرم و هم صحبت نشوم.
آخرین روز کاری است و من هم خوشحال از شروع سال جدید و هم دلتنگ از دوری از سیستم کامپیوتری اینجا در دفتر اداره‌ام هستم. این میز و کامپیوتر را خیلی دوست دارم. هیچ وقت با میزی در خانه این طور ارتباط پیدا نکرده‌ام. میزهای اداره همیشه عوض شده‌اند. همه رنگی میز داشتم. قهوه‌ای، سیاه، . با رویه ام‌دی‌اف، شیشه‌ای، خش‌دار. میز زیاد داشتم. بی کشو و با کشو. با کشوی لق‌، بدون قفل با قفل. قفل‌هایی که الکی بودند و کار نمی‌کردند و گاهی فقط سوراخی به جای قف
کاش یک جفت بال داشتم. نمی دانم با بالهایم شهامت پرواز داشتم یا نه! مثلا اگر از همین پنجره ها می پریدم بیرون همه انگشت اشاره شان را سمتم می گرفتند و من احتمالا از پرواز کردن معذب می شدم. اما ای کاش یک جفت بال داشتم! قایمکی، زیر ِ کتف هایم.
امروز داشتم خواب میدیدم که دنیا داره روی سرم خراب میشه بعد یه نوری به پشت پلکام خورد و همه جا قرمز شد وقتی چشمو یکمی باز کردم تو رو میدیدم که توی نور پنجره داشتی غذا درست میکردی واسم کیسه آب گرم آوردی چایی لیمو درست کردی تویی که وقتی اومدی بغلم کردی صدای گریه هاتو شنیدم ولی برنگشتم که یه وقت . بعدش حس کردم که دستمو گرفتی گفتی بیا بریم ناهار برنج و شیوید!!! که خوشمزه ترین برنج و شیوید دنیاست!!!! بعدشم فیلم دیدیم با بستنی تیرامیسو! وقتی داشتم اشک ه
امروز داشتم خواب میدیدم که دنیا داره روی سرم خراب میشه بعد یه نوری به پشت پلکام خورد و همه جا قرمز شد وقتی چشمو یکمی باز کردم تو رو میدیدم که توی نور پنجره داشتی غذا درست میکردی واسم کیسه آب گرم آوردی چایی لیمو درست کردی تویی که وقتی اومدی بغلم کردی صدای گریه هاتو شنیدم ولی برنگشتم که یه وقت . بعدش حس کردم که دستمو گرفتی گفتی بیا بریم ناهار برنج و شیوید!!! که خوشمزه ترین برنج و شیوید دنیاست!!!! بعدشم فیلم دیدیم با بستنی تیرامیسو! وقتی داشتم اشک ه
امروز داشتم خواب میدیدم که دنیا داره روی سرم خراب میشه بعد یه نوری به پشت پلکام خورد و همه جا قرمز شد وقتی چشمو یکمی باز کردم تو رو میدیدم که توی نور پنجره داشتی غذا درست میکردی واسم کیسه آب گرم آوردی چایی لیمو درست کردی تویی که وقتی اومدی بغلم کردی صدای گریه هاتو شنیدم ولی برنگشتم که یه وقت . بعدش حس کردم که دستمو گرفتی گفتی بیا بریم ناهار برنج و شیوید!!! که خوشمزه ترین برنج و شیوید دنیاست!!!! بعدشم فیلم دیدیم با بستنی تیرامیسو! وقتی داشتم اشک ه
مگر چند بار دیگر به دنیا می آیمکه یکی را بدون توبدون لبخندتبرسانم به انتهاو بارهای دیگربا دست هایی که خاک شده انددوباره برویم به روی زمینی که رد می شویو باد که می آیدبرساند به ‍‍‍‍‍‍‍‍پیراهنتکه این گرد و خاکچقدر عاشق آغوش تو بوده استیک بار منصفانه نیست زندگیکم است برای من که گم ات کردمدر اولین نشانه که داشتمو آن لحن صدایت بودکه در ازدحام خیاباندر لحظه محو شدو رهگذرانروی لحن توآن قدر در آمد و شد بودندکه گم کردن ات بدیهی بوددرست مثل این
یه روزی بود تو این شهر منم یه یاری داشتم
یه روز و روزگاری برو بیایی داشتم
همه چی رو به راه بود چه حس و حالی داشتم
نه غم و غصه و فکر و خیالی داشتم
آی خدا .نیازدانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
امروز صبح رفتم امتحان دادم. حدود چهار ساعتی طول کشید. در مجموع هرچه را که بلد بودم زدم. از 90 تا سوال تخصصی فقط 10 را تا نزدم. ولی خیلی از سوالها را بین دو تا سه گزینه شک داشتم. اگر تعداد درست ها به غلط ها بچربد آن وقت رتبه ام خیلی خوب می شود، و اگر خدای ناکرده نچربد آن وقت رتبه ام متوسط می شود. برای دکترا رتبه بالاتر از 30 متوسط است. به هرحال خلاص شدم. خیلی استرس داشتم این مدت. تا ببینیم چه می شود.
امروز روز غمگینی داشتم، سعی کردم جوری سرم را گرم کنم اما در نهایت نشد. فکرم سخت مشغول بود، پدرم اینها رفته بودند پیش برکه، تپل خوشگلی شده است و امید زندگی ما همگی. داداشم ناهار درست کرده بود، چنجه، چیزی که هست من از چنجه متنفرم و هیچ دوستش ندارم. سعی کردم کمی بخورم اما در نهایت نشد. داداشم گله کرد که لاغر شده ای و صورتت ریخته است. گفتم چاره نیست باید فکری برای چربی خون بکنم تا رو به راه شوم اگر نه مرضی بدتر از ریختن گوشت صورت خواهم گرفت.
امروز با خیال راحت از خواب بلند شدم. کمی لوبیا پلو که از دیروز مانده بود، یک مقداری هم سوپ جو درست کردم. کلی کارهای عقب افتاده داشتم. گفتم می روم به کار هایم می رسم. دو تا رومبلی برای مبل بزرگ ها دوختم. گفتم ماه مبارک مقامات ما دایم متذکر می شوند که مبل ها مخملشان گرم است. من هم یک پارچه سفید نسبتا ضخیم داشتم و اندازه زدم و مدل خوشخابی سفت دوختمکه اصلا تکان نخورد. پنجره راهرو توری نداشت و رفتم توری زدم مگس نیاید.
دیروز تعطیل رسمی بود و بیکار بودم . ناهار درست کردم صبونه درست کردم شام درست کردم عصر یه چرت خوابیدم در کل بیشتر از روزایی که میام سرکار خسته شدم چون مهناز و مهرناز طبیعتن تا من باشم کاری نمی کنن و خب کار نکنن من راحت ترم تا اینکه کار کنن و منت بزارن. خونه رو هم جارو زدم داشتم جارو میزدم عقب عقب اومدم شمعدونم افتاد شکست مجبور شدم جاشو عوض کنم. چرا جلوی خاله اینا و محمد دست و پا چلفتی میشم در صورتی که میدونم اینطور نیستم .
نه باغ بالا داشتم و نه آسیاب پایین ،پدرم مَلاک نبود  و مادرم میراثش باغ ،  نه در زعفرانیه حیاط داشتم ،  نه در جنوب شهر مستأجر ِباغ گیلاسو نه در حسرت باغچه ی بزِ همسایهمن به تنهاییاز میان آن همه نهاللبخند بارانی تورا بالا کشیدمکه خیس بود_ یادت هست ؟_و درست وسط اتاق نشیمن کاشتم شتوی همین آپارتمان ،میدانم از فردا تمام اتاق ها بوی سنجد خواهد گرفتو مشت همه را پر از بی نهایتِ لبخند خواهد کرد !_ ملیحه ترکمن زاده _
کتاب نیروی حال به من کمک می ده . دیروز ساعت ده رفتم خونه پدر و بچه ها خواب بودند . خواهر لپ تاپ را آورد برای کلاس آنلاین دختر. کلاس سوم . اسم بچه هایی را که در کلاس بودن را دیدم . خدا رو شکر آرشیدا بود . همون بهتر که با مادر اون دختر نیوفتادیم . باز می خواست چه حقه هایی را سوار کنه . و مدام باید دلهره می داشتم . ولی دوست داشتم اون معلمی که اسمش را شنیده بودم معلم دختر می شد . لپ تاپ باید بخریم حتما .
تو این هفته من واقعا درست خوابیدم نه غذا خوردم حالاداشتم خودمو تو اینه نگاه میکردم متوجه شدم تر قوه هام بیشتر زده بیرون منم عاشق تر قوه سریع عکسشو فرستادم برا شفق اونم برگشته میگه بدبخت دوشب دیگه غذا نخوری از دست میری ???????? ولی جدا از همه ی اینا خوابم سعی کردم تنظیم کنم تا حدودیم شده دیگه بعضی شبا مثل امشب خوابم نمیبره امروزم سردرد داشتم عصر یکم گفتم بخوابم ولی چه خوابیدنی که مدام تپش قلب داشتم غذا الانم برم بخوابم که فردا باید بیدار شم????????‍
ی روزی دغدغه داشتم چجوری از اینجا دل بکنم ولی حالا چی؟چه زود آدمی به همه چیز عادت میکنه ولی من اینجا رو عاشقانه دوست داشتمبلاگفا برای من ی کنج دنج اروم بوددوسش داشتم و دارممرور خاطراتش برام لذت بخشه و لبخند گوشه لبم میشونه من وجود بهترین آدم زندگیمو مدیون توام بلاگفاواسه تموم لحظات ممنونم ازت . 
شب چارشنبه که منچستر دقیقه ۹۲ پنالتی زد و کامبک زد تو غیر ممکن ترین حالت ممکن فریاد زدم و بالا پریدم!وقتی بین زمین و اسمون بودم تمام حسای شبیه این اومد جلو چشام.مث حسی که اولین بار یه اکورد کامل رو اجرا کردم داشتم.مث حسی که وقتی قهرمان تنیس شدم داشتم.مث حسی که وقتی  کنکور قبول شدم داشتم.مث حسی که وقتی عاشق شدم داشتم.بعد سه سال این حس تکرار شد سر مسابقه تیمی که از بچگی عاشقش بودم.فک کنم منم یه کامبک لازم دارم اونم دقیقه ی ۲۴ سالگیم؛)
این روزا قطعا چقدر بهم سخت میگذشته چهار سال پیش دائم با خودم میگفتم حتما زن داره حتما بچه دارع حتما یکی تو زندگیشه که انقدر ای اهمیتم براش که سه ماه اومده یه بار نخواست حرف بزنیم یبار حس خاصی بهم نداشت فقط تهدیدم میکرد اگه تا اول اذر فلان کارو نکنی میرم قسم هم خورد چقدر من دلتنگ بودم و امید داشتم همه چی درست بشه از طرفی چقدر با بی محلی هایی بهم میداد حس اضافی بودن داشتم کنارش یبار بهش گفتم تو دلت برام تنگ نمیشه یه چند روز بعد سین زد و کلا جواب ن
ریاضی هامو هیچوقت حل نمیکردم اصلا ریاضی برام منحل بود درس خوندن سخت بود انگار یه چیزی بودکه مثل پتک میکوبیدن هی تو سرم نمیفهمیدم اصلا برای چی هست یه جایی که به چندین سال قبل برمیگردم هی انگار می لولیدم الکی توی خانواده . بی هدف بی اونکه بهم بگن اصلا چی؟؟کی؟؟؟تو چیکاره ای؟؟تو چی هستی؟؟؟و چه غلطی قراره بکنی؟ می لولیدم درست مثل کرم وجود داشتم در حالی که کنار گذاشته میشدم این حس رو داشتم که باید برم قایم بشم تا جلوی چشم نباشم این البته راحتی خو
پسرک - کاف عزیز بودن و دوست داشتنی بودن- گفت که از دستم ناراحت بوده و یک جور emotional barrier بینمون بوده. از اون جنس دیوارهایی که من توی رابطه با دکی زیاد تجربه اش کردم. گرچه من توی سناریوهایی که با دکی داشتم به میزان زیادی گذشت داشتم ولی مشکل حل نمیشد اینجور. یعنی گذشت کافی نبود! پنج شنبه روی مود خوبی نبودم درست جوابش رو ندادم. همونطور که حدس میزدم و میدیدم این روز رو! بهش گفتم خیلی منفعل میشی گاهی و گفت منفعل بودن دو طرفه است اما من منفعل نبودم من فقط
خب من هیچ فایده ای برای کراماتی نداشتم نه مسوول بودم که بهش موقعیت و حقوق و شعرخونی پشت تریبون . بدم نه شب شعر داشتم که دعوتش کنم نه اون موقع دکتر بودم نه پول داشتم براش چیزی بخرم نه خونه مون دعوتش میکردم نه وقتی میرفتم خونه شون ظرفای غذامو میشستم هیچی هیچ منفعتی براش نداشتم ولی هر مغازه ای میرسید چون میدونست شکم شلم برام خوراکی میخرید درست مثل یک مادر سیب زمینی که می خرید خودش کم میخورد که من بیشترشو بخورم خونه که خوراکی خوبی داشتن میگفت ای
منم دوس داشتم پشتم به مامان بابام گرم باشه منم دوس داشتم پشتم حداقل به یکی گرم بود میگفتم اشکال نداره این هست غم ندارم ببین یه جا دیگه واقعا آدم میبرره خسته شدم انقد تنهایی همه چیو دارم اداره میکنم حس تعلق نداشتن خیلی حس بدیه خسته شدم انقد هوا داشتم گله نمیکنم توقع ام ندارم ولی چند سالی هست همه بی معرفت و بی مرام شدن نمیدونم بیخیال
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه اگه قطره بودم دوست داشتم
شب اول صفر ۱۳۹۸حسینیه ی ریحانه الحسین (س)نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاگه قطره بودم دوست داشتم رو ترک لبهات بودماگه نبودم عاشورا اشک عزادارات بودماگه آهن بودم دوست داشتم تیغه ی علامت باشمیا یدونه ی زنجیر از زنجیر های هیئت باشمنه از اون آهن هایی که یه روزی میخ در ی بودندنه از اون آهن هایی که تو گودال خنجری بودندنگاه دشمنو من فرق دارهچقدر اهن با آهن فرق دارهیا مب
* خیلی سال پیش؛ وقتی هجده، نوزده ساله بودم یک نوار کاست آبی داشتم که موسیقی بی‌کلام بود و نوازنده بی‌وقفه ویولون سل می‌نواخت. نوای سنگین و غم‌گینی داشت. عادت داشتم شب‌ها در تاریکی و تنهایی ِ اتاقم گوشش بدهم. شاید از مالیخولیایش به وجد می‌آمدم و شاید دوستش داشتم چون مرا بیشتر در خودم فرومی‌برد. امشب عجیب هوس شنیدنش را کرده‌ام. شاید چون دلم می‌خواهد آن‌قدر در خودم فروبروم تا در خودم غرق شوم .
,    ,    دانلود آهنگ آرزو دارم یار من تو باشی,    دانلود آهنگ کردی آرزو داشتم یار من تو باشی,    آرزو داشتم یار من تو باشی مصطفی جاویدان,    دانلود آهنگ آرزو داشتم معین با کیفیت 320,    دانلود آهنگ آرزو داشتم درویش جاویدان,    دانلود اهنگ ارزو داشتم کردی,    آهنگ کردی معین آرزو داشتم,    دانلود کلیپ آرزو داشتم معین,    اهنگ ارزو داشتم با ارگ,   دانلود اهنگ نایاب - کمیاب
امشب داشتم با کمند حرف میزدم و بهش میگفتم که توی این یه سال چقدر ازش یاد گرفتمکه به یک نتیجه‌ برگ ریزون دست یافتممن همیشه فکر میکردم که بخاد از روی منطق و عقل کاراش انجام بده ولی امشب فهمیدم اینجوری نبودهو خیلی زیاد از روی احساس بودهو من به این نتیجه رسیدم که خیلی جاها دل ادم و احساساتش میتونه حتی بیشتر از عقل ادم درست کار کنه و درست تصمیم بگیرهو این عالیه خوشحال و ممنونم به خاطر این نتیجه گیری
چند سالی میگذرد از آخرین باری که صدایش را شنیدم و یا دیوونه بازیاشو دیدم ولی انگار همین دیروز بود هر روز داشتیم جر و بحث میکردیم یه سال خدا ۹ماهشو باهم قهر بودیم ولی همیشه همینو دوست داشتم دوست داشتم که چه عرض کنم عاشق این بودم هیچوقت باهم قدم نزدیم ، هیچوقت با هم بستنی نخوردیم ، یا هیچوقت دستای همو نگرفتیم و تو خیابون با غرور راه بریم، ولی به همین اعتقاد داشتم که عشقمون پاک بود
سیروان خسروی به نام درست نمیشم
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام درست نمیشم
.
متن آهنگ  " سیروان خسروی بنام درست نمیشم "
میخوام دو دوتا چهارتا نشه
چی میشه هرچی شد از حالا نشه
نه دیگه فرقی نداره که کجام
با همه وجودم آرامش میخوام
روزایی که دوست داشتم برن اصلا دور و بریام از دست من خستن
من تو فکر تو تو بی خبرم از من ببین
من دارم میرم با من میای یا نه فکرتم با من میای یا نه
چشمامو ببین منو میخوای یا نه ببین
تنهاتر از همیشم باید میمون
سیروان خسروی به نام درست نمیشم
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام درست نمیشم
.
متن آهنگ  " سیروان خسروی بنام درست نمیشم "
میخوام دو دوتا چهارتا نشه
چی میشه هرچی شد از حالا نشه
نه دیگه فرقی نداره که کجام
با همه وجودم آرامش میخوام
روزایی که دوست داشتم برن اصلا دور و بریام از دست من خستن
من تو فکر تو تو بی خبرم از من ببین
من دارم میرم با من میای یا نه فکرتم با من میای یا نه
چشمامو ببین منو میخوای یا نه ببین
تنهاتر از همیشم باید میمون
امروز دوبار شوک بهم وارد شد اولش داشتم غذا درست میکردم بخار کرد، سیستم اطفا حریق اینحا بوق زد و حسابی هول شدم، چون اگر اتش نشانی بدون دلیل بیاد کلی پول از ادم میگیره فکر کنم حدود ۵۰ یورو.شوک بزرگتر اینکه هصری هر چی زنگ زدم مامانم با اینکه انلاین بود جواب نداد، داشتم رزومه ام رو برای کاراموری یک شرکتی درست میکردم که مامانم زنگ زد گفت دکتر برام دارو ننوشته و گفته که کم خونی شدید داره و باید یا بیاد اینجا یا همونحا بره دکتر، همین جا اگر بخواهم ب
من بیشتر از تنهایی، ترسش رو دارم من نمی‌خواستم با سحر بهم بزنم من دوستش داشتم از حرف زدن باهاش لذت می‌بردم اون تنها دوستم بود من سانی رو هم از دست دادم هیچ دوستی ندارم همش فکر می‌کنم اگر خواستم حرف بزنم به کی بگم اون بهم گفت ما واسه هم اررش قائل نیستیم و به احترام گذشته پای هم موندیم ولی من به خاطر گذشته پاش نمونده بودم من دوسش داشتم واقعا و می‌دونید؟ می‌دونم اگر برم سراغش دیگه رابطمون مثل سابق نمیشه من خیلی تنهام و خیلی می‌ترسم کاش یه خوا
میخوام دودوتا چارتا نشه چی میشه هرچی شد از حالا نشه .
نه دیگه فرقی نداره که کجام با همه وجودم آرامش‌میخوام
روزایی که دوست داشتم برن اصلا دور و بریام از دست من خسته ان
من تو فکر تو تو بی خبری از من ببین من دارم میرم با من‌میای یا نه
فکرتم با من‌میای یا نه چشمامو ببین با من میای یا نه ببین‌
(تنهاتر از همیشه م باید میموندی پیشم دیگه درست نمیشم دیگه درست نمیشم)۲
توی این تنهایی گیر افتادم‌نه نگو که دیگه از دستت دادم
من‌نمیتونم دوبار
سالی که پشت کنکور بودم، خیلی چیزا یاد گرفتم و مهم ترینش درست فکر کردن بود! اینکه فقط فکر کنی، هیچ وقت، هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه. در کنارش باید یاد بگیری هم صبور باشی هم هدفت درست باشه. اون شبایی که نه کسی بود باهاش حرف بزنم نه میتونستم با کسی حرف بزنم، تنها خواسته ای که از خدا داشتم، این بود که تو هر مسیری رفتم، مفید باشم. درس خوندن همیشه مقدسه. هیچ درکی از معرفت ندارم، اما فهمیدم اگه هر صفحه ای که میخونی با نیته خدمت به مردم و با قلب پاک باشه
بسم الله الرحمن الرحیم سال ۱۳۵۴ ابتدا با عالم بزرگواری همچون آیت الله مروجی ارتباطی نزدیک و دوستانه داشتم وخیلی هم به ایشان ارادت کاملی پیدا کرده بودم فقط اشاره میکنم که چندنفر از اراذل واوباش آن زمان حضرت ایت الله مروجی که از مسجد جامع خارج میشد احاطه کرده بودند وایشان را بشدت با کلمات رکیک مورد آزار واذیت قرار داده بودند که با رسیدن بنده وبرخورد با آنها قضیه خاتمه یافت . اما درهمان سال که بنده هم اپراتور مرکز مخابرات بودم با یکی دیگر از
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
فاطمه کرمی طراحی سایت مووی نت تمامی اخبار روز ورزشی دنیا حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی Tak-Mu3ic فرانش وبگاه رسمی محمد رضا ق test سياسي-فرهنكي