ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

هر دفعه ک میای پیشم بعدش دیگه عذدی نمیشم

چرا مياي لعنتی؟؟؟؟چرا مياي دنبالم و اینقدر میخوای نزدیک بمونی وقتی هیچ خبری نه ازت بود و نه نیستمياي چیو ثابت کنی؟؟؟خیلی خوبی؟خیلی رفیقی؟کجا داری مياي؟تو یه دلیل کوفتی به من بده که چرا میخوای باشی؟اینکه من قراره هر سری بعد از دیدن تو توسط والده به درک واصل بشم به درکتو بگو چرا؟؟فقط یه دلیل منطقی بده که این دفعه با سه دفعه‌ی پیش فرق دارهخوب نگاه کن!خوب نگاه کنی هیچ دلیلی نیست. 
هربار مثل الان گریه کردمبعدش تبدیل شدم به روباتاونقد کار کردم و سر خودمو شلوغ کردم که همه چیو فراموش کنمو بعدش تبدیل به کسی شدم که هیچ کس نمیشناختهالانم به این جدایی مثل یک سکوی پرتاب نگاه میکنممیدونم بعدش سنگ میشمبعدش حوصلم سر میرهبعدش دلم واسه همه چی تنگ میشه 
امروز مریم بهم زنگ زد می گفت من دلم خیلی تنگ شده پس كی مياي گفتم میام دو سه روز ديگه میام گفت زودی بیا  ديگه زیارت به دلم نمی چسبه مامان خونه دست تنهاست دیروز هر چی اصرار كردم دایی قبول نكرد گفت تا شنبه می مونیم ديگه خودش به مامان زنگ زده بود مامان بهم زنگ زد گفت حالا این دو روزم بمونیددل تنگشم خیلی  
دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده به نام بزن به بیخیالی
ترانه : مونا پرویزی و محمد شایان ؛ موزیک : کیراد ؛ تنظیم : عرفان کارن
.

تا یه مدت بیا از 

هم ديگه دور دور باشیم 

اتفاقی همو دیدیدم کور باشیم

واسه شخصیتمون مغرور باشیم

تا یه مدت بذار از دست دوتامونم خلاص شیم بیخیال هر پیامی و تماس شیم

این دفعه دلامون اونی که میخواست شیم

بزن به بیخیالی عکسامم نگاه نکن یه وقت نشی هوایی با خودت فکر کن که کلا بیخیال مایی

این دفعه سعی
 این گروه مثل کوچه های سال 1357 هست،
خلوت
ساکت
آروم
یه دفعه یکی میاد کلی شعار و عکس و فیلم و پخش میکنه در میره
یکی از فانتزیام اینه که چندتا دختر سر من دعوا کنن و همدیگرو بزنن بعدش من یهو با گریه داد بزنم و بگم بسسسس کنید ديگه !!! بعد یهو همه آروم شن و به من نگاه کنن بعد همشون بیان منو نوازش کنن تا حالم بهتر شه بعدش من که ديگه متعلق به همشون شدم با صلح و دوستی کنارشون میمونم ، اونا هم همدیگرو دوس دارن ! دوشواری هم نداریم …
به شدت معتقدمسفر لازم نیس.
از هر اتفاقی که بیفته ناراحت نميشم و فقط و فقط از خودم بیشتر بدم میاد. فقط با خودم بیشتر قهر میشم.ناراحت نميشم و غصه نمیخورم.ارغوان گوش میدم؛آییی.ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آیدارغوااان ارغوااانتو بر افراشته باش؛ تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من.تو بخوان.این دفعه هم قدرت مبارزه ندارم.ساکت میشینم گوشه ای تا پرتم کنن بیرون و بدون حرفی اضافه میرم‌ سراغ ادامه ش.که متاسفم برای این مریم!
باشگاه واسه اینه که بعدش نام پیونتون بیاد دنبالتون و سوارتون کنه بعد با نگاه بانی ایش بهتون نگاه کنه و لبخند بزنه و بوستون کنه و با دست راستش دستتونو بگیره تو دستش و انگشتاتونو تو هم قفل کنه و با اون یکی دستش رانندگی کنه نه اینکه ده دقیقه منتظر باباتون بمونید و بعدش لوستون کنه درصورتی که ديگه شما لوس نمیشید و الکی لبخند میزنید و آره .
روزا همینجوری دارن میگذرنو من هی دارم تو تظاهر به اینکه ديگه عاشقت نیستم بهتر میشم.ولی یه حسی بهم‌ میگه خودت میدونی.میدونی که وقتی قلبتو تا این حد واسه یکی باز میکنی ديگه هیچوقت به حالت عادی برنمیگرده.و هممون یه همچین آدمی رو داشتیم‌ تو زندگیامون.دیشب دوباره اتفاق افتاد. خیلی آروم و پیش پا افتاده. درست مثل دفعه های قبلی که انگار یه چیزی بود که از قبل "باید" اتفاق میفتاد.فقط سوالم اینه که چرا هربار از دفعه قبل حس بهتری میده به من یکی!آخرش گند
سلام دوباره بعد از مدتها اومدم،هر دفعه كه میام اینجا میگم از دفعه بعد حداقل یه با ر میام و سر می زنم ولی دوباره می رم و یه ماه بعد میام.اول كه مطب رو افتتاح كردیم و سه روز در هفته صبحا من میام و دو روز عصرها و بقیه عصر ها رو حسن.حاج اقا هنوزم می ره بناب.از اوضاع مریض هم نگم بهتره من روزی یكی دو تا ديگه حداكثرشه.
١٣ابان هم اومد و رفت و هیچ اتفاقی نیوفتاد نه گرونی زیاد شد و نه ارزون شد البته دلار كمی افتاد.فعلا هم منظریم تا عید ببینیم چی میشه
منم اخر
منو فروختی به کی به چه قیمتی و به کی
برو که ديگه ازت سیرم آره خستم از تو یکی
یه روز میکشنی دلمو یه روز میکنی ولمو
حرفای توی دلمو پس بذار الان بگم و
(همه میدونن یه جو گیری یه روز مياي و یه روز میری
خدا میدونه کجا گیری معلوم‌نیست
ديگه شورشو دراوردی ایندفعه ديگه بد آوردی
برو ديگه واسم اون چشمات مظلوم نیست)۲
بستم چشمامو رو تو ديگه تنها شدن تو نزدیکه
افتادی از چشم وقتی که رفتی
جمع کن برو این اداهاتو حفظم همه ی دروغاتو
خسته ام ازت تو فقط حرفی
(
از شر زنم خلاص شدم
زنی برای اینکه بفهمه شوهرش بعد از رفتن اون چه احساسی پیدا میکنه یه نامه مینویسه که نوشته : من ديگه تو رو دوست ندارم و از این خونه میرم.
بعدش زنه میره و زیر تخت قایم میشه!
مرد وقتی وارد خونه میشه و نامه میخونه هورا میکشه بعدش توی نامه یچیزی مینویسه و به زن دومش زنگ میزنه و میگه که از شر زنم خلاص شدم و سریع بیا کافه!
.
.
.
.
.
.
بعدش زنش که از عصبانیت نمیدونسته چیکار کنه منتظر میمونه تا مرد بره و بعد میره نامه رو میخونه که نوشته :
قرار بود واسه یه سمینار بریم قم. استاد هم گفت: من ماشین دارم می رسونمتون. البته خودمم یه نشستی اونجا دارم. بعدش گفت کی مسیرو بلده؟منم گفتم: استاد من خیلی از شهرها رو رفتم گم نشدم ولی نمیدونم چرا هر وقت میرم قم گم میشم.قبلا با استاد دور دور کرده بودیم و میدونست مسیرا رو راحت پیدا می کنم. برگشت گفت: جی پی اسمون که ارور بده خدا به داد بقیه برسه!!خلاصه ما با خانم دکتر راه افتادیم و رفتیم. تا خود حرم  خیلی راحت رفتیمبعدش گفتم :استاد من تا همین جا رو بلد
واسه همیشه رفتم فکر کردی برمیگردم حتما
منو بگو فکر میکردم بشی واسه من یه همدم عمرا
میدونی که دارم عادت میرم با خیال راحت اره
نیست ديگه به تو  حواستم دلبری نکن تو واسم آخه
(تو بی دلیل حساس شدی دلمو زدی مثل دفعه قبل حیف دلی که دادم به تو عین ادمی که نداره عقل
بزار برو این بارم بزار برو این بارم بزار برو این بارم این بارم)۲
کم نبوده دورم مثل تو که پرن تو شدی مشکلم رفتاراتم بده نگو نه
برو دیوونه
اره عوض شدم با اینکه بد شدم هر موقع که بخوام مياي
وقتی که بهم گفتی با اولین نگاه عاشقم شدی باورم شد.اونوقت بود که شدی تموم دنیام .هر شب توی رویام با تو بودموبا تو حرف میزدم با تو میخندیدم با تو راه  میرفتم با تو از رویام بیدار میشدمديگه عاشقت شده بودم نمی تونستم حتی لحظه ای بدون تو زندگی کنم .اون روزا خیلی بهم میگفتی که دوستم داریزندگی بدون من برات سخته وحاضر نیستی که هیچ وقت ترکم کنی .همه ی حرفاتو باور کردم چون دوست داشتمنمی دونم که چرا یه دفعه همه چی تموم شدديگه پيشم نبودی برای همیشه ترکم کر
(عشقم باش و فقط باش و فقط باش و بگو میمونم.
به تو دل دادم و دل دادی و من میدونم)۲
عاشقت میشم روزی صد دفه 
جوری که هیچ کس عاشقت نشه
قول میدم از من‌کسی عاشق تر نیست
عاشقت میشم تو هرجا بخوای
میلرزه قلبم تو پيشم مياي
قول میدم از من کسی عاشق تر نیست
(بیا قلبم واست هرچی داریم وسط تویی عاشق تر یا من
به چیزی فکر نکن به دلت بد نده بیا هر چی شد با من)۲
عاشقت میشم روزی صد دفعه
جوری که هیچکس عاشقت نشه
قول میدم از من کسی عاشق تر نیست
عاشقت میشم تا هرجا
ااووم،امروز،بعد مدتهااااا،حس میکنم خوب خوابیدم،با اینکه  دیشب سه خوابیدم،ولی صبح که بیدار شدم هشت،حس کردم کلی خوابیدم!! عجیبهدیشب ا اومد پيشم تو اتاق رو تخت خوابید!!,عجیبتر????بعد گفت س س میخواد،خو چخبرته خروس،صبح س س داشتیم،یبارم که خودت،،????،،هر کار کردم بپیچونمش دیدم نه،نزدیکه بهم کنه رسما،انقد زد سر بام که،انقد گازم گرفت که،انقد سرمو فشار داد تو تخت،یهو عصبانی شدم،زانو زده نشستم کنار تخت رو زمین که نتونه اذیتم کنه،گفتم بس کن،
واقعا منتظرم ببینم دفعه‌ی بعدی که میبینمت چی میشه =)))من تو شروع کردن مشکل دارم. همه میدونن.واسه همین اگه قرار باشه اتفاقی بیفته تو باید شروع کنی. ولی خب این ایده‌ی من بوده پس عجیبه که انتظار داشته باشم اینجوری باشه.کلاً ایده‌ی دیوانه‌ واریه. نگران نیستم دوستیمون خراب شه چون اونقدر محکم هست که بهش اعتماد داشته باشم. نگران چیزای دیگم. چیزای مسخره ای مثل اینکه اگه چیزی بخوای که من نخوام چی؟! یا اینکه اگه به اندازه‌ی کافی خوب نباشه چی؟ اگه اصل
خوشحال بودم مثه همیشه که تو خوشحال بودیبا این که خر لحظه به فکر اون بودی ولی خوشحال بودم چون تو شاد بودیچون امروز باعث شدم بیاد کنارت بشینه باهام خوب بودیو این باعث خوش رفتاریت باهام شداولش نمیدونم گرم بودم یا هنوز شوق دیدارت داشتم چیزی متوجه نمیشدمولی بعدش که مهدیه رفت و سر کلاس زبان هر دقیقه اسمش میاوردی فهمیدم منو فقط وسیله میدونی اصلا واست مهم نیستم از یه نظر ديگهاین بحث نشدنی هئچ وقت نمیشهواسه همین تصمیم گرفتم هر چه زودتر تو رو با
پریا  به طرف اتاق اقای ویشتاسب رفت و خود را برای رفتن اماده کرد مو هایش را بافت و یک طرف انداخت کمی چتری اور صورتش و دوباره ابی به صورتش زد و دو باره کمی ارایش کرد  و زیپ چمدانش را بست نمی دانست با این چمدان سنگین چکار کند  که در همین حین یگاه در زد و وارداتاق شد پریا جون میشه شب بیایی همین جا پیش ما بمونی خیلی خوش میگذره پریا گفت :-  نه مزا حم نميشم  هتل می مونم تازه وقت اومدن ما که معلوم نیست  -   پگاه باز هم اصرار کرد و گفت اگر بیایی کلی حرف دار
نفر بعدی مهدیهتمام تلاشم کردم بهش برسی فقط برای این که با این کار باهام خوب میشیخوب رفتار میشیولی بعدش حس گوهی اومد تو تمام وجودمسر کلاس شیمی عمومی دختره رو گفتم بیاد بشینه کنارشبه قول خودت مخشو زدیباهاش خندیدی و حرف زدیتمام ساعت کلاس جزوه ننوشتمیه جاهایی انقدر غرق اون بودی دوباره باهام بدرفتار شدیو بدترین جاشموقع حضور و غیاب بود که رسید به اسم مرادی و بچه ها گفتن رفتهو تک جمله تو ما هم دوسال ديگه میریماین جمله رو گفتی چون میخاستی فقط خود
خدایا! این موجودی که بعد از ۱۰۰۰ بار سوار اتوبوس ۲۳ شدن و رفتن به چهارراه ابوطالب باز سوار ۶۰ میشه به این امید که  بره چهارراه ابوطالب اما اتوبوس میره میدون ابوطالبو باز دفعه بعد و دفعه بعد و دفعات بعد این ماجرای اشتباه رو به عینه مرتکب میشه؛انتظار داری که راه زندگیی که برای اولین بار داره طی میکنش رو درست بره؟!تازه اندازه تلفن گویای شرکت اتوبوسرانی هم پیامبرها جوابگو و آنلاین نیستن!کوتا بیا تو رو خدا! خداجون!@ alak_do_lak
امشب خیلی دلم یهویی برا شایان تنگ شده بود.شمارشو گرفتم و بوق خورد و برداشت.مطمئنم صدامو شنید و شناخت.مطمئنم فهمید نوشین اونور خطه و قطع کرد.
بعدش خیلی یهویی رفتم تو پیج اینستاشو دیدم ازدواج کرده ظاهرا.دروغ نگم اولش یکم دلم گرفت که انقد یهویی و بی خبر.اما بعدش یه چیزی و یاد گرفتم : زندگی ادامه داره نوشین.ما نباید بشینیم و غصه آدما رو بخوریم.نباید بشینیم و بذاریم بود و نبود دیگران اذیتمون کنه حتی.
و اینجوری بود که ديگه دوستی ده دوازده سالمون تمو
حامد برادران -فقط باش
دانلود آهنگ جدید حامد برادران به نام فقط باش همراه با کیفیت اصلی+پخش آنلاین
Hamed Baradaran‰ Faghat Bash
 
♥متن آهنگ حامد برادران به نام فقط باش ♣
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣&clubs
انقدر بی حس بودن ادمارو نمی‌فهمممن انقدر دل آشوبم مضطربناراحتپشیمونولی اون اصلا نمی‌خواد منو ببخشه بی تفاوت نباشیم نسبت به حال آدمایی که اطرافمونن خسته ام همچنان و ديگه نمی‌خوام مزاحم شم فقط یه بار ديگه فرصت می‌خوام همه چیز خوب پیش بره بعدش اصن برم بمیرمبا خیال راحت ????????????????????  
▪ از خواب که بیدار شدم، هنوز شکه بودم. همش پیش خودم غرغر میکردم که چرا خوابم واقعی نیست؟▪ بهم زنگ زدن و گفتن هاردم کلا نابود شده. حالا باید کلی پول بدم تا هارد بخرم :)▪ بعدش که فقط بخاطر درس اندیشه اسلامی رفتم دانشگاه. برف همینطوری روی سرم میریخت بدون اینکه روی زمین حتی ثانیه ای بشینه.▪ یکی از مسائل بزرگم امروز حل شد با تشکر از بهترین دوست.▪ بهترین دوست دیگری اومد پيشم بعد از ظهر. هنوز شکه ام بخاطر چیزی که بهم گفت. (یسری از دوستان قراره یه جایی
من شروع کرده بودم و یه شش ماهی زیاد به فکرش بودم و حالا که دوماه مونده به آزمونهمه چیز رو ریختم سطل آشغال.و ديگه نمیخوام برم این راه ها رو.من کلی درس خوندم واسه ارشد و حالا ديگه نمیخوام بهش فکر هم بکنم.و این یه شک و دودلی واسم به وجود آوردهقبلا تمام فکر و ذکرم این بود که ارشد تهران بعدش هم کانادا و حالا و بعد از اون اتفاق نه میخوام از این شهر برم.و نه کشور ديگه ایحتی قید کسی رو که دوسال دوست داشتم زدم
این روزا حالم خوبه مثل حال تو خانومه فلانی بعد چند سال دارم خودمو بلند میكنم از زمینهمون زمینی كه میگفتی دوستت دارم ! یادته؟ دارم میشم همون امیرشیطون و بی كله و هیچوقت یادم نمیره كه باعث بلند شدنم مائدسدوباره دارم جون میگیرم،امروز دیدمش و سرمو انداختم پایین و جدیبهش گفتم یه چیزی میخوام بگم؛ گفتم ديگه نمیتونم دوستت داشته باشمنمیتونم ! سرمو آوردم بالا دیدم داره اشك میریزه، گفتم شوخی كردم عزیزه دلممیخوام از این به بعد عاشقت باشم! قبوله؟ خواس
خیلی جالب دیشب گلایه مادرشوهر کردم وامروز از در ودیوار ریختدر دو ماه اخیر خواهرشوهرک(کوچک)دودفعه تماس گرفته اونم برای اینکه یک بارش کنکور ثبت نام کنم و یک دفعه پول بریزم براش به یه حساب ديگه!بعد می گند چرا قاطی می کنی.اخه ادم اینقدر دستش بی نمک باید باشه
نمایش شماره سیمکارت که نمی دونیدشاید پیش اومده باشه که یه سیم کارت رو شمارش رو ندونید ♨️برای پیدا کردن شماره اون خط نیاز نیست به خط ديگه زنگ بزنیدفقط کافیه از کد های دستوری فوق استفاده کنید:Irancell : *91#Hamrah aval : *99#بعدش شمارتون به صورت98**********نمایش داده میشه
سلامممممممممممم، امروز کلی با همسرم رفتیم گشتیم، اول رفتیم باغشون. خیلی خوش گذشت واقعا،اونجا یه سگی بود منو دنبال کرد بدجوری ترسیدم وای خدااا  داد میزدم فرار میکردم فقط خخخ بعدش اقایی جونم اومد نجاتم داد فداش بشمبعدش رفتیم پارس اباد کلی گشتیم وای چ روستاهایی بود همش تو در تو بودن، مثلا اسلام اباد۱،۲،۳خخخ بعدش اومدنی رفتیم کباب خوردیم تو اجیرلوخدایا شکرت بابت اینروزا واقعا شکرت
دوشنبه بعد از یک ساعت تاخیر تئاتر رو شروع کرد منم با دل درد شدید و گرسنگیبعدش رفتم سمت لوکشنیک ساعت و نیم پشت در لوکشن نشستمولی راه ام ندادن و بازیگری جلوی دوربینم لغو شد یه طومار معذرت خواهی دادم واسه کارگردانو ازش تعریف کردم فقط داد ممنون حتی سلام هم نداد درک نکرد با سحر رفتیم بستنی خوردیم ديگه نسبت به کارگردان سر شدم ديگه حوصله اش رو ندارمو فقط به ضرورت باهاش حرف میزنم و حرصم ديگه نمی خورم سه شنبه هم ظهر رفتم پلاتونسبت به روزهای دیگ
برام چیزی نمی نویسه و من آدامس خرسی نمیخورم ساعتها حرف نمیزنم نگاه نمیکنم کابوس بدی ازش میبینم به دیوار مشرف به تخت چنگ میزنم و ناخنم جا می مونه لای کاشی ها. بعدش یه سوزش بدی حس میکنم. حالتای بد چندین سال پیش باهمون فضاها و همون ابعاد داره تکرار میشه فقط یه جاهایی جریحه دارتر و عمیق تر میشه حال بدم. من لبخند میزنم ساعتها به پدرم فکر میکنم که ازش پرسیده چرا دختر منو این شکلی کردی من ساعتها به پدرم فکر کردم که نگرانم شده وقتی گفتم آخ و روی زمی
پارت8رفتم و از نرده بالکن آویزون شدم تا پایینو ببینم هرچی با چشمام گشتم کسیو ندیدم به خیال اینکهتوهم بود برگشتم تا برم تو که یه دفعه یکی پرید جلو یه صدای عجیب و غریب از خودش درآورداز ترس یه جیغ بنفش کشیدم که دستش اومد روی دهنمو گرفت و گفت_هیش دختره ی جیغ جیغومنم کیان.اولش نفهمیدم چی گفت ولی بعد بررسی گفته هاش از مغزم فرمان رسید که باید بابتترسوندت مجازات بشه،دهنمو باز کردمو یه گاز خنک و آبدهنی از دستش گرفتم که باعث شد اونم یهجیغ بنفش بکشه_هیس
بعد ده سال تازه داره ازم بازجویی میکنه قبلا با کی بودی، هوفخیلی اعصابم خرابهامروز خیلی مزخرفهحالم بد شده واقعابهش گفتم یه پسره بود باهام نامردی کرد،و گردنبندو ازم دزید،من ساده بودم بهم دس زد،بهش گفتم من پاک بودم باهاش ازدواج کردم،هر گوهی شدم بعدش شدمسه ساعته داره رو روانم راه میره،واقعا حالمو بد کردهادم که از گذشته ی طرفش نمیپرسه،من اونا رو دفن کردم بهم میگه،میخوام بدونم کی زنم کرده از کنارش رد نشم????????من بدبخت اونقد پاک بودم الان ب
قلبم درد می کردتیر می کشیدتند تند نفس کشیدمقلبم را ماساژ دادم.آرام نشدبعدش انگار افتادمدیگر یادم نیامدفقط یک چیز را روی دهانم حس کردم که حفره ی دهان و بینی و ریه هایم را،به صورت پیوسته،پر از هوا می کرد و دستی که قلبم را ماساژ می داد و دندهای سمت چپم در حال شکستن بود و صدایی که هر چند لحظه یکبار می گقت: ۱۰۰۱.۱۰۰۲.۱۰۰۳ وبعدش توی یک اتاق دراز کشیدم و ماسک اکسیژن روی دهانم.خیلی ضعیف شده ام.خیلی رنجور و ناتوان شده ام.آنقدر که حتی توانایی
به طرز عجیبی با این قالب حس و حال خوبی دارم! ارمیا رو سرکلاس بخونیم! (با عجله عکس گرفتم هیچی جز دم ماهیه مشخص نیست!)مثل اینکه فردا جز امتحان فلسفه که اونم بخاطر غیبت هفته پيشم بود باید بدم چیزی ندارم الان چند هفته ای میشه که به صورت مکرر یکشنبه ها رو نمیرم مدرسه و خیلی وقته که روی ماه معلمای یکشنبه رو ندیدم:) کاش این همکلاسیای ما یکم پایه بودن با هم قرار میذاشتیم ديگه از دوشنبه نریم مدرسه تعطیل نمیشه که یکی بره یکی نره یکی میگه من نمیا
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ایران موزیک منتظر پناه... مجله پلاس وب سایت تخصصی معماری ❤️خوشبختي هاي زندگي ما❤️ طراحی دکوراسیون داخلی | مرجع تخصصی دکوراسیون داخلی مباحث اي تي خلوت دل...... Tony