نتایج جستجو برای عبارت :

هوای این دل من بی تو خاموش سرده

 
هواي اين دل من بي تو خاموش و سرده
هواي اين دل من بي تو خاموش و سرده
کسی نمیدونه میون اين همه از وقتی تو رفتی چرا تو سینه درده
تنگه دل من واسه بوسه هات نفس منی  میمیرم برات
تنگه دل من واسه بوسه هات نفس منی  میمیرم برات
دل من گرفته از بخت و زمان نمیخواد دوباره …
[Music] Darkhasti
در خلوت خودم و در تاریکی شمعی روشن کردم.
خاموش شد !
باد با عصبانیت گفت : خاموش کن می خواهم بخوابم!
شمع را روشن کردم !
شمع گفت : دیگر از گریه های همیشگی ! خسته شدم !
خاموشم کن !
شمع را روشن کردم .
ظرفی که زیرش بود گفت : بس است هرچه داغ دیدم.
شمع را روشن نکردم ! خودم خاموش شدم ! چنان که دیدم برای کسی اهمیت ندارم !.
اسفند ۹۷ اومد و ما الان مشهدیم کلی هوا سرده و برف میاد ???? صبح مامانو بریدم دکتر ارتپد گفت رفتید شهرتون ده جلسع فیزیوتراپی ???? کلا ما باید همه ی دکترا رو بریم ???? اينم جدیدش حالا از شنبه به مدت ده جلسه فیزیوتراپی ????امشب تولد باباس???? دهمین سالی که تولدش خودش نیس????روحش شاد  
در اين پست پیامک های عشقی آماده شده استسلام. هوا داره سرد می شه…مواظب باش کسی ازسردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیه روز سرد وقتی دنبال جایی برای قایم شدن می گشتم نتوانستم جایی گرمتر از قلبت پیدا کنم… فراموشم نکن بيرون خیلی سرده.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمیخوام ناله کنم که چرا نیستی و چرا وقتی نیستی آسمون خاکستریه ولی بارون نمیادنمیخوام بگم که چرا وقتی نیستی هوا تا سر حد ناجوانمردانگی سرده ولی برف نمیادنمیخوام بگم وقتی نیستی انگار بين زمین و هوا معلقم و اصلن حس خوبي ندارممیخوام بگم تو چی کار کردی که همه اين فکرا که تموم میشه آخرش بازم از فکرت لبخند میاد رو لبم؟
"روزی چـــهارشــمع در خانه ای تاریک روشن بودند"اولین آنها که ایمان بود گفت: در اين دور و زمـــانه مردم دیگر چندان ایمان ندارند و با گفتن اين جمله خاموش شد.شمع دومی که بخـــشش بود، گفت: در اين زمانه مردم دیگر به هـــم کـــمک نمی کنند و بخشش از یاد مردم رفته است و او هم خاموش شـــد.شمع سوم که زندگی بود، گفت: مردم ، دیگر به زندگی هم ایمان ندارند و با گفتن آن خاموش شد، در همین هنگام پسرکی وارد اتاق شد و شمع چهارم را برداشت و سه شمع دیگر را روشن کرد.سه
آهنگ فردا امیر کریمیگلای خشک قالی پنجره های خالیخسته در انتظارمسافری خیالیغمگینه حوض بي آبپریده رنگ مهتابخونه دلش گرفتهسرده نگاه آفتاببيا طلسم قهرو با آشتی باطل کنیمپس بزنیم ابرا رو خورشیدو کامل کنیمحیفه ترانه هامون رنگ عزا بگیرنحیفه تو اوج پرواز کبوترا بمیرن98music04
اين استراتژی استفاده از طبقه پایین خیلی خوبه فقط یه كم سرده. وگرنه خیلی خوب در سكوت و آرامش مطالعه میكنم. میشه یخورده نعمت هم برای خودم بخرم و كلا ظهر ها از 3 تا 8 بيام پایین.فكر نمیكردم اين خطوط بالا مونده باشن، مسرور شدم. انرژیم هر چی به ته هفته میرسیم ته میكشه. واقعا دارم به فروش ط. و مشاوره گرفتن فكر میكنم. خیلی تنهام، خیلی تنها. خیلی بي انرژی، نه تنها بهم انرژی نمیدن بلكه انرژیمو هم میگیرن.
 صدای امواج دریا میاد. ازین ارتفاع، هر وقت باد خیلی شدیدی می وزه ؛ هنگامی که باد بين درها و پنجره ها می پیچه صدای امواج دریا رو میده. اوقاتی هم که در باغ هستم هیاهوی باد بين شاخه های درختان، صدای دریای مواج خیلی دقیق. دریایی که سال هاست نرفته ام سال هاست.اونقدر هوا سرده که می لرزم و بخاری افاقه ای نمی کنه و مدام اين فکر توی ذهنم می چرخه که الان کودکانی که سرپناه گرم ندارند، امشب رو چطور به سر می برند؟
به نام خدا  امروز سر کلاس گوشیم رو در آوردم، استاد می گه داری خاموش می کنی؟ می گم بله استاد. یه سیل طویلی از زنگ ها رو می بينه که دارم خاموش می کنم.  خیلی پدرانه برخورد می کنه. اين ترم استادای خوبي دارم. آنالیز، برنامه، ریاضی، فرآیند، کارگاه، انقلاب، مدیریت. واقعا زندگی با استاد خوب جریان داره. ترم قبل من از همچین چیزی محروم بودم. واقعا ممنونم خداجونم. قول می دم اين ترم تمام تلاش خودم رو انجام بدم. جول اوستین می گه: خدا چون می بينه تو فقط
  نمیشه یه شهری باشه ، همیشه روزی سه چهار ساعت بارون بياد؟سکوت بعد بارون یه حالت خلسه ای بهم میده که تجربه کردنش تو احوال دیگه ممکن نیس اصن چون سکوت کامل نیس هرچند ثانیه ابرا دلشون باز میخواد ببارن شاید منم کمکشون کنم شاید اونا کمکم کنن :) 
آمد اما… آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود.نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بودعکس شیدایی، در آن آیینه ی سیما نبود.لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشتدل همان دل بود، اما مست و بي پروا نبود.در دل بيزار خود جز بيم رسوایی نداشتگرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود.در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بودبرق چشمش را، نشان از آتش سودا نبود.دیدم، آن چشم درخشان را ولی در آن صدفگوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود.بر لب لرزان م
قبول کنید ؛ خر است .:/+تمسوبيم فراوان!! خلاق کی بودی تو؟!+هوا سرده، حالم خوب نیست .+بهشت زیر پای مادر است ولی تاوان سختی دارد .+من حاضرم سهم خودمُ بفروشم .+هر ماه دریغ از ماه قبل .+روزهای نفرت‌انگیز .+شاید، اگر، تو .+حیف . 
نیما فرد بيا برگرد دانلود آهنگ جدید نیما فرد به نام بيا برگرد Nima Fard – Bia Bargard + متن ترانه بيا برگرد از نیما فرد بيا برگرد اشنای من دلربای من دل هواتو کردهبيا برگرد بيقرارتم چشم انتظارتم بي تو دنیام سرده بيا برگرد و نگو دیره غم توی سینه کرده اشیونهبيا برگرد و […]
نوشته دانلود آهنگ نیما فرد به نام بيا برگرد اولین بار در نکس وان موزیک پدیدار شد.
دانلود سریال ایرانی
دیالوگ‌های بي توقرار بود اواسط بهمن بریم بيرون. از شانس ما هوا به شدت سرد بود و کافه ای که رفتیم برای گرمایش مشتری هاش بهشون پتو میداد. بخاطر فضای کافه و انداختن پتو، بهم نزدیک شده بودیم که گرمتر هم بشیم. دستاش رو میز نزدیک من بود و همش در حال کلنجار بودم که دستاشو بگیرم. انگار دست راستم دیوانه وار تلاش میکرد که اون دست ها رو لمس کنه، و دست چپم همش جلوش رو میگرفت. بعد چند دقیقه نگاه کردم دیدم انقدر انگشتام رو فشار دادم قرمز شدن. گفتی خیلی سرده،
سلام عالیجنابم.امیدوارم حالت خیلی خیلی خوب بوده باشه امروز. داشتم امروز از اصفهان برمیگشتم. رفتم بالا از اتوبوس، دیدم جا نیس. اما خود راننده گفت هست بيا بالا. منو برد صندلی آخر درست همون جایی که 3 سال پیش داشتیم میرفتیم شهرکرد ،نشستیماز خدا که پنهون نیس، از تو چه پنهون، خیلی دلتنگت شدم. تموم مسیر با فکر تو و اشکای من سپری شد. یهو به خودم آومدم دیدم نزدیک دو ساعته که دارم بهت فکر میکنم و رسیدم پلیس راه شهرکرد. همسر خوبم، مهربون من، هو
مامانم همچین صدای تلویزیونو زیااااد کرده
والا جرئتم ندارم بگم یه ذره کم کنید فکر بد میکنن :|
خب یکی نیس بگه شما که انقدر به آرمان های انقلاب پایبندید پامیشدید میرفتید
البته دیشب قرار گذاشته بودن که برن صبح دیدن هوا سرده نرفتن :)))
تلویزیون هم که مجریا دورهم جمع شدن دارن مثلن جشن میگیرن پیام مردم همیشه در صحنه رو میخونن
بين اين پیاما، یه نفر پیام داده که مجری میگه هموطن افغان! اين دیگه تــــه خالی بندی بود دیگه
سال به دوازده ماه بيچاره ها از اون
(شهادت امام هادی) گُلی از گلشن باغِ نبوی، پَرپَر شدشیعیان را ز غمش خاک عزا بر سر شدبلبل از هجر رخِ آن گل رعنا، خاموش.شد چو آن گل به کفِ جور عدو پرپر شدحضرت هادی امام دهمین گشت شهیدچه بگویم که از آن حزن و عزا م شدقدرِ گل، بلبل شوریده بداند امّاقدر او نیز برای همگان باور شددستگیر فقرا بود در آن عصر فجیعغمگسار دل هر مرد و زن مضطر شدمُلک شیعه ز غمش رَخت عزا بر تن کرددر غم سبط رضا ، زاده ‌ای از حیدر شدمعتمد سوخت گر از زهر جفا سینه ی اوزار و شرمند
پیرم کردین خو لنتیا من فقد خوابم میومد وقتی فکر خودکشی با دپاکین ولم نمیکنهوقتی اتاقم اينقد سرده .من سردم بدنم عین مرده هاس. اون روز دخترا بم میخندیدن توو کلاسدیروز میگفتن هوا گرم شد تو هنو پالتو میاری ؟من هنو مموریم پره حالا هی بچپون توو من . حالا من هی ارایش کنم .هی دختر بچه ها بم بگن چ نازی هی لاک ابي بزنمتش ک عهدم یادمه با مهدیه گفدم بش داغشو بذاره رو دلتون من مهدیه رو میشناسم.زنده بمونه جرتون میده . ولی شما خیلی نامردین .
بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنویآهنگ اشتیاق دلی درد مند راشاید كه بيش از اين نپسندی به كار عشقآزار اين رمیده ی سر در كمند رابگذار سر به سینه ی من تا بگویمتاندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاستبگذار تا بگویمت اين مرغ خسته جانعمریست در هواي تو از آشیان جداستدلتنگم، آنچنان كه اگر بينمت به كامخواهم كه جاودانه بنالم به دامنتشاید كه جاودانه بمانی كنار منای نازنین كه هیچ وفا نیست با منتتو آسمان آبي آرامو روشنیمن چون كبوتری كه پرم در هواي تویك شب ستاره
چند وقتی هست افتادم تو ولیعصر برای درست کردن اين لپ تاپ وامونده. وسط بدبختیا اين سگ مصبم شده سوهان روح و روانم. یه جا رفتم گفت مشکل از فنه . دیویست تومن گرفت و گفت درسته برو . فن و تنظیم کرد و خاک و خولاش و گرفت.صدا تراکتورش درست شد . مثل ادم فنش کار می کرد. اما خب همون شب اول دوباره شروع کرد به خاموش شدن . زنگ زدم به طرف گفت بردار بيار . بردم . گفت هاردتم خراب شده . اينم درست می کنم . قطعا مشکل از اينه . اونم درست کرد . سیصد تومن گرفت . اومدم خونه بعد دو ش
گفت تمام دیروز را گریه کرد. به او گفتم می دانی گریه کار کودک درون است؟ گفت می دانم. گفتم اين نشان می دهد کودک درونت با تو قهر است چون آزارش دادی. چون سرکوبش کردی. گفت می دانم.همه چیز را گفتم و او فقط گفت که می داند. حال نمیدانم واقعا دست کودک درونش را می گیرد و به جلو می راندش و یا او را خفه و خاموش می کند. گفت برای خودم گریه کردم. و من دلم برایش پرپر شد. می دانم توی شرایط سختی قرار دارد. می توانم درک کنم که چقدر بودن در دو راهی سخت است. می دان
غریب آشنای من! لحظاتم بي تو سرد است و تاریک و آتشی که در وجودم از نبودنت شعل ور شده است نیز مرا گرم نمی کند.درد مرا دستهای تو مرهم است بيا تا با وجود تو اين سرما را تحمل کنم. مرا نگاه تو بس است تا اتش وجودم را خاموش کنم، مرا زمزمه های تو نیاز است تا صدای پراندوه سکوت را از یاد ببرم.بيا که تو را سخت دلتنگم.
خونه رو مرتب کردم و دوش گرفتم. موهامو خرگوشی بستم و لاک زدم.همه چی سر جای خودشه؛همه آدم هایی که قرار بود تو اين دو هفته ببينم رو دیدم. خیلی جاها رفتم و خیلی فکر ها کردم. اشک ریختم و لبخند زدم و گاهی از ته دل خندیدم. با تو قدم زدم،بابا بغلم کرد محکم،مامان یه لباس دیگه دوخت برام و حالش خوبه. حالا همه رفتن و من موندمو تنهایی و خونه و کارهام و درس هام. من موندم اينجا و احتمالا شب هایی که فهیمه میاد پیشم که حرف بزنیم که ساعت بگذره.حالا من موندم و اين ش
(شهادت امام هادی) گُلی از گلشن باغِ نبوی ، پَرپَر شدشیعیان را ز غمش خاک عزا بر سر شدبلبل غمزده، خاموش شد از غصه چو دیدگلی از حاصل بستان ولا ، پرپر شدحضرت هادی امام دهمین گشت شهیدمعتمد ، قاتلِ آن هادیِ نام آور شدبود هم عابد و هم عالم و هم عارفِ رازشهره در علم و عمل، آن مَهِ دانشور شدقدرِ گل، بلبل شوریده بداند امّا.قدر او نیز برای همگان باور شددستگیر فقرا بود در آن عصر فجیعغمگسار دل هر مرد و زنِ مضطر شدمُلک شیعه ز غمش رَخت عزا بر تن کرددر غم سبط
چند روز پیش که داشتم میرفتم مدرسه از خیابون که رد میشدم یاد مرگ مغزی و اهدای عضو و حرفای یه دوست افتادم. اگه مثلا همونجا ماشینی چیزی از روم رد میشد چی؟؟ واقعا همچین اتفاقی بعید نیست.هر لحظه امکانش هست.چه تصور ترسناکیمن واقعا از مرگ میترسم.خیلی هم میترسم!!! اصن حتی دلشو ندارم که فکر کنم بهش.نه اينکه وابسته به دنیا و آدماش باشما.نه.فکر نمیکنم ترکش سخت باشه برام.من از قبر میترسم.از اينکه حبسم کنن زیر خاک میترسم.هم تاریکه هم ترسناکه هم
صدا کن مرا ،صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبي استکه در انتهای صمیمیت حزن می‌روید،در ابعاد اين عصر خاموش،من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم،بيا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.و تنهایی من شبيخون حجم تو را پیش بينی نمیکردو خاصیت عشق اين است.سهراب سپهری
پارت9یهو صدای خندش تموم فضارو برداشت چشمام هر لحظه گشادتر و گشادتر میشد گل بود به سبزه نیزآراسته شد میون خنده هاش گفت_وایی.دختر تو دیگه کی هستی.من؟ من کی هستم؟_فکر کنم بشم دختر دایی تو. کیان_کمتر چرت بگو بدو برو تو که خیلی سردهرفتیم داخل و وقتی کیان رفت تو سالن همه براشون عادی بود هر چی گفتم بابا کیان باشما نبودا همه میگفتن خب که چی .بالاخره عمه حلیمه زبون باز کردوگفت_خب واسه برادرزادم هنوزجانیوفتاده(روبه من)دخترم پسر عمت همیشه عادت
حوصله هیچ کاری ندارم 
از همه بيشتر نوشتن .
Le Singe Bleu 
در وصف اين اين آهنگ چه میتوان گفت !؟ 
اين آهگ فریادی ست بر پوچی تمدن امروزی با مردمی سرگردان ، فراری از افسردگی مزمن قرن . 
هیچ چیز جز اين آهنگ توصیف کننده حال امشب و اين شب های من نیست . خسته و کاملاً تهی از هرچیز . شاید خشمگین باشم خشمی که با درماندگی به فریادی خاموش شده در پشت حنجره تبدیل شده .
Reve
با تمام اين آهنگ ها زندگی کرده ام و نوشته ام و توشته ام و نوشته ام . تمام نوانس ها اکسنت ها و طنین ه
دیشب همینکه دیدم داره بارون میباره کامپیوترو خاموش کردم و سریع خوابيدم چون نمیخواستم اين فرصت قشنگو از دست بدم ک با صدای بارون بخوابم. و از همه بهتر وقتی هم که بيدار شدم بازم بارون بود و با صدای بارون از خواب بيدار شدم! خلاصه اينکه خیلی مود خوبي دارم الان :) 
بسم الله الرحمن الرحیم 
میگه بجای طلب نوازش، نوازش گر باش و بجای طلب محبت، محبت کن
تا نو بشی و مستغنی  
ولی خبر نداره
چراغ محبت من برای همیشه خاموش شده
و انرژی م تموم شده 
در حال جنگم
با افسردگی و اضطراب 
ولی خیلی هم خسته شدم 
ده سال پیش تصورشم نمی کردم امروز اينجا باشم 
ولی هر طور هست باید ادامه بدهم . 
داشتم اين دختررو میدیدم مدله رامینا ،و ب اون متن قدیمی تلگرام فک میکردم ک میگف من الان کیک شکلاتی میخام بااينک ندارمش شاید فردا داشته باشمش ولی فردا دلم نخادش, داستان مام اينهمث لامپ سوخته شدم هی خاموش شدروشن شد تاسوخت ,خوبه حس جدیدیه نه نا داری بخندی نه گریه کنی نه عربزنی نه فک کنی تعطیله تعطیله, ای ام ايندیفرنت اند سوسو
دوشنبه بعد از یک ساعت تاخیر تئاتر رو شروع کرد منم با دل درد شدید و گرسنگیبعدش رفتم سمت لوکشنیک ساعت و نیم پشت در لوکشن نشستمولی راه ام ندادن و بازیگری جلوی دوربينم لغو شد یه طومار معذرت خواهی دادم واسه کارگردانو ازش تعریف کردم فقط داد ممنون حتی سلام هم نداد درک نکرد با سحر رفتیم بستنی خوردیم دیگه نسبت به کارگردان سر شدم دیگه حوصله اش رو ندارمو فقط به ضرورت باهاش حرف میزنم و حرصم دیگه نمی خورم سه شنبه هم ظهر رفتم پلاتونسبت به روزهای دیگ
دردم ازسکوت است نه صدا کدام صدا صدایی که سکوت دارد اگرصدایی باشد درنطفه خاموش است کدام سکوت میتواند راز صدایی را بازگو کندکدامین صدا میتواند نقش سکوت را بازی کندمگر میشودسکوت نکرد سکوت مرا به عرش میرساند وصدا مرا به قبرستان بهشت زهرا.



ن
در اين پست پیامک های عاشقانه سیگار آماده شده است اين بار سیگار را بکش، از طرفی که می سوزد ؛ تا بدانی چه میکشم…::::::::::::اس ام اس عاشقانه با موضوع سیگار::::::::::::::آتشی از نگاهت می خواهم !سالهاست که اين نخ سیگار در دستم خاموش است…::::::::::::اس ام اس عاشقانه با موضوع سیگار::::::::::::::
یه شب شیر گاز رو باز میکنمدرو پنجره هارم میبندممیشینم کل زندگیمو مرور میکنمیه نامه میذارم و آرزوهامو توش مینویسمآخرین سیگار رو خاموش میکنم و میخوابمیه خواب راحتیه خوابي که ترس ندارم از اين که بازم فردا تکرار میشه.عاروم ترین شب زندگیمعاروم ترین خواب زندگیمعاروم ترین مرگ. 
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

مجری تور های داخلی و خارجی رها ..:: سرگیـ ـ ـ ـجه ::.. بس کن گلیچ کتابخانه دیجیتال مجله روانشناسی بهترین باشیم هتل بین اللملی مجلل ارگ هرات جالب و عجیب | بهترین پرتال اینترنتی مرکز مشاوره خانوده تلفنی رایکو - مشاوره روانشناسی