نتایج جستجو برای عبارت :

تیکه های جدید98به دخترا

اینکه میگن دخترا برعکس پسرا وقتی حالشون بده دوست دارن با یکی حرف بزنن و همه چیو بگن .دروغ و مزخرف محضه .دخترا وقتی واقعا حال و روزشون خرابه .خیلی بدتر از پسرا سکوت میکنن .انقدررر که حتی نمیتونن تو صفحه خالی چیزی که اذیتشون میکنه .رو واسه خودشون شرح بدن !دخترا تا وقتی که میتونن حرفاشونو بزنن .یعنی انقدرا حالشون خراب نیس!!!  
امروز ظهر پستچی سند خونه را آورد.چهار تا و به اسم هر کدوم از دخترا جداگانه شوهرم کارش زیاد بود وناهار نیومد خونهشب هم خیلی دیر اومد وگفت مشتری خوب برای خونه پیدا شد وفروختم.من زیاد ناراحت نشدم .چون از اولش گفته بود که هدفش فروش هست.وقتی هم فهمید سندها رسیده خیلی خوشحال شدو زود داد دست بنگاهیهیعنی دخترا حتی روی  سند را هم ندیدنفقط بهت زده هستن که این چه کاری بودخوب قسمته دیگهالان مشتری پیدا شدکاش قبل از سند زدن میومد
هنو فکریم شاید اشتباه از من بودهگاهی نباید بهاي زیادی ب طرف بدی ب قول یکی از دوستان از محبت زیادی هم جفتک میندازنواقعه دخترا عجیبنازت میخوان محبت کنی، محبتم کنی میرنشاید بهتر باشه بشم مثل چن ماه پیشفکریمقبلا گفتم همه دخترا مثل همن فقط بعضی ها باور کردنی تر دروغ میگنولی اشتباهه خودماییم ک اجازه میدیم بهمون دروغ بگنبا محبت زیادیآره بی وفایی تقصیر من بودتقصیر من بود با وفاداری و محبت زیادمخودمو درست میکنم  . 
من شلوار کردی که میپوشم یه زیرشلوری میکنم زیرش گرمم بشه :))))فلسفه ی این مچ پایی که خیلی از دخترا میندازنش بیرون چیه ؟ تو این سرما ادم شلوارشم سوراخ داشته باشه باد وارد بشه یخ میکنه :|حالا وای به حال زمانیکه مچ پا بیرون باشه ادم :/از همون ناحیه یخ زدگی شروع میشه تا نوک دماغ :(من شلوار کردی که مپوشم یه زیرشلوری میکنم زیرش گرمم بشه :))))من با تمام دخترا فرق میکنم قربون اینهمه تفاوتم بشید الهی :D
اولین هفت سین سفره ی امسالم :سایه ی آقامونهدومین سین :سلامتی آقامونهسومیش :سانتافه ی آقامونه چهارمیش:سود سپرده ی بانكی اقامونهپنجمیش:سفر خارج ازكشوربااقامونهششمیش :سرمایه آقامونههفتمیش :سرقفلی مغازه ی آقامونهاينو از گروه دخترا یدم داشتن برای خودشون رویا پردازی می کردن????????????????  
سلام * خواسته بودین خودمم ب پسته خودم ج بدم دیشب گفتم بعده همه.:)  .:|**از طلا خوشم نمیاد چرا ؟! :| همه دخترا دوس دارنا اما من ن :| ساده بودنو بیشتر دوس دارم :) کسی هس مث من دوس نداشته باشه ؟! :) *** مرسی از همه همراه هاي گل وبم بابت کامنتای پست قبل مث همیشه خوشحال شدم از بودنتون :) فقط شرمنده دیگه کامنتارو برداشتم :| مث همیشه :)
با آرمان به این نتیجه رسیدیم که دخترا شاید رابطه اوشون زود تموم بشه ولی معمولا تو رابطه دوم مدت زمان زیادی رو با طرف میمونن چون که به این نتیجه رسیدن که همه پسرا عین همن و دیگه وقت تلف کردن میشه که کات کنن سینگل بمونن و دوباره دوست پسر پیدا کنن یه جورایی هزینه فرصتش زیاد میشه بنابراین سعی میکنن با طرف بسازن و رابطه رو ادامه بده
کمک !
کمک!
کمک!
کمکم کنید.
واقعنی کمک میخام
من خیلی تو وبلاگهاي به روز شده سرک می کشم بجز چن تایی اکثراً دخترا حرف هاي ناموسی می زنن ، اونم به کی ؟ بخودشون !!! بجان خودم من هنگ کردم ینی همش فک می کنم که تو خابم .
یه ماه نیست ک این وبو زدم همیشه هم رفتم این وب و اون وب شاید خیلی ها اسم منو بشناسن (البته فقط دخدرا خخخ) هر روز ک میگذره بیشتر هول ورم میداره
بدجوری از این جامعه ترس ورداشتم
ینی آخرش ی پسر باید با یکی از اینا ازدواج بکنه ؟؟؟!!!
خدایا کمکم کن
خیلی وقته حوصله هیچ کاری ندارم.از ادمای مریض، دو رو بدم میاد بهم میگه خوب شد دیگه دختره بیخیالم شده (مثلا اون مزاحمم میشه) بعد خودش بهش  چراغ سبز بهش نشون میده تازه کلی هم غر میزنه دخترا این روزا چرا اینجورینو جالب هم اینجاست که همه چیز زندگیشو بهش گفته بعد میگه من تو دنیای مجازی به هیچ دختری اعتماد ندارم نمیدونم چرا خودشو گول میزنه. 
سلام من لوح بیریخت احساس واژه ها رو گرفتم یه کیف راکت بدمینتون ازم در کنار عزیزانم عکس گرفتن*حالا چهارتا راکت بدمینتون دارم!*سوال اینجاس ساعت 12الان اجتماعی داریم،بعدش زبان و بعدش تمام!تا برسم مدرسه،زنگ اجتماعی تموم شده.برم یا نرم؟  عاقا مراسم دخترونه پسرونه بود ایییی ینی میخواسم سر به تن پسرا نباشه،قلبمو دریدن!همه به اصطلاح شاخ و لاتیییییییبعدش یکی اومد انشا خوند خداییییی جنتل بود خیلیم خوشمل خوند!همه احساساتی شدیم.من با صدای خشک،قیافه
ما دخترا گاهی نمیدونیم واسه چی قهر میکنیم                                                                                                                                                                                                                 فقط میدونیم الان لازمه قهر باشیم
دوحرفی خیلی آدم محترمیه من واقعا دوستش دارم اون شب درباره نوروز باهم حرف میزدیم ، برام عکساشو فرستاد حالا من یه خبطی کردم گفتم عه فقط مردا تو این مراسمن ?گفت نهههه ما آزادیم ، بعدم کلی عکس فرستاد از نزدیک بود و دخترا هم بودن دیشب ساعت سه کلی از خانمای با حجاب آزاد که توی دولتشونن برام فرستاده دیوونه ی غیرتی ????نمیدونم چرا نمیخواد باور کنه من از جغد تبدیل به مرغ شدم و نهايت یک بیدارم و زودی میخوایم هر چند شبی ساعت سه و چهار پیام میده اوایل که
خب و اما پست امشب خنده.رفته بودم با دوستم بیرون دوهفته پیش بوداقا ما هم داشتیم میخندیدم حرف میزدیم حواسمون به جلو پا نبود انقدر داشتیم حرف میزدیم دخترا که همشون حرف میزن سر ادمو میخوردن دقت کردین از بس ما دخترا خوش خنده ، البته بعضیآ نه اونا که مراعات نمیکنن.هیچی خلاصه داشتیم راه میرفتیم شتلپ. حس کردم یکی افتاد وای خدایا به زور جلو خندمو گرفتم وسط اون بازار دوستم افتاد خوووو خوووو نگا با چه اعتماد به نفسی بلند شداص
ما دخترا گاهی نمیدونیم واسه چی قهر میکنیم                                                                                                                                                                                                                 فقط میدونیم الان لازمه قهر باشیم
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.چند ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.چند ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.چند ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.چند ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
پیرم کردین خو لنتیا من فقد خوابم میومد وقتی فکر خودکشی با دپاکین ولم نمیکنهوقتی اتاقم اینقد سرده .من سردم بدنم عین مرده هاس. اون روز دخترا بم میخندیدن توو کلاسدیروز میگفتن هوا گرم شد تو هنو پالتو میاری ؟من هنو مموریم پره حالا هی بچپون توو من . حالا من هی ارایش کنم .هی دختر بچه ها بم بگن چ نازی هی لاک ابی بزنمتش ک عهدم یادمه با مهدیه گفدم بش داغشو بذاره رو دلتون من مهدیه رو میشناسم.زنده بمونه جرتون میده . ولی شما خیلی نامردین .
در این پست تيکه هاي طنز آخر سال آماده شده است- چهارشنبه سوری : فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند. اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال میوفتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی بجای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد! 
یه مدت پیش دانشجوای دکتریمون همه با هم قرار میذارن میرن کوه
پسرا صبحونه  املت آتیشی درست می کنن و بعد از خوردن صبحونه به اصرار یکی از دخترا ماهی تابه رو میدن اون بشوره
میگه من داشتم با ناخون توشو پاک می کردم که دیدم پسرا دسته جمعی وایسادن میخندن
یکیشون گفت تا دیروزم اگه این آقای دکتر میخواست بگیردت از این لحظه به بعد دیگه نمیگیردت
میگه خندیدم گفتم مگه منو واسه ماهی تابه شستنم میخواسته بگیره که حالا دیگه نمی گیره
میگه برگشت گفت: نه عزیزم!  وا
بعد از ظهر قرار شد بریم سمت تجریش .مغازه یکی از دوستامون که تازه جنس اورده .مثلا هم ازترکیه :| یکی دو تا از مسیرها طرح بود تصمیم گرفتیم با مترو بریم .خیلی وقت بود سوار مترو همنشده بودم .صدامون مترو رو برداشته بود :|مردم چون قدرت خریدشون خیلی بالاست تو داخل مترو و سالن هاش هم پاساژ زدن :D داشتیم از جلو مغازه عطرفروشی رد میشدیم که دختره صدامون کرد اقا تشریف بیارین :| متی همکه دنبال همین داستاناس کلا :| رفت داخل :| هر چی گفتیم اقا دیر میشه بیا بریم
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.چند ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
خب چند وقتی نبودم سرگرم درس و دانشگاه:)) یکمی فشار درسا زیاد بود و البته همچنان هم هست. امروز واسه ی استاد اناتومی کیک خریدیم بردیم سر سمینار واسش تولد بگیریم. یه گروه دیگه ام کیک گرفته بودن دو بار سوپرایز شد. خدا میدونه چقدر گوگولیه این بشر اخه 
از ارمان بگم که همه ی دخترای دانشگاه ازش شاکین پسره ی کنه :/ اصلا اینطوری راجع بهش فک نمیکردم ولی توی این چند وقتی که دانشگاه شروع شده متوجه شدم چه ادم عوضی ایه. میخواست حال و هوا رو دو نفره کنه که بهش فه
از بهمن ماه بخاطر یه مسائلی بدم میاد. از اسفند هم بخاطر این ترافیک وحشتناک و شلوغیاش :|بخوای بری بیرون باید آرامبخش بخوری بری :D :| که تو ترافیکش و شلوغی خیابونا و کوچه ها و حتیپس کوچه ها :| نزنی یکی رو بکشی :| یه مسیر نیم ساعته رو 2 ساعت و 40 دقیقه تو راه بودیم :|این شاید به حرف چیز خیلی بزرگی نیس ولی بخوای عقلانی بهش فکر کنی واقعا یه فاجعه ست .فکر کن تو طول روز نصف عمرت و وقتت به پشت ترافیک موندن بگذره :|معلوم نیس ت هس معلوم نیس چی هس که خوب تونست
 چهارده پونزده سال بیشتر نداشتم .اولین سالی که  وارد دبیرستان شدم .تو اون سن دخترا هم شاد بودن کودکانه  شون رو دارن و هم بگی نگی کم کم دارن خودشون رو پیدا میکنن  .فکر میکنم شکل گیری قسمت عمده ای از شخصیت به همین  زمان برگرده که اگه  از راه درست شکل نگیره بعد ها یا تو همون سن مشکلات روحی زیادی رو به وجود میاره .یکیش همون روابط هست که معمولا زودتر از موقع یا زمانش شروع میشه و  و دخترا با شنیدن چندتا حرف و تعریف وارد رابطه ای میشن  که واقعا هیچ سود
دلم یه کوچولو تنگولیده. واسه چی؟. واسه کی؟. هههه بیخیال جمعه‌ست و این دلتنگی‌هاي کوچیکش.صبی ساعت یه ربع ب شش بیدار شدم‌. صبحانه املت گوجه پزیدوندم رفتم بیرون تو هوای بارونی نوش جان کردم. آخرش هم مقداری نون رو تيکه تيکه کردم گزاشتم بالا دیوار حیاط واسه گنجیشکا. خداروشکر امسال خدا یه نگاهی به ما کرد و بهمون بارون داد. از صبی تا ظهری درسا تخصصی خوندم، الانم میخوام عمومی بخونم. بارونم قطع شده صدا گنجیشکا از حیاط میاد.  
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
نمتونم کس جدیدیو کنارم بپزیرم نه بخاطراینک قبلی مبودیا دلتنگم نه بهیچ وجه فقط میدونم باید خودمو پیدا کنم باید بتونم دستم توجیب خودم باشه و چارتا کتاب بخونم و یکم عاقل شم ,نمتونم وقتمو بزارم واس کسی ک بواسطه مستقل نبودنم منوتحقیر کنه ,خدایا ای قدرت لایتناهی ای خدای بزرگ ای مهربونترینو بخشنده ترین خودت کمک کن کمکم کن تاب اون هدفی ک تو منو بخاطرش خلق کردی برسم, امروز اون پسررو بلاک کردم نمخام تا ب اون هدف نرسیدم احدی وارد زندگیم شه ,نمخام مد
دلم میخواد بنویسم اما نمیدونم از چی ! دلم پره گفتم ناامیدم بقدری كه دنبال راهِ فرارم .همچنان قهرطورم با علی -_- اون بیچاره منتظر یه تراز خوب از منِ .هر وقت من گفتم نمیشه گفت میشه من ٢٣ روز خوندم ٣٠٠٠ شدم من بلد نیستم از این كارا ! پسرا بهتر بلدن ،خودم میشناسم از اینایی ك بعد عید خوندن ٣رقمی شدن عرفان شد ٤٤٩ ،تو آموزشگاه وقتی شیرینی آورد من شاخ درآورده بودم اصلا انتظارش رو نداشتم برهان شد١٣٠٠ :/ همون آدمی بود كه اصلا فكرش تو درس نبود اما این ر
خانوم ایکس که خودشو واسه روز زن به معنای واقعی کلمه کشت و تيکه تيکه کرد خودش یکی از ناقضین حقوق بشره. زن و مرد و پیر و جوونش بماند . چنان هشتگ فمینیست و ن فمنیست نما زده یکی نشناسه اینو فکر می کنه اصلن تا حالا حقی از همجنسش پایمال نکرده. نمونه ش دو ساعت پیش از باسن من و خواهرش تناول کرد. فازتون چیه؟ باشه تو زنی تو خوبی تو فمنیستی . من که ادعام نمیشه خودمم چسان فسان در این امر نشون نمیدم و بر این عقیده م کلن بشر با هرگونه جنسیتی موجود چرتی ست
من یه وبلاگ نویس با انگیزه بودم.در بلاگفا هر روز وبلاگم رو به روز رسانی میکردم و وبلاگم همیشه در صفحه ی اول فهرست موضوعی وبلاگ ها بود.نظرات رو آزاد گذاشته بودم یعنی بازدیدکننده وقتی نظر میداد همون لحظه نظرش در وبلاگم نمایش داده میشد.پنج ماه به تلاشم ادامه دادم اما با رفتار سرد بقیه ی وب نویس ها و بازدیدکننده ها روبرو شدم. روزی 10 نفر بازدیدکننده داشتم و هفته ای 1 نظر برام میومد.تازه این در بهترین حالت بود.در وبلاگم کد هاي جلوگیری از راست کلیک و
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دانلود فایل اوج گستران | ارائه کننده تجهیزات شبکه یک جا برای خودم علوم انسانی همسفر دریا دفاع زنجان فیتنس پنجره اي رو به شب جریان های روزانه زندگی