ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

از ترس قلب دخترت از کار افتاد

به دخترت یاد بده وقتی شاده، خنده هاشو قایم نکنهبهش یاد بده وقتی دلش شکست راحت گریه کنه.نخنده!بهش یاد بده حرفاشو قورت نده. یادش بده خجالتی بودن با شرم و حیا داشتن فرق داره.یادش بده محکم وایسته و حقشو بگیره!فریان رو بهش یاد بده تا از سکوت بغض نکنه.به دخترت یاد بده "بلدنبودناشو گردن خدا نندازه!"بهش یاد بده هرچی خوبیه از خداست و هرچی کم و کاستیه از نفس خودشه.به دخترت یاد بده هیچ چیزی توی دنیا به اندازه اشکای مادرش ارزش نداره."یاد بده وقتی
 
دیدم به دست ساربان انگشترت رفت دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت هر کسی یه سری رو به نیزه زد،رباب دَرِ خیمه فقط آه می کشید،خدارو شکر علی اصغر رو حسین پشت خیمه ها خاک کرد،اما یک دفعه دیدن یه جماعتی با بیل و کلنگ دارن میان سمت خیمه ها. یكی با نیزه اش از پشت میزد یكی با چكمه و با مُشت میزد خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر حسینم را به قصد كشت میزد مادر رسید قتلگاه،تا حالا به مادر پشت نمی کر
دانلود مداحی سید رضا نریمانی سلام آقای مهربوندر حدیثی امام صادق علیه السلام می فرمایند: بالاتر از هر عبادت عبادتی است و محبت ما اهل بیت, بهترین عبادت است
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیسلام آقای مهربونمنم همون نوکرتونهمونی که یه عمری با غصه داره سر می کنهچه خبرا با زحمتمسر تا به پا خحالتمنکنه کارام داره فاصلم رو بیشتر می کنهندارم آقا هیچ گلهچی کار کنم کار دلهولی داره فراق تو چشه منو تر می کنهآقام آقام حسین آقام حسین آقامسلام
شیشه ی عطر تو افتاد و شکستبین ما همیشه یه غریبه هستحالا که  دنیامو کرده زیروروکی تورو ازم گرفت بهم بگو!
مثه سایه ، مثه دیوارمثه زنجیر ، مثه آواریه نفر هست ، آره انگاریه شبح ! یه چهره ی تار
نمی خواد من و تو ما شیم ،نمی خواد تو قصه باشیمسر راه ما نشسته  یه دو راهی ، که جدا شیم!
اونکه نامه هامو دستت نرسوندشیشه ی عطر تو انداخت و شدبه تو گفت سر قرارمون نیایمن و تا ابد توی جاده نشوند شیشه ی عطر تو افتاد و شکستبین ما همیشه یه غریبه هست
 
مون
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌هابه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌هامرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌هابه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدکه سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌هاشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌هاهمه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کز او ساز
شرم و خجالت رو ببین میون چشمای ترم شرمنده ام آخه نشد آب برسونم به حرم آرزوهام و کرد سراب تیری که خورد به مشک آب تویی مولا و منم تا جونی به تن دارم نوکرت هستم منو خیمه برنگردون شرمندۀ روی دخترت هستم چجوری زنده باشم بیهوده بود تلاشم اینقده زخمی هستم نمی تونم که از جا پاشم ((یاسیدی یا مولا حسین عزیز زهرا)) تیره شده آسمون از اشک چشات گریه نکن قلب منو می سوزونه بغض صدات گریه نکن زودتر برو خیمه داداش برو به فکر من نباش سر و دست و چشم من قربون تو و اشک و
بالاخره دکتر پوستم رفتمهیچی نگفت فقط قرص و پماد دادده جا رفتم تا داروهاشو پیدا کنمحسابی خسته شدم .آخری سالی چقد کار دارم یهوهفته بعد برم به مشاور برسمبعدش ماشینو بدم دست بابام 26 باید یادم باشه بازم نوبت دارمتقویم گوشیم پره علامت شده????????تو کل سال انقد انور اونور نرفتم که ته سال دارم میرمخدا کنه نسخش فقط جواب بده.حالم خوبهوقتی کنار خانوادمم واقعا حس خوشبختی دارمحتی با تموم کم و کسریابا تموم مشکلاتولی یاد گرفتم زیادی از خودم حرف نزنمچون م
تعبیر خواب آب بینی دانیال نبی علیه السلام می گوید؛ آب بینی دلیل بر فرزند کند، اگر بیند آب از بینی همی آمد دلیل کند که وی را فرزند آید اگر بیند که از بینی او خلط بیرون آمد همین دلیل کند.کرمانی گوید؛ اگر بیند که از بینی او آب همی فرود آید دلیل کند که وامش داده شود و از درد و رنج و سختی و غم بره دهد و اگر بیمار بود شفا یابد.ابن سیرین گوید؛ که آب بینی در خواب فرزند بود لیکن اگر بیند که آب بینی بر اندام وی افتاد دلیل کند که وی را به سر آید. اگر بیند که
تعبیر خواب آب بینی دانیال نبی علیه السلام می گوید؛ آب بینی دلیل بر فرزند کند، اگر بیند آب از بینی همی آمد دلیل کند که وی را فرزند آید اگر بیند که از بینی او خلط بیرون آمد همین دلیل کند.کرمانی گوید؛ اگر بیند که از بینی او آب همی فرود آید دلیل کند که وامش داده شود و از درد و رنج و سختی و غم بره دهد و اگر بیمار بود شفا یابد.ابن سیرین گوید؛ که آب بینی در خواب فرزند بود لیکن اگر بیند که آب بینی بر اندام وی افتاد دلیل کند که وی را به سر آید. اگر بیند که
پارت7باچشماش داشت دنبال جای خالی میگشت که چشمش به صندلی بغل من افتاد و اومد نزدیکتر .سرمو برگردوندم و به چشماش زل زدم غم عجیبی تو چشماش بود ولی کم کم خودش رو پیدا کرد با جدیت رو به من گفت:سلام خانم اجازه هست؟خیلی سرد نگاش کردمو گفتم:سلام بله.نشست و گفت:من خودمو معرفی نکردم من یاسین کاویانپور هستم وشما؟غم عجیبی تو دلم افتاد و با صدایی که ازته چاه میومد گفتم :رها ویلسون هستم.پوزخندی زد و برگشت به حالت.یه دفعه صدای خوردن سنگی به در بالکن اومد.با
می گفت: مدتی بود یه پسری، دنبال دخترم می افتاد؛ وقتی از مدرسه بیرون می اومد، دنبالش می افتاد و تا خونه، پا به پاش می اومد. توی مسیر هم که چندتا تیکه می پروند بهش. موضوع رو به مامانش گفته بود؛ مامانش هم گفته بود به بابات نگو؛ اون اعصاب نداره؛ بفهمه، با اون پسره دعوا می کنه و کار دستش می ده؛ بذار من خودم موضوع رو با داییت مطرح می کنم تا با اون پسره حرف بزنه و بهش بگه دیگه مزاحمت نشه و دنبالت نیفته. من بعداً فهمیدم وقتی داییش باهاش صحبت کرده، با پرر
می گفت: مدتی بود یه پسری، دنبال دخترم می افتاد؛ وقتی از مدرسه بیرون می اومد، دنبالش می افتاد و تا خونه، پا به پاش می اومد. توی مسیر هم که چندتا تیکه می پروند بهش. موضوع رو به مامانش گفته بود؛ مامانش هم گفته بود به بابات نگو؛ اون اعصاب نداره؛ بفهمه، با اون پسره دعوا می کنه و کار دستش می ده؛ بذار من خودم موضوع رو با داییت مطرح می کنم تا با اون پسره حرف بزنه و بهش بگه دیگه مزاحمت نشه و دنبالت نیفته. من بعداً فهمیدم وقتی داییش باهاش صحبت کرده، با پرر
رفتی و‌بعد رفتنت گم شدساده پوشی که عاشقش بودیدر هیاهوی زندگی له شدآن که شوق دقایقش بودیقطره قطره چکید و ویران شدکوه عشقی که وارثش بودیاگر از زندگی برید و‌شکستلحظه لحظه تو باعثش بودیزندگی بعد رفتت انگارسکته ی ناگهان باور بوددین و‌ایمان من ز دستم رفتلامروت دل تو کافر بودکشتی و‌بعد مردنم دیدیخنجری که از نفس افتاددیدنی نبود این صحنهقیصری که از نفس افتادرفتی و بعد رفتنت آن مردشبهی از غرور و رویا شدخنده از چشم های او پر زددست هایش اسیر سرما
 روز های روشنت تاریک چشم در چشم نور فانوسیداد و بیداد ناله و هذیونبین خواب های نحس کابوسیشب به شب اسیر طوفانیدل بریده از طلوع فردایتمثل ابر خودسرانه میچرخیدر هوای شهر پشت دریایتبخت تو روشن است مثل پایانِبازی جوجه و گاو تاپاله!!در مسیر راه تازه ای اماعازم ظلمت چاه از چاله!!دست های پشت پرده میخواهنددر میان بغض های بیکران باشیاز صداقت نشسته در جانتدور ِ دور. مثل دیگران باشیتوی برگه های دفتر شعرتمثل یک تکه ابر روی شالیزارچشمها تا ابد ترانه
 کسر :    زنگ دوم اول داشتیم  و تدریس کسر را ابتدا با سوال در مورد تصویر موضوعی پرچم اصطلاح چند قسمت ازچند قسمت مساوی سبز و سفید و قرمز  رو عنوان کردم بعد میوه ای  رو به 4 قسمت تقسیم کردم واتفاقا یک قسمت از میوه افتاد روی زمین و پرسیدم چند قسمت از میوه  روی زمین افتاد؟ 1 قسمت از4 قسمت مساوی چند قسمت مونده؟ 3 قسمت از 4 قسمت مساوی. بعد اولین فعالیت ص 110کتاب رو پای تابلو توضیح دادم و رفتیم سراغ کتاب ص 110 و 111 و 112                                                
منبع:سایت روزنه دو کاج(نسخه قدیم) در کنار خطوط سیم پیامخارج از ده ، دو کاج ، روییدندسالیان دراز ، رهگذرانآن دو را چون دو دوست ، می دیدندروزی از روزهای پاییزیزیر رگبار و تازیانه ی بادیکی از کاج ها به خود لرزیدخم شد و روی دیگری افتادگفت ای آشنا ببخش مراخوب در حال من تامّل کنریشه هایم ز خاک بیرون استچند روزی مرا تحمل کنکاج همسایه گفت با تندیمردم آزار ، از تو بیزارمدور شو ، دست از سرم بردارمن کجا طاقت تو را دارم؟بینوا را سپس تکانی دادیار بی رحم و
درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است. دکتر گفت :.
باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه ا
رفتنی‌ها می‌روند و بلاشك یكی می‌ماند كه نیست جز او، وحده لا اله الا هو
اما این سطرها را می‌نویسم كه قرارم به هم نخورد. 
این روزها می‌گذرد واین مایه‌ی خوش‌حالی‌ست.
و اما این باقی‌اش که از بخت شکر دارم و از روزگار هم
۱۵ آذر ۹۶ ابری رسید از راه، گفتم ببار اما . . . آرام رفت و گم شد در کوهسار اما . . . در کوه ابر بارید رودی شد و روان شد می‌خواند یک نفس او تا آبشار اما . . . افتاد رود جاری از صخره ها به پایین می‌گفت ای دریغا از روزگار اما . . . در دشت‌
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهاییﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود دربِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد آخرِ وقتِ کاری بود. ﺑﺎ اینکه ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ و ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ 
parseh s:پریا انتظار داشت شناسنامه را به خودش بدهد  به طرف در خروجی به راه افتاد که نگهبان هتل در را برای پریا باز کر هوا کمی سرد بود  پریا پالتو یی که با خود داشت را  پوشید  و کلاه خز دارش را سرکرد پالتوی مشکی با خز های قهوه ای  حسابی به پریا می امد  صورتش بر اثر سرما گلگون تر شده بود و اورا زیبا تر جلوه می داد داشت  تردد مردم را میدید که باز هم مرد همیشه نگران بلند صدا زد و گفت :-  چرا بیرون رفتی سرما می خوری بیا تو تا ماشینو بیارم -  نه خوبم یکم هو
 
امشب که مهمان منی با چشم تر بابا
خیلی هوایِ وصل داری بیشتر بابا
من را مکن با گریه‌هایت خون‌جگر بابا
از رفتن مسجد بیا و درگذر بابا
شاید هوایِ روضه‌های فاطمه داری
انّا الیه الراجعون را زمزمه داری
 دیدم که با خونِ جگر افطار می‌کردی
بر خوردن نان و رُطَب اصرار می‌کردی
نام خدا را زیر لب تکرار می‌کردی
گاهی شکایت از در و دیوار می‌کردی
وقت اذان صبح دیدم اشک می‌باری
یافاطمه یافاطمه روی لبت داری
سی سال درد سینه را با چاه
????????پدر جان شکرت می‌کنیم و با شکر گذاری به حضورت میایم . شکر برای فرصتها و لحظه هایی که تو برامون مهیا می‌کنی . شکر برای ایماندارانی که تو در سر راهمان قرار میدهی که همواره ما را خدمت  و ما را همچون مسیح محبت می‌کنند . خداوندا شکر برای فرزندان راستین ات که با تو عهد بستن که تنها راه تو را پیش بروند و فرزندان خود را همینطور تربیت کنند . خداوندا شکر که تو مال ما هستی و ما فرزندان تو و همچنین فرزندان ما فرزندان تو می‌باشد . خداوندا شکر برای تیا
گره گوار» تو داستان مسخ» کافکا بود تبدیل به ه شد؟، منم فکر کنم دارم تبدیل به سگ میشم وگرنه هیچ توجیه دیگه ای واسه این حس بویایی عجیب وجود نداره (او همچنین یادش به فیلم خرچنگ افتاد که سینگل ها را به حیوانات تبدیل میکردند.)
امروز چه روزیس؟من هنوز تو دیروزم اتفاقای خوبی برام افتاد . واقعا؟بلی کلی اعتماد به نفس گرفتم . راستی یه چیزی که هستاینکه دلیل یه سری از آدما تو زندگیمو نمیدونم .یه چیز جالبی که هست که همه ازم میپرسن چرا تنهایی رو دوست دارمدلیلش  این نیست من خودمو برتر از همه میدونم من همه ادمارو رو دوست دارم و براشون ارزش قائلم .اما ادما خشمی تو وجودشونه نسبت به هم من از اون فاصله میگیرم . برام دردناکه دائم اینو ببینم . دیروز بیرون بودم و اتفاقای خوبی برا
1
من یقین دارم مادرم سرشآر از آرزوهای بزرگ است.وگرنه اسمِ دخترش را "بهآر"نمیگذاشت.و به امیدِ گل دادنش،پاییز هارا رد نمیکردو حیف.بهآرِ مادرم،هیچگاه گل ندادزرد شد و از شآخه ها افتاد.????????????????#ب_الف*دوماه دیگه نوزده ساله میشی دختر ????????????
در این پست پیامک های طنز آماده شده استدیشب اینترنتم قطع شد تا رفتم تو حال بابام با چوب افتاد به جونمو هی داد میزد یهو مادرم داد زد نزن نزن پسرمونه ….بابام تو چشاش اشک جمع شد گفت تویی پسرم ؟ چقد بزرگ شدی !* * *من در حین کنکور ریاضی :جوابی که من بدست آوردم ۲۳ هستش
خدایا امروز دقیقا اون لحظه ای که اون مریض هیچی از دنیا و ادماشو بند وبساطش نمیدونست و خودشو انداخت بغل من و محکم دستامو گرفت و بعدشم غش غش خندید حسن کردمیه چیزی اون لحظه در من شکست افتاد نمی‌دونم چی بود چی شد ولی حس غریبی داشتم اون لحظهخدایا کمکم کن تو این راه کم نیارم ????
قرارِ ما باشد نیمه‌ی آبان ماهدرست در مرکزِ پاییزکنارِ ناروَنِ پیرِ بن‌بستِ 'پرستو'همانجا که عشــــقاز دست خدا رویِ زمین افتاد و تا ابَــد در دِل آبان جا ماند.ساعتت را کوک کن ب وقتِ ملاقــاتدیر نکنی جانممن منتظــــرم.
#فریبا_مقدم
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشتحال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می دهدعشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت!آنقدر می ترسم از بی رحمی پاییز کهترس من را روز پایانی شهریور نداشت!زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه امناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغولهیچ کس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت! 
قیصرروزگارم چو رود جاری بودآسمانم وسیع و پهناورآرزویم شبیه باران بودچشم هایم لبالب از باوردست هایم پر از نوازش بودکفشم از شوق رفتنم لبریزمقصدم عشق بود و دل دادنفصل هایم قشنگ چون پاییزمی دویدم میان گل ها مستکودکی ها پر از شر و شادیمادرم عاشقانه می خندیدپدرم مرد عشق بود و ‌آزادیناگهان آسمان ترک برداشتدختری در میان قصه پریدسینه پر شد پر از غزل وارهعشق و شادی به بام‌خانه وزید شاد بودم میان بازی هازندگی کم کمک بهاری شدعاشقی شوق دیگری بخشیدز
دانلود مداحی حسین سیب سرخی حیدر کرار
شب ۲۱ رمضان ۱۳۹۸هیئت روضة العباس علیه السلام-شهادت امام علی علیه السلاممداحی زمینه جدید
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمولا مولا مولا علی ولی الله مولا مولا مولا علی ولی اللهتا صورت پیوند جهان بود علی بودتا نقش زمین بود و زمان بود علی بودشاهی که ولی بود و وصی بود علی بودسلطان سخا و کرم وجود علی بودای نام تو از روز ازل افضل اذکارحیدر کرارتا روز قیامت نشود چون تو پدیدارحیدر کرارای نقش جان نب
یه راه آرامش جدید پیدا کردم ^_^ بچه که بودم وقتی اینکارو میکردم  مامانم میگفت نکن بچه مگه قاطرای امامزاده داوودی :/ از سرم افتاد :/ رو جدول راه افتادن و میگم خیلی حال میده ^_^ دیروز اعصابم خیلی خرد بود و ناراحت بودم تو پارک دانشگاه لب جوب انقدر رو جدول رفتم اومدم اروم شدم اصن حس خیلی خیلی خوبی بود ^___^
سلام نازلیکمی مانده به اینکه یک باردیگر آبستن تو شوم. تورا با تمام دردهایت و لذت هایت تو را با تمام بودنت به دنیا بیاورم. بکشانم به سرزمینی که هیچ توجیهی برای ماندن در آن نیست. سرزمین عشق. چیزی غریب برای من و تو. هر وقت حرف می زنم می گویی تو تجربه داشتی. هممم تجربه داشته ام. اینکه خودت را ببازی به کسی که چیزی از عشق نمی داند و بعد بفهمی اشتباه بوده و سعی کنی جبران کنی. سالها تنهایی بکشی و سالها چیزی ننویسی اما یک روز آبستن شوی و دوباره چیزی کسی از
مثل ماهی های تنگم
بی قراره بی غرور
مثل یک اشکم که افتاد که نگاه
مثل دیوارم
صبورم ساکتم سردم
من همین جاها دلم را باختم
پای پیوند خیال و دلهره
سرفه ام سیگار را پس میزند
من همین جا ها خودم را ساختم
بی عبور از بادهای موسمی
بی نگاه عابران منفعل
من کمی بغضم کمی وابستگی
میروم یک شب فراموشت کنم
میروم مانند یک اهستگی
در ادامه رقابتهای مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا تیمهای پاری سن ژرمن و منچستریونایتد در حالی بازی برگشت خودشان را در پاریس برگزار کردند که تیم فرانسوی دربازی رفت و درشهر منچستر 2-0 پیروز شده بودند.                                        
 هفت صبح که چشم باز کردم اصلا حوصله نداشتم. پسرم هنوز خواب بود. زیر پتو به بالش لم دادم و فیلم کلاسیکِ از نفس افتاده » رو توی گوشی ام گذاشتم و دیدم. از پاتریشیا خیلی خوشم اومد. نیم ساعت مونده بود فیلم تموم شه، پلک هام سنگین شدند؛ گوشی ام رو خاموش کردم دوباره خوابیدم. نیم ساعت پیش با سر و صدای پسرم بیدار شدم دیدم داره تمرین های ریاضی اش رو حل می کنه. خوابالو بهش گفتم صبحانه می خوری؟ با تایید سرش موافقت کرد. دلم می خواست بخوابم اما عذاب وجدانِ کا
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

یکتا فنر معماری و زندگی موسسه حقوقی و بین المللی سام دانلود آهنگ جدید خدای من و دنیای من تکنولوژی بزرگ ????زندگینامه حضرت امیرالمومنین???? دکوراسیون منزل ، طراحی داخلی و محوطه سازی imenparto.rozblog.com